خاطره

توی این خاطره هم پیش منی

توی خلوت خیابون چشات

داری با من تو قدم میزنیو

همه جا پر شده از ساز صدات

دستای منو بازم می گیری

با چشات به خندهام میخندی

تا میام گر بگیرم توی نگات

چشماتو به روی من میبندی

نفسم با نفست درگیره

تو نباشی دل من می میره

تا به اسمت میرسم دنیامو

عطر موهای تو باز می گیره

با تو این خاطره رویایی می شه

هنوزم دست تو دست منه

هنوزم به خندهام می خندی

هنوزم چشماتو روم میبندی

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: