غریزه

                                      غریزه

 

برو از زندگیم ، بیرون،  بذار بازم خودم باشم

خودم رو با تو گم کردم ،  برو ، شاید که پیدا شم

 

چقد زخمی شده ، روحم ،  پراز ، فریاد ِ ، احساسم

سکوت ِ من ، غریزی نیست ،   طبیعت رو ، نمیشٌ ، ناسم (نمی شناسم )

 

آخه ذات ِ ، من ِ ساده ،  به خاکی بودنم ، شاده

حالا ، خاک ِ سیاه ِ غم ،  به گریه ، عادتم داده

 

می خواستم عشق و بشناسم ، توو راه ِ جاده ، افتادم

من از ، اسب ِ سفید ِ بخت ، توو این بیراهه ، افتادم

 

اذان ِ هر غروبم با ،  هوای تو ، افق می شد

همیشه ، جانمازم ،با ،  دعا کردن ، قـُـرُق می شد

 

فقط ، عکست ، حضورِتو ،   کنارِ من ، نشون میداد

به نبض ِ ، بی صدای ِ من ،  یه حس ِ مهربون ، میداد

 

ولی حالا ، یه شومینه ،  با عکسای ، تو درگیره

توو  ذوب ِ آلبوم ِ چوبی ، نگاهت گرم ِ تبخیر ِ

 

حالا ، پیدا شدم ، بی تو،  چقد ، حال ِ دلم ، خوبه

درای ِ خونه رو طوفان ، به شدت داره می کوبه

 

مسیر ِ جاده تاریکه ،  غریزی ، راهو می شناسم

طبیعت ، آدمم کرده ،   به بوی  خاک ، حساسم

 

با تشکر از نگاه ِ مهربون ِ دوست بسیار عزیزم زهرا قرایی و  احساس جاری ِ حمیده غفوریان بسیار نازنینم در بطن این ترانه

(ف.م ) رها

https://www.academytaraneh.com/52593کپی شد!
1711
۱۵۰

  • سارا یاوری سلام خانوم موسوی عزیز :-) مبتدی تر از اونم که بتونم نظری بدم فقط میتونم تبریک بگم بهتون به خاطر ذوق سرشار و کلام پربارتون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • افسون درباری خیلی با احساس و متفاوت بود .قلم با قدرتی دارید .آفرین به این استعداد فوق العاده =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • صادق شيخي سلام خانم سید موسوی.ترانه بسیار زیبایی بود..تصویرسازی خوب و خلاقیت در ایجاد تصاویر جدید،روان بودن و همآوایی خوب کلمات(مثل ساده و شاده) و داشتن طاح داستانی از ویژگی های این کار زیباست.البته میشد کلمات جاده و بیراهه بهم نزدیکتر باشن و همینطور تکلیف شما با غریزه مشخص نیست(سکوت من غریزی نیست،طبیعت رو نمیشناسم/مسیر جاده تاریکه،غریزی راهو میشناسم....پایدار باشید.. @};-
  • یاسمن شکفته @};- @};- من پای این ترانه ی زیبا چیزی ندارم بنویسم جز اینکه واقعا دلنشین بود @};- @};- @};- @};- =D> =D> "فقط ، عکست ، حضورِتو ، کنارِ من ، نشون میداد به نبض ِ ، بی صدای ِ من ، یه حس ِ مهربون ، میداد" حال و هوای این بیت هم خیلی خیلی دوست دارم
  • سید میلاد حسینی مرسي بابت اين ترانه كه سراسر احساسه @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • راما حیدری حالا ، پیدا شدم ، بی تو، چقد ، حال ِ دلم ، خوبه درای ِ خونه رو طوفان ، به شدت داره می کوبه درود خانم موسوی مانند تمام کارهائی که از شما خوندم زیبا وشیوا بود روزهای بهتری را برای شما آرزومندم
  • سعید ابطهی مسیر ِ جاده تاریکه ، غریزی ، راهو می شناسم طبیعت ، آدمم کرده ، به بوی خاک ، حساسم @};- درود رها مهربان احساست دلنشین بود ازین جا به تمام دوستان بگم که همواره کاراتون رو می خونم اگه تو این چندوقت کامنت نمی زارم یا دیر می زارم بزارید به پای مشغله نه چیزی دیگه.... دل من با شماست در همین یک قدمی.... @};-
    • فریبا سید موسوی به به آقا سعید گل .چه عجب .مرسی که افتخار حضور دادی .واقعن خوشحالم کردی ..درکت می کنم سعید گل و همین که عکست رو توو آین لاینها می بینیم حس بودنت رو به رخ می کشه ..با توجه به وسواس ِ خاصی که داری خوشحال شدم که کارمو دوست داشتی وباعث افتخاره .هرجا هستی سالم و موفق باشی ..با مهر =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • پریسا عبداله زاده سلام خانم موسوی ترانه ی بسیار زیبایی بود =D> =D> @};- @};- موفق و مانا باشید @};-
  • میترا موسوی درود خانم سید موسوی نازنین بی نهایت لذت بردم از خوانش این ترانه =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • مرتضی مهرعلیزاده سلام واقعا ارامش پبدا کردم با خوندن این کار زیبا و بی نقص ...پایا باشید...
  • محسن رمضانی کار روونی بود بانو موسوی عزیز همیشه قدرت احساستون، شیرینی خوندن کارهاتون رو مضاعف میکنه. لذت بردم. آفرین
  • سعید پارسا خیلی دوست داشتم... موفق باشید :)
  • محمود محكمي لذت بردم.مرسییی
  • محمود محكمي @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> :-x
  • سید احمد موسوی سلام خانم موسوی عزیز خیلی خوشحالم که ترانه تون رو خوندم و واقعا از خوندنش لذت بردم چون فوق العاده بود. از تصویر سازی شومینه و عکس ها و کوبیدن در توسط طوفان خیلی خوشم اومد من هم با اون بیت افق یکم کنار نیومدم همچنین به نبض حس مهربون دادن هم برام مبهم بود از اسب تو راه افتادن منظورتون زمین خوردن هست یا در بی راهه قدم گذاشتن؟ یکم خنگم ببخشید. مبهم بود برام با سپاس از ترانه ی زیباتون @};-
    • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب احمدی ..خوشحالم که این ابیات رو دوست داشتید ..مسلمن دوست عزیز سلیقه ی افراد با هم فرق داره منطورم از اسب به هر دو موردی که فرمودید اشاره می کنه ومنظور اصلی قدم گذاشتن توو یه راه اشتباهه به نبض ِ بی صدای من یه حس مهربون میداد وقتی نبض کسی رو در دست می گیرید حتمن طپشها و کوبشهاشو حس می کنید و....... اختیار دارید دوست گلم حتمن ایراد از نوشته ی منه که نتونستم روشنتر تصویر سازی کنم ..ممنون از توجهتون .. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • عباس حدیدی سلام خانم سید موسوی ممنون بابت ترانه زیباتون من همیشه نظرات شمارو در انتهای ترانه های دوستان دنبال میکنم تا ازتون یاد بگیرم :-x =D> @};- @};- @};-
    • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب حدیدی .ممنون از نظر خوبتون من تا جاییکه بتونم سعی میکنم قضاوت درستی در مورد ترانه های دوستان داشته باشم و وظیفمو انجام میدم منم از شما دوستان خوبم یاد می گیرم .به امید موفقیت @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • امید رمضانی درود بر شما. در اینکه کار زیبایی بود شکی نیست.بهتون تبریک میگم. فقط بیت 7 و 8 جاده و بیراهه قافیس؟ یه مقدار تردید دارم. یه توضیحی در موردش بدید ممنون میشم. موفق باشید @};-
    • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب رمضانی ..خوشحالم که دوست داشتید ..من بیراهه و جاده رو به خاطر (ه ) قافیه کردم و میدونم خیلی قافیه استخون داری نیست وشما اشاره ی درستی کردید .ممنون از توجهتون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • مسعود خلیق اخلاقی بسیار زیبا درود و سپاس
  • سمانه نوری‌ ( ميترا ) خيلي دوسش دارمممم خيلي =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> :-x
  • ازاده ربانی =D> =D> سلام خانم موسوی عزیز بسیار عالی سرودید نظر شخصی من اینه که اصلا" ایرادی نداشت بر عکس بسیار بلیغ و رسا و فصیح بود اونچه بود را عرض میکنم نه من باب تعریف .ضمن اینکه به دوستان جهت اطلاع عرض میکنم که اصلا" فرم ادبی در هر یک از انواعش از شعرو ترانه بگیر تا داستان و حکایت و... چون از مجاری ذهن خلاق میگذره در زبان وبیان تابع منطق ومعیارهای معهود نیست اصلا" گریز از هنجارها ست که یه زبان رو ادبی میکنه علاوه بر این که همواره در متون ادبی معانی واغراض ثانویه مورد نظر است مثل متون اِخباری نیست که محتمل ِ صدق و کذب ِ منطقی باشد بلکه اِنشایی ست یعنی آرزوی دل ُ میگه بنابر این تعابیر غروب و ..که بعضی دوستان فرمودند نه تنها به لحاظ ادبی اشکال نیست بلکه بر عکس نقطه ی قوت محسوب میشه اگه به انواع کنایات و بحث مجاز آگاه باشند دوستان مجاز به علاقه ی جزء مجاز به علاقه ی کل و... چنین نظراتی رو با احتیاط بیشتری ارائه میکنند کسی که متنی رو نقد میکنه حد اقل ِ مختصات اطلاعاتی ش می باید آشنایی با این موارد باشه به هر حال کار زیبا و قوی و خوبی خوندم و بسیار هم لدت بردم اگر بعضی ازکامنت دوستان را پای کار ندیده بودم به همین لذت بردن اکتفا می کردم ودر دل می ستودم اما خواستم از اونچه که الفبای نگرش ادبی ست دوستان دور نباشند چون بسیاری از دوستان در رشته هایی اشتغال دارند که مطالعاتشون در حوزه ی ادبی ممکنه اونقدر وسیع نباشه .ببخشید که پر حرفی کردم .بسیار عالی خسته نباشید خانم موسوی گرامی =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- :">
    • فریبا سید موسوی آزاده عزیزو گلم .همیشه از نظرات ادیبانه و علمی که پای ترانه های دوستان به درستی می نویسی استفاده می کنم و واقعن از حوصله و بزرگواریت بی نهایت ممنونم .بله خانمی هر کسی تعبیری از آسمون و کوه و دریا و ..داره واین تفاوت نگاهه که می تونه از آسمون سیاهی و تگرگ و ببینه واز خیس شدن توو بارون چندشش بشه یا برعکس آسمونو فضایی پر از نورو پرواز..و بارونو ترنم عشق و صفا و موسیقی ِ بارش ِ آب ببینه ..نظرت کاملن درست و متینه ..ممنون از وسعت دیدتون..با مهر =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • متین آماده می خواستم عشق و بشناسم ، توو راه ِ جاده ، افتادم من از ، اسب ِ سفید ِ بخت ، توو این بیراهه ، افتادم فریبای عزیزم فقط یه چیز میتونم بگم که اونم "لایک" هستش.موفق باشید هوارتاااااااااااااااا :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};-
    • فریبا سید موسوی متین جان خوشحالم که به دلت نشست.امیدوارم اسب سفید بختت به اوج بالاترین عشق آسونی برسه ..مانا باشی عزیزم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
  • محمدزرعی روزبهانی سلام فریبای عزیز محشر بود فقط همین .
  • هادی صمدپور قبل درود با عجله بگم اول میپسندم درود به خدا غرق ترانتون شده بودم عالیه ارتباط افقی و عمودی ترانه خیلی خوبه واقعا لذت بردم مضمونشم دوس داشتم بیانتونم عالی بود چی بگم اخه جدی همه چیز خوب بود یه نسخه یادگاری برداشتم برای خودم بی اجازه هه :-x 8-> =D>
    • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب صمدپور.خوشحالم که پسندید .خیلی لطف دارید دوست عزیز .ایرادی نداره دوست عزیز ..براتون آرزوی بهترینارو توو زندگی دارم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • معصومه عرفانی ( عرفان ) سلام خانم موسوی بزرگوار بسیا بسیار زیبا و عاطفی سرودید در پناه حق سالم و برقرار باشید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • مسعود حسنی سلام خانم موسوی ترانه تون بسیار زیباست من فقط با ویرگولها یکم مشکل داشتم
  • آرش توفیقی سلام به بانویی که مرا می فهمد !!! پریشب خونه ی علیرضا روشنی بودم و اونجا به علی عزیز گفتم که علی کامنت بانو موسوی پای ترانه ی تقدیمی ام به یغما را بخوان ، با هم پیام را خواندیمو پیام شما دقیقا شرحی بود که من در تبریز قبل از خواندن ترانه به دوستان می دادم ، یعنی باورم نمی شد که چگونه وارد مصرع هایی از ترانه شدید که جز با راهنمائی امکان پذیر نبود !!! به خاطر همین خواستم پای ترانه ی خودتان تقدیر کنم از حضوری که بسیار ارزشمند و مقدس برایم بود ، زیرا آنچه را گفتید که فکر کردمو نوشتم !!! **** بانو ترانه ی زیبائی از شما خواندم و گاهی اوقات تصاویر انتزاعی و ترکیب های دور از ذهن اذیتم کردند ، اما در مجموع مثل همیشه از شما آموختم و خوشحالم که بودنتان جزو معدود حضورهایی ست که خوشحالم می کند !!! **** با لباس آبی از من بیشتر دل می بری آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم ( مهدی فرجی ) **** با امید دیدار و ساعت هایی پر از شعر " دادا " ی کوچکتان آرش توفیقی @};-
    • فریبا سید موسوی درود برشما آرش عزیز بله حق با شماست واقعن وقتی داستان تلخ استاد پناهی و از بین بردن خودش رو توو اون شب تنهایی و مرگ یاد آوری می کنم دلم از غصه پر میشه ممنون که ترانمو خوندید ونمیدونم کدوم تصویرها اذیتتون کردن ولی چشم حتمن توو کارای بعدی سعی می کنم تصاویر بهتری خلق کنم ..ممنون از اینکه قدم رنجه کردید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • ديانا سكوت سلام فريباي نازنين هزاران بار لااااايك:-):x@};-
  • الهه صادقي سلام فريبا بانوي عزيزم... @};- چيزي ندارم بگم..........مگه قبلن داشتم؟؟!! :-? شكستم!!! آسون و بي صدا....!!!! و اومدم... ....خيلي دير....... اومدم بگم ممنونم و مديون بابت همه ي مهربونياتون... :-x گاهي وقتا نميشه عشقو نوشت!!! نميشه دوست داشتنو گفت... فقط ميشه لمسش كرد با همه ي وجود و از صميم قلب... تو اين لحظه ها از چيزي لذت نميبرم ولي مگه ميشه ترانه ي شمارو خوند و لذت نبرد!!! مگه ميشه آكادمي بيام و دلم پرنكشه سمت ترانه هاي شما و حميده سادات و ديانا و خيلياي ديگه، حتي براي چندمين بار...!!! سختم بود نوشتن... ولي نوشتم...نوشتم چون خيلي بده دختر پاي ترانه ي مادر بياد و چيزي ننويسه! حميده راست ميگه...شما قلبتونو زندگي ميكنيد بانوي نازنينم.... همينطور برادر تبريزي خوبم هم راست ميگن... احساس شما عين صداقته...خالصه چون با دلتون مينويسين!!! خالصه چون با تموم بغض شاعرانتون مينويسين بانو فريباي عزيزم... و من......با احساسي كه شايد ارزني ارزش نداشته باشه.... براتون سرودم و با يه دنيا مهر خالصانه تقديمتون ميكنم.... ===================== شب گريه هاي مِهرماهي را تو راندي... از چشمِ اين دختر كه تقديرش عجيب است!!! هر شب شفاي بيكسي را از خدا خواست... هرشب دلش لبريزِِ يك امَََن يُجيب است!!! ---------------------- گاهي پر از فرياد بودم..مهربانم... سهمِ من از فرياد ها، حنّاق ميشد!!! لبخند زيباي تو اما بي بهانه!!! هر شب به اين شب گريه ها سنجاق ميشد...!! ---------------------- من دلخوشي هاي خودم را غسل دادم... سهمِ تمامِ بغضِ من سنگِ لحد شد...!!! تو هستي اما...مثل من تنهاي تنها... اصلن چرا دنياي ما اينقدر بد شد؟؟؟ ---------------------- اينجا كه هستي مي بُرم از غصه هايم... اينجا كه باشي سهمم از دنيا بهشت است!!! زاييده ي فصل خزانِ بيكسيهام... با تو تمامِ روزهام، ارديبهشت است!!! ---------------------- من پانزده سال است بانو.....درد دارم!!! مي پوسم از نو...پا به پاي درد هايم... اما تو هستي...اين مهم است و دگر هيچ... دردت به جانِ دردهايِ دردهايم...!!! ---------------------- دردت به جانِ دردهايِ دردهايم!!!!!!!!!!!!!!!!! :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-( :-( :-( :-( :-( :-( :-( :-( :-(
    • رسول آدینه خانم صادقی عزیز این شعر فوق العاده زیباست =D> =D> =D> =D>
    • علی ادریس زاده الهه عجیب زیبا بود.خیلیییییی دوست داشتم.این 15 سال اندازه و هنر و درکش چند صد ساله =D> =D> =D>
    • حسین خزایی الهه عزیز واقعا ................. :-? :-? :-? :-? @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
      • سهیل پیلتن افرین خانم صادقی بسیار زیبا سرودی لذت بردم از خواندنش @};- @};- @};- =D>
    • مجید صادقی الهه تو بی نظیری میدوستی یا نه @};- @};- @};-
    • حميده سادات غفوريان الهه ی نازنینم اگر من توی پونزده سالگی قلبی به وسعت قلب تو داشتم الان توی بیست و پنج سالگی یک اسطوره بودم، یک جای دیگه این حرف رو زدم والان دوباره که نه، حاضرم صدبار دیگه هم بگم و بدون هیچ جو زدگی و هیجان زده شدن بی موردی به عنوان یه کسی که اگر شاعر خوبی نیست دردشناس خوبیه، همین جا دراین صفحه اعلام میکنم: دوستـــان من: الهه صادقی پونزده ساله ی امروز رو به خاطر بسپارید چرا که به زودی زود تبدیل به یک اسطوره در عالم شعر خواهد شد.... این جمله رو با تمام حیثیت شاعرانه م امضاء می کنم. حمیده سادات غفوریان
    • هادی صمدپور درود الهه خودتییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی وای چی بگم عالیه و فوق العاده. الهی به هر چی میخوای برسی مانا باشی همیشه یا حق
    • فریبا سید موسوی وای الهه جان....دارید با من چیکار می کنید .بار اول خوندمت ..هم تورو .هم حمیده رو ..ولی فقط گریه کردم ..چقدر خدا منو دوست داره ..چه دوستانی گلی ...به مرگ ِ یدونه دخترم نتونستم بنویسم ..با تو همسنه .یه چیزایی هم می نویسه .اولین شنونده ی شعرا و ترانه هامه .اولین نقد کننده ی کارام ..گاهی از دستم عصبی میشه ..آخه جز اون کسی پیشم نیست تا فریادمو گوش کنه .ولی تو...این شبیه یه معجزه هست ..الهه جان دختر قریحه پرداز من .گلم ، مهربونم ، باورم نمیشه ..گاهی می گم نکنه الهه از نواده های حافظ و شهریارو مولاناو...ست ..الهه تو نابغه ای ..فوق العاده ای..توو سن 15 سالگی و پایه تحصیلی تو که هنوز دستورات و فنون ادبیات و شعر تا دیپلم گرفتن و حتی گذروندن ترمهای د انشگاهی به تکامل و فهمت از ادبیات هنوز کمکی نکرده چطور می تونی اینطوری قلم بزنی .به خدا حیرونم ..الهی قربون اون انگشتای نازو لطیفت برم که برای من نوشتی ..الهه جانم من برات چیکار می تونم بکنم ..مگه من چیکار کردم که منو لایق این همه عشق و صفا و محبت و مرامتون کردید .فدای تو بشم که انقد با مرامی ..تو که منو اونطور توصیف کردی و بهترین و زیباترین واژه هارو برام به کار بردی که حقیقتن لایقشون نیستم من از چه جمله ای از چه قطعه ای از چه جناس و تلفظ و تشبیه واستعاره ای برای توصیف خوبیها و مهربونیات کمک بگیرم الهه ی آب ..الهه ی موسیقی ..الهه ی غم :- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
      • فریبا سید موسوی منتظرم باش الهه .. :-x
      • حميده سادات غفوريان به جان خودم اگه بری براش شعربگی از حسادت خودمو حلق آویـز می کنم فریبا بانو گفته باشم :-S ;)) ;))
      • الهه صادقي آجي اگه واسه حلق آويز كردن كمك خواستي بگو پياده تا مشهد ميام ;)) :"> 8->
      • الهه صادقي سلامي به مهربوني و بزرگواري مهربان ترين و دوست داشتني ترين بانوي آكادمي :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x بانو فريباي نازنينم... شما قشنگ ترين بهونه ي بودنِ من تو آكادمي و ادامه دادنم هستيد... خيلي دوستتون دارم... @};- از اون دوست داشتنا كه خالص و صادقانس... از اون حسا كه هيچ وقت نميشه تو هيچ لحظه اي از زندگيت انكارشون كني... خيلي خيلي خيلي ممنونم كه هستيد.... اينم از اون تشكراس كه اگه هرروز تكرارشون نكنم راهه گلوم بسته ميشه! لايق محبتاتون نيستم فريبا بانوي عزيزم... خدا دختر نازنينتونو براتون حفظ كنه.... بايد به داشتن چنين مادر نمونه و نازنيني با تمام وجود افتخار كرد... و من چقدر خوشحالم كه بودنتون يه اتفاق بي نهايت قشنگ و يه افتخار بزرگه براي همه! ------------- در فصل سرما، شعرتان آغوش خورشيد... تفسيرِ عشق و مهرباني را خدا كرد... در آسمانِ قلبِ من آبي تريني...!! هر شب براي بودنت باران دعا كرد.... ------------- ممنونم از همه ي دوستانِ عزيزم كه محبت داشتن نسبت به سروده اي كه حقيقتن در حد بانوي بزرگوار آكادمي نبود... و حميده جان، خواهر گلم: تو يه دونه اسطوره ي آكادمي هستي آبجي و مطمئن باش اونقدر بزرگ و عزيزي كه با همه ي وجودم و احساسم و قلمم ، هرچقدر هم كه خوب بنويسم به قدرت قلم و بيانِ تو نميرسم خواهري... همتونو صادقانه دوست دارم و ممنونم كه كنارم هستيد... از طرف كوچك ترين عضو آكادمي....از لحاظ سواد و تجربه و سن و همه چي!!! @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • فریبا سید موسوی بابا دعوانکنید اصلن من خودمو حلق آویز می کنم تا از دست هردوتاتون راحت بشم برای حمیده جونم شعر نوشتم حالا باید برای الهه ی گلم ترانه بنویسم ..چه می شه کرد .هی شعرای خوشگل خوشگل می نویسیدبا کامنتاتون دیوونم می کنید هی منم باید برم شعرو ترانه بنویسم 8-> فکر کنم بعد 2 ماه اینجا همه فقط برای همدیگه ترانه بنویسن .فکر کنین ;)) چه خوب می شه ها ..پس من رفتم از این سوپریه بغل 3 متر طناب بخرم ...فعلن .. :-S
      • فریبا سید موسوی الهه جان .سرانگشتای نازنین و لطیفتو هزاز بار می بوسم که به این زیبایی رو صفحه ی کاغذ می رقصه و عشق و شور خلق می کنه الهی قربونت برم که انقد ماهی .خیلی دوستت دارم .. =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • عمران عیسوند ترانه خوبی خوندم/درود @};-
  • شراره مسگرچیان درود فریبای عزیز @};- @};- برو از زندگیم ، بیرون، بذار بازم خودم باشم خودم رو با تو گم کردم ، برو ، شاید که پیدا شم @};- زیبا بود =D> =D> =D>
  • حسام بهمن سلام خانوم موسوی. ساده نویسی تون منو جذب کرد. ترانه تونو دوست دارم.مرسی. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • علیرضا روشنی درود خانوم موسوی عزیز نقد کردن شما در سطح سواد من نمیگنجه و این نظرهای شخصی که میدم جسارتی بیش نیست. قبلن بابتشون عذر میخوام آخه ذات ِ ، من ِ ساده ، به خاکی بودنم ، شاده تو این مصرع میخواستین ساده بودن ذاتی و خاکی بودن رو تو ذهن مخاطب تداعی کنین. که خوب چه دلیلی به کلمه ی شاده بود؟ در ضمن ذات که شاد نمیشه روح، قلب، و خود فرد شاد میشن معمولن. تو بند قبلی هم متوجه دلیل جدا نوشتن "نمیشناسم" نشدم و... با آرزوی قلمی نویسا @};-
    • فریبا سید موسوی درود بر شما استاد روشنی عزیز ..بله راستش شنیده بودم که توو محاوره می گن مثلن فلانی ذاتن آدم شادیه ..ولی حقیقتش خودمم برای این ترکیب دچار تردید بودم ومی بینم که باید تردیدمو جدی می گرفتم ..واما در مورد نمیش ناسم ;)) برای این جدا نوشتم تا دوستان به اشتباه نمی شِناسم نخونن ..چون اونجوری دچار بی وزنی می شد ..ولی حق باشماست وشاید از بی سوادیمه :-) ..از توجهتون واقعن ممنونم و خوشحالم که به خوندنم اومدید..با مهر @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • آیدین قره باغی سلام این ترانه قابل نقد نیست!!! این ترانه زندگی کرده.... نفس کشیده.... بوی خاک وگل میده.... صادق بی آلایش..... به احساس پاکت احترام میذارم.... چون میدونم با کی دارم حرف میزنم.... آیدین @};-
    • فریبا سید موسوی ممنون آیدین عزیز و بزرگوار..خوشحالم که احساسم رو خوندی و فهمیدی ..نظر لطفتون قدرت سرودن رو در من بیشتر می کنه ..مرسی دوست خوبم .در پناه حق باشی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • حميده سادات غفوريان سلامي به مهــرباني خودت فريبا بانـوي عزيزم. يه حرفي رو دلم مونده كه اگه نگم نميدونم باز فرصت بيانش رو پيدا ميكنم يا نه! خيلي وقتا كه فرصتي دست ميده و ميام شعرهاي دوستان رو در آكادمي باز ميكنم مي بينم نظر و امضاي يك نفر پاي تمام ترانه ها هست. مي بينم برعكس خيلي ها كه به يكي دو جمله ي كوتاه و از روي شتاب درباره ي آثار بسنده كردن، يك نفر اومده و با تمام توجه و احساسش ترانه رو خونده و مطمئنم براي تحليل انقدر وسواس داره كه چند بارم خونده و بعد نظرش رو نوشته، مي بينم يه نفر مياد و با تمام وجودش و با تمام صداقت و زلالي منشش هرچي كه در چنته ي اطلاعاتش داره براي صاحب ترانه مي ذاره، مي بينم برخلاف خيلي ها براي فصل كردن نيومده ، نيومده براي تخريب، براي انتقام جويي و خــدا ميدونه نظرات مهربونش چندتا از بچه هايي رو كه تازه شروع به ترانه نوشتن كردن دلگرم كرده و باعث شده ادامـه بدن. فريبا جان نه به خاطر ساعت ها وقت ارزشمندي كه صرف مي كني، نه به خاطر تمام صداقت و وسواست براي كمك به دوستان، نه براي اين همه انرژي و دلگرمي كه بي دريغ و بي ريا به همه مي بخشي، بلكه به خاطر نيّت پاك و صفاي باطنت لايق والا ترين درود ها و سپاس هايي. نفست توي آكادمي بركته و خـدا مي دونه بي تكلّف ميگم كه هميشه به مهربوني و صبوريت غبطه مي خورم و افتخار ميكنم. دنيا دنياييه كه اگه دست نوازشي به سرت مي كشن يا مهمانت ميكنن به لحظه اي درددل كردن، يا حتّي نظري براي كارت ميدن، ميذارنش روي ترازو كه اگه لازم شد بعد نقدي تسويه كنن! و درچنين دنيايي وجود آدمهايي شبيه تو معجزه س بانـو. هميشه سالم، سربلند و شادو خوشبخت باشي عزيزم. دوستان همدلم! قدر اين بانـوي مهـربان و زلال آكادمي رو بدونيد اينو با تمام قلبم ميگم. به افتخار فريـــبا سيــد موسوي، بانـويي كه قلبش را زنـدگي ميكند: =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> ((بهـــشت دو جهـــان نصيــبتان))
    • مجید صادقی سلام خان غفوریان عزیز من به عنوان یه عضو کوچک از این آکادمی بابت این حرفایی که اینجا نوشته صمیمانه تشکر میکنم باور کن این حرفا همش حرف دل من بود من همیشه گفتم باز هم میگم و خواهم گفت خانم سید موسوی برای این آکادمی یه فرشته به تمام معناست برای من یه مشوق یه راهنما و یه دوست به تمام معنا بوده با حوصله مثال زدنی خیلی چیزا رو به من آموخته به افتخار فریبا سید موسوی بانویی که قلبش را زندگی می کند =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
      • الهه صادقي =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> :-x :-x :-x
      • فریبا سید موسوی فدات شم الهه جون .دختر با احساس و خوبم ..خیلی دوستت دارم گلم .. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • فریبا سید موسوی ممنون برادر همیشه خوب و متواضع مجید ِ خوش قلب ..در برابر این همه محبت و عشقی که شما و حمیده نازنینم و دیگر دوستان بسیار بسیار خوبم نثارم می کنید چیزی ندارم بگم .جز اینکه..مخلص و ارادتمندم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • علیرضا روشنی لایک و البته ایضن...
      • رسول آدینه =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- به شدت موافقم
      • علی ادریس زاده =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D هرچی از بانوی شعر و شخصیت فریبای عزیز تقدیر بشه کمه @};-
      • محمدزرعی روزبهانی من مات این پیام خانم غفوریان شدم باید از این آکادمی یاد گرفت که اینجا قبل از اینکه تو فضای سایت محبوبترین باشی باید تو دل دوستات محبوبترین باشی . و اگه می خوای پر بازدیدترین باشی نیاز نیست زیاد بازدید کنی واسه ایجاد رودربایستی بلکه باید حرف دلشونو بزنی . خودشون پیداشون میشه این ترانه و صاحبش به این دو دلیل به نظر من محبوبترین و پربازدیدترینهاست
      • حسین خزایی به شخصه از حضور در کنار اساتید و دوستان خون گرم چون سر کار خانم موسوی و سرکارخانم غفوریان و دیگر اساتید که از محضر تک تک آنان بسیار آموخته ام حس افتخار می کنم . اونقد این محیط گرم و صمیمی هستش که به هیچ وجه حس نمی کنم که در یک محیط مجازی به سر می برم . آرزوی توفیق و سلامتی روز افزون برای همه عزیزان. @};- @};- @};-
      • سهیل پیلتن =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};-
      • فریبا سید موسوی زنده باشی حسین ِ عزیز و گل ..به خدا انقد شرمنده ی عزت ِ نفس ِ حمیده ی عزیزم بودم که واقعن نمیدونستم چه پاسخی بدم ..این منم که انسانیت و فروتنی رو از شما یاد می گیرم ..بسیار ممنونم از ته دل آرزوی خوشبختی و سعادت براتون دارم .. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • فریبا سید موسوی جناب روزبهانی گل ...از نظر خوبتون واقعن به وجد اومدم ..این آکادمی غیر از اینکه کمک شایانی برای به تحقق رسیدن هدفهام کرد دوستان بسیار بسیار خوبی رو به من معرفی کرد ..وشاید فکر کنید اغراق می کنم ولی بالاخره دوست واقعی خودم رو توو این مکان ِ دل انگیز پیدا کردم ..ازتون بابت لطفی که بهم دارید بی نهایت سپاسگذارم .. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • فریبا سید موسوی جناب ادریس زاده ..به خدا نمیدونم در برابر این همه احساسات ِ پاک ِ شما دوستان بزرگوار چی بگم ..حمیده بدجوری منو غافلگیر کرد ..زنده و پاینده باشی ..مرسی برادر خوبم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • فریبا سید موسوی شرمنم می کنید برادر خوب و گلم .ازت یه دنیا ممنونم رسول ِ مهربان و با محبت @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • فریبا سید موسوی ممنون علیرضای عزیزو فهمیده ..زنده باشی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • فریبا سید موسوی برای حمیده نازنینم ..همین.. چقد خوب می نویسی بانوی اردیبهشتی چقد پاک و زلال و عاشق و نیکو سرشتی مرا شرمنده ی گل واژه های پونه کردی شبم را همنشین لاله و بابونه کردی از الماسی ، برای درد ِ من سنگ ِ صبوری مسیر ِ اعتمادم را تو در حال ِ عبوری تو با بال ِ قلم ، تن پوشی از ابری ، فرشته خدا قلب ِ تورا از خاک مهتابی سرشته من از شرمندگی روی نوشتن را ندارم خیالم یخ زده ،ذر بزم ِ چَشمت ، جا ندارم "سلامی ، بر تنش های غم و سرگیجه هایم " عذاب و استرسهای شب و دل پیچه هایم طنین ِ قهقهه ، "لبخند ِ کوکی "را ندیده جهان کلبه ام بر شهر ِ متروکی رسیده هنوز از "شو ک ِ آخر " غرق ِ احساس و سپاسم هزاران بار زمستانم ، تو کردی، " بی حواسم " رفیق ، رویای ِ تنهایی پر از سرخوردگی هست میان ِ قلب ِ من ، "جایی برای زندگی " هست باتمام عشق و وجودم ..رها =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • حميده سادات غفوريان فریبا بانو آخرش منو سکته میدی با این مهربونیات :-< :- :"> :"> :"> :"> :"> واژه واژه ی شعرت رو روی قلبم حک کردم بانو ولی توروبه خدا منو انقدر لوس نکن من عادت ندارم به این همه محبّت دیدن. :-S :-S گریپاش میکنم ها :-S :-S ;)) انشاءالله لحظه لحظه ی زندگیت سرشار از آرامـش، شادی و خوشبختی واقعی درکنار خانواده و عزیزانت باشه. مهربان ترین بانـوی آکادمی ترانه. :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((هرآنچه که نامش خوشبختی است نصیــبتان))
    • سید میلاد حسینی تنها حرفي كه ميتونم بزنم اينه سعي كنيم همچين ادماي ارزشمند رو از دست نديم نرنجونيم تقديم به استاد عزيزم خانم موسوي @};- @};- @};- @};- @};-
  • عسل پوریونس مسیر ِ جاده تاریکه ، غریزی ، راهو می شناسم طبیعت ، آدمم کرده ، به بوی خاک ، حساسم @};- @};- بسیار زیبا استاد عزیز:) هم استفاده کردم و هم بسیار لذت بردم:) مرسی
    • فریبا سید موسوی درود بر شما عسل عزیز ...خیلی خوشحالم که دوست داشتی دوست نازنین ..استاد ;)) عزیزم این نهایت صفا و بزرگواریتونه که وقتی اینجوری خطابم می کنید قلمم رو برای سرودن سختتر و تیزتر می کنید ..فدای مهربونیت گلم ..مانا باشی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • محمدرضا رجب پور واقعا چی میشه گفت استاد! گاهی توصیف یک نوع غم خاص قلم خاصی هم میخواد.قلمی که امثال محمرضا رجب پور ازش محروم اند. فوق العاده بود.شدیدا می پسندم @};- @};- @};- @};-
    • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب رجب پور ..به خدا شرمندم می کنید وقتی اینطوری خطابم می کنید .واقعن لایق این همه سعه صدر و بزرگواری شما نیستم ..اینو نگید ترانه ی آخرتون انقد زیبا بود که واقعن تحت تاثیر احساس سرشارتون قرار گرفتم..آفرین عالی بود ..ممنون که خوندید دوست بزرگوارم .در پناه حق باشید =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • مجید صادقی سلام بر بانوی مهربان آکادمی اظهار شرمندگی بابت تاخیر ممنون که با خواندن این ترانه زیبا مهمانمان کردین واقعا جای تحسین داره قلم زیباتون لذت بردم از خواندن این ترانه زیبا می پسندم شدید مسیر ِ جاده تاریکه ، غریزی ، راهو می شناسم طبیعت ، آدمم کرده ، به بوی خاک ، حساسم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    • فریبا سید موسوی درود بر شما به به چه خوب که عکس گذاشتید .خیلی دوست داشتم این برادر متشخص و مهربونو ببینم وچشممون رو به دیدن روی گلتون روشن کردید .اختیار داری مجید عزیز هر وقت بیاید قدمتون روی چشم ترانه هام جا داره ..نگاه با صفای شما تحسین برانگیزه .شرمندم می کنید..میدونستید یکی از کسانی که خیلی به من برای بهتر سرودن انگیزه میده شمایی .جدی می گم ..انسان ِ مهربانی که برادرانه با تشویقهای بی دریغش منو برای خلق آثار بهتر یاری می کنه و از این بابت نهایت قدر شناسی و سپاس رو دارم ..ممنون که هستید ..به امید موفقیت روزافزون شما .با مهر =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • مجید صادقی سلام دوست خوبم بابت عکس امیدوارم امشب کابوس بینین ;)) خواهر خوبم الان من باید چی بگم چه حرفایی میزنی شما خودت خوبی خودت مهربونی خودت قلبت پاکه و چون نوشته هات از قلب مهربونت بیرون میاد بر هر دلی میشینه به بودن خودم در این آکادمی میبالم که در کنار انسان های بزرگی چون شما هستم و می آموزم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • مجید صادقی اخ شرمنده این نبینین بوده چرا شده ببینین اون دیگه من نمیدونم
  • سید علی برقعی سلام رهای عزیز ... این کارتونو قبلا هم تحسین کرده بودم ... عالیست عزیز بسیار عالی ... دوسش دارم =D> @};-
  • آیدین صبور می خواستم عشق و بشناسم ، توو راه ِ جاده ، افتادم من از ، اسب ِ سفید ِ بخت ، توو این بیراهه ، افتادم شاه کلید ماجرا بود. اول از همه از نوع نگارشتون و اینکه براتون مهمه کارتون چطور خونده شده ممنون. فضای کارهای اخیرتون خیلی بهمدیگه نزدیک شده. یه گریز کوچولو بدک نیست
  • مریم جلائی سلام خانم سید موسوی عزیز ترانه تون خیلی عالی بود. شاد باشید @};-
  • حسین خزایی بسیار زیبا و پر احساس .. واژه واژه سر شار حس و ارتباط. شب گذشته به دلیل مشکلات سایت افتخار لذت بردن از خوانش این ترانه زیبا رو در پیج را داشتم . درود @};- @};-
    • حسین خزایی امروز پا نوشت همه ترانه هایی که خوندم یه دوبیتی از دلنوشته های خودمو تقدیم کردم : این دو بیتی تقدیم ترانه شما : منو باور نکن ، من باتو سردم تو که حست پر از آتیش عشق رهام کن تا کنار غم بمونم ببین حرفام همش تفتیش عشق تقدیم به قلم پر احساس شما. @};- @};- @};-
      • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب خزایی عزیز وگل ..خواهش می کنم دوست محترم وخوشحالم که همیشه هستید ...از دوبیتی بسیار زیباتون واقعن لذت بردم ..آفرین بر شما وسپاس برای این تقدیمی دلنشین منو باور نکن ، من باتو سردم تو که حست پر از آتیش عشق رهام کن تا کنار غم بمونم ببین حرفام همش تفتیش عشق =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • رسول آدینه سلام خواهر عزیزم خانوم موسویِ خوب شاید بیشتر از اون نکته ای که کریم غمخوار عزیز وحمیده سادات هنرمند اشاره کردن من نتونم نظر در خور دیگه ای بدم البته توضیحات شما هم جای فکر داره(اذان فلان به افقِ فلان شهر) من نمیتونم این توضیح و ندیده بگیرم خواهر گل وبزرگوارم کارتون از اون دست ترانه هاس که باید چندین بار خوند از تصاویر وتعابیری مثلِ توو ذوب ِ آلبوم ِ چوبی ، نگاهت گرم ِ تبخیر ِ نمیشه گذشت =D> مسیر ِ جاده تاریکه ، غریزی ، راهو می شناسم طبیعت ، آدمم کرده ، به بوی خاک ، حساسم =D> =D> =D> =D> =D> =D> -------------------------------------------------------- یه نکته ی خیلی خوبه دیگه این بود که شما ارتباط بین ابیات رو با توجه به تعابیر مختلف اصلا از دست ندادین واز اول تا آخر کارتون ناچار شدن به جدایی نمود داشت برو از زندگیم ، بیرون، بذار بازم خودم باشم خودم رو با تو گم کردم ، برو ، شاید که پیدا شم ودر اواسط کار حالا ، پیدا شدم ، بی تو، چقد ، حال ِ دلم ، خوبه بنظرم خیلی خوب رو این مرز حرکت کردین -------------------------------------------------- امیدوارم تونسته باشم شاگردِ خوبی باشم براتون @};- @};- @};-
    • فریبا سید موسوی به به استاد عزیز و افتخار اکادمی ..رسول عزیز قدم رنجه کردی که به خوندنم اومدی ..درسته هردوی عزیزان به درستی این نکته رو گفتن ومن جابجایی ارکان رو توو این مصراع در نطر نگرفتم ..خوشحالم که انقد عمیق ترانمو خوندی وبرای یه نویسنده ی تازه کار مثل من هیچی خوشایندتر از این نیست که ببینه نگاهش وتصاویری که خلق کرده تفهیم بوده یانه وخوشحالم که شما و دوستان عزیز کارمو دوست داشتید ..اختیاردارید رسول عزیز شکسته نفسی می فرمایید استاد عزیز ترانه ی آخرتون انقد با احساس و زیبا بود که چند لحظه توو حال خودم نبودم ..بازم ممنون و خیلی خوبه که استاد به این خوبی هستید =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • آراس . مقامی سلام ابجی فریبای نازنینم نمیدونم چرا بعده خوندن ترانه ی ماهت بغض کردم عین این بچه سوسولا مخصوصا بعده خوندن این بیتت اذان ِ هر غروبم با ، هوای تو ، افق می شد همیشه ، جانمازم ،با ، دعا کردن ، قـُـرُق می شد ارزو میکنم ی روز بتونم مثه شما قلم بزنم اوزونن بیللیگ اول منیم باجیم :-x
    • فریبا سید موسوی آراس قشنگ و مهربونم .قربونت برم نبینم بغضتو..خوشحالم که ترانمو دوست داشتی گوزلوم الاه دان ایستیرم ، همَشَه اوریوونده عشق و محبت چوخ اولسون .باغوشتا تورکی دانیشماغوم بووقد پیسدی ;)) خانمی این چه حرفیه ترانه آخرت خیلی محشر بود جدی می گم آفرین ..خیلی بهم محبت داری و واقعن شرمنده ی دوستان گلی مثل شما هستم ..خیلی ماهی دوشیزه ی زیبای شرقی من =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • جعفرزاده |فــاتــح| درود بانوی عزیز خیلی لذت بردم از کارتون...واقعا به دلم نشست با تمام وجود می پسندم @};- @};- @};- موفق باشید بانو @};-
  • فریبا رئیسی زیبا خواندم و بسیار لذت بردم درود بر احساستون =D> =D> @};-
  • سعیده پورمحمد سلام فريبا جان واقعا خوشحالم كه بعد از مدت ها ما رو به خوانش احساست دعوت كردي. @};- هر بيت زيبايي خودش رو داشت و تا انتها از تصاوير و فضايي كه خلق كردي لذت بردم. فقط يه چيزي،عزيزم اين همه ويرگول بين كلمات لازم نيست سعي كن به جا ازش استفاده كني اين طوري كه تو به كار برديش بيشتر مخاطب و اذيت مي كنه تا بخواد توي خوندن بهش كمك كنه! به عنوان مثال توي بيت دوم فقط دو تا ويرگول لازم داري نه هشت تا!!! چقد زخمی شده روحم،پر از فریادِ احساسم سکوتِ من غریزی نیست،طبیعت رو نمي شناسم
    • فریبا سید موسوی سلام سعیده جون ..ممنونم عزیزم که منت میذاری و قابل میدونی وبدون انتظار دعوت به خوندن ترانه هام میای .. حق با تو هست گلم ..دستم به این ویرگولا عادت کرده وشاید برای اینه که دوستان عزیز راحت تر بخونن ..کلی هم خندیدم .چشم دیگه رعایت می کنم ممنون از تذکر خوبت @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • محمدجواد اسماعیل نیا سلام خانوم موسوی ترانه عالی وبی نقصیه تبریک میگم بهتون فقط من بااین تغییرفضایکم مشکل داشتم اذان ِ هر غروبم با ، هوای تو ، افق می شد همیشه ، جانمازم ،با ، دعا کردن ، قـُـرُق می شد این دوبیت احساس عاشقانه روابراز میکنه ولی شمادرابیات اول باشدت گفتیدبرواز زندگیم بیرون این تغییرفضا تصویراولیه که شکل گرفته روکم رنگ میکنه وبا اقای نوری موافقم درمورد درگیره وتبخیر ِ ولی واقعا ترانه قوی بود من خیلی دوست داشتم می پسندم @};-
    • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب اسماعیل نیا..ممنون که قابل دونستید به خوندنم اومدید دوست خوبم اگه ذقت کنید من توو بیت مورد نظر شما از افعال ماضی استفاده کردم مثل کسی که ساکشو جمع کرده وداره میره ولی توو ذهنش عاشقان هاشو و عشقی رو که نثار این آدم کرده رو مرور می کنه برای همین از می شد استفاده کردم ولی وقتی به خودم برمی گردم مثل اول ترانه دوباره از خودم و پیداشم و باشم و حساسم و...استفاده کردم در مورد تبخیر و درگیر هم توضیح دادم امیدوارم قانع شده باشید ..بازم سپاسگذارم از بینش و توجهتون .موفق باشید @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • معصومه قریشی ولی حالا ، یه شومینه ، با عکسای ، تو درگیره توو ذوب ِ آلبوم ِ چوبی ، نگاهت گرم ِ تبخیر ِ =D> =D> =D> مسیر ِ جاده تاریکه ، غریزی ، راهو می شناسم طبیعت ، آدمم کرده ، به بوی خاک ، حساسم =D> =D> =D> درود بر شما بانو موسوی عزیز و دوست داشتنی :-x دوست دارم همینطوری صفات و پشت سر هم ردیف کنم براتون و به قول ما ادبیاتیا یه تنسیق الصفاتی راه بندازم ولی می دونم دو صفحه هم بنویسم ذره ای از وجود نازنینتون رو به توصیف نخواهد کشید :-x کارتون بی نهایت زیبا بود ، پر از احساسای نابی که برام لذت بخش بود . به خودم قول داده بودم وارد نشم که از درسا نیفتم اومدم فقط ببینم کی ترانه گذاشته اما در برابر اسم شما عهد و شکستم ;)) و خوشحالم که شکستم، ارزششو داشت :-) مانا باشیدو نویسا ، با تمام وجود پسندیده شدید @};- @};- @};- @};-
    • فریبا سید موسوی به به معصومه همیشه عزیزم ...به قول همین ادبیاتیا منو شرمنده ی تشبیه تفضیلاتت کردی الهی فدات شم در برابر احساسات ِ پاک و صمیمیت واقعن چیزی ندارم بگم ..ومنم توصیفی برای مهربونیات ندارم مرسی که وقت ِ با ارزشتو صرف این ترانه ی ناقابل کردی و عهد شکنی کردی..اگه خدا قبول کنه دعا می کنم توو تمام دروست موفق و سربلند باشی .خیلی دوستت دارم عزیزم :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سامان جاويدان سلام لذت بردم از کارتون آفرین . میپسندم @};-
  • سعید عباسی چند بار خوندم بسيار ريتميك زيبا سرودين @};- @};-
  • عابد صالحپور سلام حانم سید موسوی عزیز کارتون ابیات زیبایی داشت که لایق لایک کردن باشند مث همیشه داوطلبانه بدون نیاز به دعوت دعوت ترانه هاتون رو میخونم موفق باشید لایک @};-
    • فریبا سید موسوی به به جناب صالحپور عزیز همیشه شرمنده ی شخصیت بزرگو انسانی تون هستم وچقد خوبه که با انتشار این دلنوشته ها دوستان گلی مثل شمارو زیارت می کنم .باعثه افتخاره که انقد با صفا هستید که کلبه ی محقرمو بدون دعوت عطر آکین می کنید..خوشحالم کردید .با مهر @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • احسان نوری سلام و تبریک بابت این ترانه بسیار زیبا فقط چند نکته البته شاید اشتباه کنم تبخیر ِ و درگیره قافیه مناسبی نیست و فکر نمی کنم صحیح باشه کسره به تنهایی نمیتونه یک قافیه بسازه _____________ توو ذوب ِ آلبوم ِ چوبی توو این مصراع هم من موافق نیستم چون اصولا چوب میسوزه و ذوب شدن زیاد تعبییر جا افتاده ایی نیست ___________ حالا ، پیدا شدم ، بی تو، چقد ، حال ِ دلم ، خوبه درای ِ خونه رو طوفان ، به شدت داره می کوبه تو این بند در بیت اول ابتدا رسیدن به آرامش وسپس طوفان و طغیان که زیاد منطقی نیست به نظرم _________ البته جسارت منو ببخشید اینا فقط برداشت منه همیشه پیگیر کارهای زیبای شما هستم و می آموزم از شما@};-
    • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب نوری عزیز ..ممنونم که همیشه به خوندن ترانه هام میاید .و جسارتن برای اینکه کمی نگاهم رو براتون بشکافم نکاتی رو که فرمودید رو یه بررسی کوچیک می کنم وگرنه خیلی هم از نطرات خوبتون استقبال می کنم دوست گلم تبخیر ِ و درگیر ِ رو فقط به صرف کسره همقافیه نکردم واگه دقت کنید ( ی ر ِ ) در قافیه شدن این دو عبارت سهیمند در مورد ذوب ِ آلبوم چوبی درسته که چوب می سوزه ولی توو ترانه وشعر ما ذوب رو برای نگاه ، دل ، و هر مطلبی که بشه فضای انتزاعی بهش بدیم می تونیم بیاریم و این جلد ِ آلبومه که می سوزه ولی مسلمن اجزای پلاستیکی توش ذوب میشه در مورد..درای ِ خونه رو طوفان ، به شدت داره می کوبه..خواستم از خونه ای بگم که دیگه جایی برای من (نوعی ) نداره و دارم از اون خونه میرم ولی شاید به پارادوکس مورد نظرم برای آرامش ذلم و یه خونه طوفانی با درای باز نرسیدم و نظرتون متینه از اینکه گرامی تونو برای خوندن این ترانه پر از ایراد گذاشتید یه دنیا ممنونم ومنم از ترانه های زیباتون بهره می برم .خیلی لطف کردید.با مهر =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • کریم غمخوار سلام.من متوجه مفهوم این بیت نشدم: اذان ِ هر غروبم با ، هوای تو ، افق می شد(اذان مگر افق می شود؟معمولا بر اساس افق یک منطقه ،صبح ،ظهر یا مغرب آنجا اعلام می شود.اذان غروب هم اولین بار است می شنوم) همیشه ، جانمازم ،با ، دعا کردن ، قـُـرُق می شد(از نظر من قرق می شد هم مناسب این مصرع نیست) بیت آخر خوب و متفاوت بود ولی با بیت دوم هماهنگی نداشت : مسیر ِ جاده تاریکه ، غریزی ، راهو می شناسم طبیعت ، آدمم کرده ، به بوی خاک ، حساسم موفق باشید
    • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب غمخوار عزیز و نکته سنج. نمیدونم من فکر می کردم چون می گن اذان مثلن مغرب به افق تهران به جای یک منطقه یا شهر از از افق ِ اون عشق ِ قدیمی استفاده کنم وکاملن نظرتون درسته وشاید بهتر بود می گفتم ...هوای هر اذانم با غروب تو افق می شد ...فکر می کنم برای رسوندن منظورم این خیلی بهتر باشه و حمیده خوبم هم این نکته رو متذکر شده بود ولی توجه نکردم ومی بینم حق با استادم بوده.. ولی در مورد جانماز فکر می کنم میشه فضای روحانی ِ محراب رو با عطر ِ دعا کردن قرق کرد ولی بازم دیدگاه ِ با ارزشتون رو مورد ارزیابی قرار میدم ..همیشه از اینکه ترانه های دوستان ومن رو به خوبی نقد می کنیدممنونتون هستم ...خیلی لطف کردید که ترانمو با دقت خوندید .با تشکر . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • پگاه دهقاني عالي عالي عالي واقعا از خوندنش لذت بردم دوست عزيزم @};-
  • خاطره جمشيدي زیبا بود @};-
  • میلاد ماهیار راستی لایکید
  • میلاد ماهیار درود خانم موسوی حس ترانه اتون زیباست @};- خط هایی که بین کار گذاشتید روی اعصابه ;)) این تصویر ترانتون رو بیشتر از همه جاش دوست داشتم توو ذوب ِ آلبوم ِ چوبی ، نگاهت گرم ِ تبخیر ِ یه مقدار هم احساس می کنم این مصرع گنگه...درسته شما تو فکرتون یه چیزی دارید ولی خوب روشن نشده برای خواننده یا شنونده اثر سکوت ِ من ، غریزی نیست ، طبیعت رو ، نمیشٌ ، ناسم البته من خودم هم مثل شما هستم.اما باید اشکال همدیگه رو بگیم و بشناسیم تا بهتر بشیم @};-
    • فریبا سید موسوی درود میلاد گل عزیز .خوش اومدی .باورکنیدمن زیز ترانه هام خط نمی کشم واین موضوع توو ترانه قبل هم دوستان رو اذیت کرده بود .حتمن بخاطر فواصلیه که توو هز چهار پاره قرار میدم .عذر می خوام عصبی تون کردم :-( ;)) توو بیت...سکوت ِ من ، غریزی نیست ، طبیعت رو ، نمیشٌ ، ناسم....خواستم اشاره ای به به سادگی و صفای روح راوی داشته باشم که گرفتار هجوم بد ذاتیهای اطرافیان و طبیعت ِ ظالم زندگی شده وشاید نتونستم توو انتقال حسم موفق باشم .شرمنده دوست عزیز وحتمن سعی می کنم تصویر نگاهمو روشنتر به قلم بیارم ..موافقم دوست من و خیلی هم خوشحال میشم که کارم تشریح بشه ..ممنون که متذکر شدید وسپاس که منو خوندید.با مهر @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • علی ادریس زاده درود فریبای عزیز.کاره روونی بود.بیت آر ر فوق العاده خوشم اومد.شاد و جاری باشی بانو @};- مسیر ِ جاده تاریکه ، غریزی ، راهو می شناسم =D> =D> =D> طبیعت ، آدمم کرده ، به بوی خاک ، حساسم =D> =D> =D>
    • فریبا سید موسوی به به جناب ادریس زاده ی عزیز .هنوز از حس و حال ترانه ی بسیار زیباتون در نیومدم وبازم ازتون بابت احساس ِ خوبی که ازخوندن این ترانه بهم بخشیدید بی نهایت سپاسگذارم ..خوشحالم که این بیت رو دوست داشتید چون حس می کردم شاید نتونسته باشم توو انتقال حسم برای این بیت موفق باشم .ارزوی بهترینارو براتون دارم . @};- @};- @};- @};-
  • محسن ملک محمد ترانه ی زیبایی بود درود =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • رشید رزین قلم سلام خانم موسوی ترانه بسیار زیبایی سرودید با آرزوی موفقییت @};- @};- =D> =D>
  • عباس غلامی مقدم اذان ِ هر غروبم با ، هوای تو ، افق می شد همیشه ، جانمازم ،با ، دعا کردن ، قـُـرُق می شد درود بر بانو فریبا کار زیبایی بود و من بخصوص از این بیت خیلی خوشم اومد سبز بمانی @};- لایک @};-
  • سهیل پیلتن درود خانم موسوی عزیز ترانتون بسیار عالی بود برای بار دوم از خواندنش لذت بردم خوشحالم که برای یه بارم که شده اول شدم سپاس موفق و پیروز باشید @};- @};- @};-