در سوگ هموطن

گریه هامم ته کشیده،چی بگم از خاک خونه
قلبتو شکسته امروز،رخت شبهات اشکو خونه

اگه لرزیده دل تو،واسه مرگه بچه هاته
آسمونم مه گرفته،از غمه تو کیشو ماته

چی بگم که باورت شه،هم وطن دستاتو میخوام
اگه قلبت آبی مونده،دس بجمبون خیلی تنهام

“خونه لرزید،خونۀ ما،خونۀ بی کسو تنها،
خونه ای که دم افطار،پر شد از غصه و دردا

آخه رسمش اینه دنیا؟،که زمینو خاک ایران
از جنون تو بلرزه،بشه داغون بشه ویران”

لرزشی که عرشو لرزوند،از غم این آدما بود
بچه ای که دم افطار،دس به دامن خدا بود

قوم غیرت چله پوشه،قوم زرتشت،قوم شهیار
واسه بچه ای که امروز،مونده تنها زیر آوار

هم وطن ایران مریضه،مرحمی شو روی زخماش
دستتو بده به دستم،تا تموم شه بی کسی هاش

“خونه لرزید،خونۀ ما،خونۀ بی کسو تنها،
خونه ای که دم افطار،پر شد از غصه و دردا

آخه رسمش اینه دنیا؟،که زمینو خاک ایران
از جنون تو بلرزه،بشه داغون بشه ویران”

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1091
۳۹