((فاصله یه مرگ تدریجی بود))

(( فاصله یه مرگ تدریجی بود))

تو یه دریا روکنارت میخای
تاهمیشه غرق حالش باشی
به هوای قصه دلدادی تا
پر پرواز خیالش باشی…

یه شب پر از هیاهو باتو
کل رویای منو پر کرده
حسمو به زندگی میدونی
تا زمانی که نگاهت سرده…

یه بهونه رو بغل میگیری
تا به پر کشیدنت راضی شم
باورم نمیشه که میری تا
شکل بازنده ی این بازی شم…

خونه رو مثل قفس میدیدی
مثل سد دلخوشیهات انگار
پشت هم منو قسم میدادی
دست از آرزوی تلخت بردار..

سر سپردیو یه دست دیگه
سادگیهاتو نوازش میکرد
غافل از تموم برگایی که
تا شکوفه دادنت ریزش کرد..

تک تک ستاره ها خوابیدن
من سکوتمو به تو مدیونم
یه چراغ کهنه تو دستم هست
پای انتظار تو میمونم…

دل سپردن به خیالت سخته
فاصله یه مرگ تدریجی بود
پرسه تو یه عالم رویایی
واسه دیوونه شدن کافی بود…

بسته به گوشه ی تنهایی هام
خیره به یه بخشی از دیروزم
روزگارمو عوض کردی تو
من به آتیش دلم میسوزم…

سر سپردیو یه دست دیگه
سادگیهاتو نوازش میکرد
غافل از تموم برگایی که
تا شکوفه دادنت ریزش کرد…

پایان-۷/۱۰/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: