یک نفر داره میاد

از مسیر جاده چشمای من
یه نفر یه روز شتابوون میومد
از توو تاریکی شبهای سیام
مثل یک خورشید تابوون میومد

همین دیروز با خودم حرف میزدم
میشه باز اینجاها باروون بگیره
میشه گرمای تموم غصه هام
مدتی طعم زمستوون بگیره

میشه آرامش گنگی توو دلم
بیاد و یواش یواش پر بزنه
یا مسافری غریبه ای بیاد
به شب خسته من سر بزنه

میشه باز شادی بیاد سراغ من
منو از تنهاییام در بیاره
میشه غمها از کنارم رد بشن
باروون از ابرای شادی بباره

آره میشه یه نفر داره میاد
تا منو به آسمونها ببره
منو بسپاره به اوج کهکشوون
واسه من ستاره هدیه بیاره

اونیکه چشاش به رنگ آسموون
دستاش از نوور و بلوور و شبنمه
واسه زخم شاپرک دلنگروون
پوستش از جنس گلای مریمه

انگاری به آرزوهام می رسم
از غم و تنهاییام رها میشم
پر زنوون میرم به هفتا آسموون
از شب ترانه هام جدا میشم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • مرسی از ترانتون دوستان گفتنی ها روگفتن @};-
  • سلام، خیلی قشنگ بود، مرسی =D> =D> @};- @};- @};- @};- لااااااااایکککک @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام عباس جان.. کاره زیبایی بود و دوست داشتنی.. +لایک @};- @};-
  • سلام آقای پاک بین صمیمیت ترانتونو دوس داشتم موفق باشید. @};-
  • چه امید قشنگی تو شعرتونه :-x لایک @};- @};-
  • سلام آقای پاک بین نقد که اساسی توسط دوست عزیزمون احسان انجام شده و چیزی رو ناگفته باقی نذاشته! من فقط می تونم بگم از خوانش احساس لطیفتون لذت بردم،ممنون @};-
  • سلام. زیبا بود. لایک @};- @};-
  • درود بر شما زیبا بود @};- @};- @};-
  • سلام.. ترانه زیبایی بود ..احساس تونو دوس داشتم... بدرود @};-
  • سلام در خصوص ترانه شما دوست عزیزم : 1.محاوره سازی یکی دو جا خوب نیست . شتابوون و تابوون به عقیده من به درستی محاوره سازی نشده اند . این واژه ها باید از قاعده دیگری پیروی می کردند (تغییر کلمه و نه تبدیل "ال" به "ون" ) . برای مثال : شتاب تبدیل شتابان تبدیل میشه به با عجله . تابان تبدیل میشه به درخشان و یا کلماتی نظیر اینها . 2. در مورد وزن اثر من معتقدم که ترانه رو خیلی نباید کنارش خط کش گذاشت !! برای مثال تاکید کرد که تمام ترانه متحدالارکان یا متناوب الارکان باشه . اما در کل باید وزن کار قابل درک و دستیابی باشه و خواننده را همراهی کند . برای مثال "همین دیروز با خودم حرف میزدم" ب شدت از وزن کلی اثر فاصله داره . 3. قوافی: ببره و بیاره قافیه های خوبی نیستند . ردف اصلی مد نظر قرار نگرفته . که باعث بروز یک ایراد شده . 4. ارتباط عمودی اثر و در نتیجه خط روایی داستان نسبتا خوب است و به هدفی که باید می رسیده ،رسیده . هرچند بند ابتدایی وو انتهایی به یک باره با حضور بند دوم از هم جدا شدن اما خوب هست و قابل قبول . پوزش بنده را بپذیرید . من نه شاعرم و نه ترانه سرا . آنچه نوشته ام تکرار درس هایی ست که آموخته و جسارت کردم و پای ترانه زیبای شما نشستم و درس پس دادم خدمت شما . مانا باشید شاگرد شما رجبی
    • می خواستم چند نکته رو بگم ...اما اقای رجبی تموم حرفها رو زده بودن موفق باشید
      • سلام مجدد . باید اصلاح کنم . در خط اول منظورم تبدیل "ان" به "ون" بوده است . مثل تبدیل چمدان به چمدون ! اما "شتابان" در زبان محاوره به شتابون تبدیل نمیشه. "تابان" نیز هم !! مانا باشید
    • سلام آقای رجبی در ابتدا از شما بسیار سپاسگذارم که وقت گذاشتید و ترانه منو نقد کردید. من در مواردی با شما موافق نیستم. 1.شما حتی اگر نیما هم باشید نمی توانید خط کشی برای محاوره سازی بگذارید چون معنی آن در خود کلمه آورده شده.حرفهایی که عوام در گفتگوهای روزمره شان به کار می برند.آیا شما می توانید به مردم بگویید اینطوری صحبت نکن ؟در خصوص "باعجله" و "درخشان" اصلا با شما موافق نیستم که محاوره ای باشه. 2.در مورد وزن فکر کنم دقیقا من این ترانه مو به قول شما قافیه شو با خط کش اندازه گیری کردم ونظر شما در مورد وزن را قبول ندارم.تقاضا دارم بدون عجله دوباره ترانه مو بخونید. 3.در مورد "بیاره"و"ببره"نظر شما با سختگیری که داشتید درسته. 4.نظر چهارمتون هم که خدارو شکر تعریف بود. امیدوارم از جوابیه بنده دلگیر نشده باشید همانطور که من از نقد شما خوشحال شدم.و دوباره به من در نقد ترانه هام کمک کنید.
      • سلام خدمت جناب پاک بین و احسان عزیز / من کار اقای پاک بین رو هنگام تائید خوندم اما یادم رفت که خدمت برسم عذر خواهی میکنم اولن من خیلی این کار برام جذاب بود و ازش لذت بردم وزن رو بذاریم اخر ... در مورد قافیه من کاملن تائید میکنم سلامتش رو و هیچ ایردی به ببار و بیار وارد نیست. در واقع ما برای راحت بودن تلفظ یه ی به این نوع واژه ها اضافه میکنیم و اصولن وجود نداره مثل گیاه که گی یاه میگیم اما گ یاه هست پس ب بار و ب یار هیچ ایرادی نداره مورد دوم زبان کار هست که من باز هم ایرادی در این صمیمیت نمیبینم و ردش نمیکنم اما وزن در 2 مصرع ما ایراد وزن داریم و در یک مصرع اشتباه تایپی همین دیروز با خودم حرف میزدم= با یه حرکت کوچیک روی همین به وزن بر میگرده مثلن بشه صبِ دیروز با خودم.... البته این مثاله میشه غمها از کنارم رد بشن= این مصرع هم با یه تکون کوچیک به وزن بر میگرده یا مسافری غریبه ای بیاد= ی در مسافری فکر کنم اشتباه تایپ باشه و قابل ویرایش هست اما در مجموع این کار اونقدر صمیمی هست که ادم با همین شکل هم ازش لذت ببره.. ممنونم احسان جان برای دقت و نقدت از اقای پاک بین هم تشکر میکنم و اینکه همیشه در نقد های اشتباه هم موضوعی برای اموختن وجود داره دوست ..سبز باش و شاعر @};- @};-
      • آقای صفا :-? (سوتی؟؟؟؟!!!!) 8-> ;)) مشکل آقای رجبی با قافیه ی بیاره و ببره بود نه بباره و بیاره ;))
      • مینا جان ممنون اشتباه از من /من تسلیم / الان اگر هم قافیه رو درست بدونم باز تکرار قافیه داریم و این ایراد بزرگ تری هست / احسان جان من معذرت میخام من باچشم دنبال بباره گشتم و به اولین که رسیدم همون رو مبنا کردم فکر کردم ایراد تایپ هست/// از اقای پاک بین هم معذرت میخام :">
      • درود به همه ارادتمندم دوستان عزیز . چه خوب که باز یک بحث آغاز شد . جناب پاک بین من احسان هستم آن هم زوووور . نیما کجا بود برادر جان !؟ محاوره سازی در عین بی قاعده بودن ، قاعده دارد ! در خصوص محاوره سازی به سه روش کلی عمل می کنیم(ناخودآگاه) : الف) تبدیل "ان" به "ون" : چمدان - چمدون / خزان - خزون و ..... ب)تدیل کلمات به یکدیگر : می درخشید - برق میزد و ..... ج) جابحایی ارکان : و چه زیبا بود - چه زیباد بود / و تیر می کشد سرم - سرم تیر می کشد . ----------------------- اینها خط کش نیست اما معیار های رایج است . ============= در خصوص قافیه ، بله ! سختگیری کردم . چون شما با من و امثال من فرق دارید . ما اگر ایراد داشته باشیم از تجربه کم است . اساتید بحث دیگری دارند . ============= وزن اما ! من همیشه گفتم ، در ترانه دنبال یک وزن واحد نباید بود . ترانه سرا اجازه داره هر بیت و بند رو در یک وزن بنویسد (از نظر من کم سواد) . اما و اما و اما این وزن ها باید نزدیک باشند . برای مثال سطر اول بند اول و بند دوم ترانه شما را با هم تقطیع کنیم : از/م/سی/ر/جا/د/چش/ما/ی/من ه/مین/دی/روز/با/خو/دم/حرف/می/ز/دم اختلاف بسیار نیست ؟ به عقیده من تغییر وزن ترانه ایرادی ندارد به شرطی که قدری با لطافت بیشتری انجام پذیرد . در غیر این صورت مخاطب احساس خواهد کرد که بندها از هم جداست و به یکباره ترانه سرا حرف جدیدی را می خواهد بزند . کمااینکه در ترانه شما این اتفاق رخ داده است : وقتی از کسی که دارد می آید سخن به میان آمد ، انتظار این بود که در بند دوم به این آمدن پرداخته شود اما بند دوم به "دیروز" اشاره دارد . یعنی یک فلش بک که قدری شتابزده مورد استفاده قرار گرفته است . باز هم از جسارتی که کردم پوزش می طلبم شاگرد شما رجبی
  • یه موضوعی رو من مدتهاس میخواستم بهتون بگم ! ولی نمیدونم چرا نمیگفتم ! :-( چهره شما خیلی شبیه استاد یکی از درسهای منه که متاسفانه این استادبه حد مرگ از من بیزاره و با شیطنتام سر کلاس اصلن کنار نمیاد.....این شباهت شما باعث شده من وقتی میخوام براتون کامنت بذارم یه کوچولو با استرس این کارو انجام بدم :-S :-S (اینو اگه نمیگفتم شب خوابم نمیبرد احتمالن ;)) ) ترانه زیبایی بود ولی نمیدونم چرا من بین بند اول با بندای دیگه نتونستم ارتباط برقرار کنم ... میدونم که ایراد از منه ........مرسی ...لایک @};- @};- @};- @};-
    • سلام خانم ملکی.اولا نه من نه استادتون نمی تونیم از همچین خانم محترمی بیزار باشیم.ولی خداییش با اون کارایی که شما سر کلاس این بدل ما انجام دادی نمره صفر رو شاخشه.بعدشم شما واسه کامنت گذاشتن نباید استرس داشته باشید اون وقتی شما رو می بینه استرسش بیشتره. درمورد بند اول وفرقش با بندای دیگه.. بند اول اتفاقی رو که افتاده داره میگه در بندهای دیگه فلاش بک می زنه به گذشته..
  • مرسی از ترانه شادتون لایک @};-