حال و هوامو تازه کن

چنگ می زنم به لحظه ها

به دامن سیاه شب

دوباره جوهری میشم

از طرز این نگاه شب

ببین چه نا امید دارم 

هی می زنم به این قفس

یه عمره دست و پا زدم 

تو این هوای بی نفس

نمی دونم  نمی دونم 

تکلیف زندگیم چیه 

دلم به سرسپردگی

به رویای تو راضیه 

دلسرد از این روز وشبم 

خسته از این دنیای پوچ

باید که از اینجا برم 

با این پرستو های کوچ 

وقتشه  از راه برسی

تو که برام مقدسی

با عطر خوب  نفست

تازه می شه هر نفسی

دست منو بگیر ببر

منو ببر یه جای دور

به شهر خوب قصه ها

به ساحل دریای نور

حال و هوامو تازه کن

نفس بده به زندگیم 

وقتشه  باز کنار هم

ترانه ی عشقو  بگیم

 

 حامد کاوه ئیان  

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: