برای سروش که …

 

 

برای سروش که دیگر نیست تا بخواند…

 

من بی تو تُو این سکانس ساکت موندم   /   وقتی که تُو جیغ هم صدا می گیره
رفتی که تموم قصه ها گریه کنن   /   وقتی که برای با تو بودن دیره

مزرعه ، مترسک و کلاغا خیسن   /   تُو دشت دوباره شُرشُر بارونه
امروز که زامبیا همه داغونن   /   امروز که چشم گودزیلا هم خونه!


وقتی که تو از میون ما… می میری…   /   بارونه و جنگلا همه می سوزن
مردای قبیله سخت تُو اندوهن   /   زنهای قبیله چش به در می دوزن


این بار دراکولا برات غمگینه   /   وقتی که نفس نفس… تو هم مجبوری
هر قدر که تو دلت به ما نزدیکی   /   هرقدر که از تصور ما دوری


صیّاد چه خوب قدرتو می دونست   /   با دست خودش چه زود گلچینت کرد
دنیا که شدید پَسته و جای تو نیست   /   پس چی توی عکسا تو رو غمگینت کرد!
؟


رفتی و فضای خونه وحشتناکه   /   این کوچه خسته از تپیدن افتاد
این درد بزرگ بی تو تنها موندن   /   تقدیر عجیب مردنت تو مرداد…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: