فکرِ مرگ

فکرِ مرگ

فکرِ مرگی ساده داری ,خسته ای ازین مسیرت
تنبلی رفته توو جونت ,توو روحِ خسته و پیرت

مثِ تنبلیِ وقتِ ,رفتن از پلِ هوایی
مثِ مرگِ شکری که, حل میشه توو تنِ چایی

خودتو دور نبین از مرگ ,که روزی صد دفه مُردی
تو که طعمشو میدونی ,غذای شکستو خوردی

غریب و نزدیکه عینِ ,چشمای خسته توو مترو
یخ و بیمزه ئه مثلِ ,طنزای سردِ رادیو

بیا بیرون از توو این فکر ,که نیازی نیس به مردن
تو با این فکرا یه مرده ,که بهش جونو سپردن

مثلِ یه سپرده ی بانک ,که صاحابش زده اونو
که با این کارش اساسن , معنی میکنه جنونو

با تو ام هی!باز توو فکری؟بالا میندازی شونِه تو؟
خسته ای؟بمن چه اصلن, برو پس بده جونِتو

مهدی کامرانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای کامرانی سپاس از دعوت سخاوتمندانه ی شما. ترانه ی خوبی ازتون خوندم و همین اثر به من نشون داد مهدی کامرانی شاعریه که به دنبال نو نوشتن و مردمی نوشتنه. چون ترانه دیگه ای ازتون نخوندم و پیش زمینه ای ندارم نمی تونم قضاوت کاملی درباره ی قلمتون داشته باشم اما نکته ای که دراین ترانه وجود داشت تلاش شما برای بیش از حد عامیانه نوشتن بود، درسته که دارید ترانه می نویسید و ترانه یعنی زبان و مفاهیم محاوره ای، اما همین محاوره بودن هم تقسیم میشه به شاخه های دیگه ای. برای مثال هیچ یک از ما زبان کاملا کوچه و بازاری رو در یک ترانه با مختصات شاعرانه تر خوش نمی داریم. بلکه حتی دراین قالب شعر هم قرار دادهای نانوشته ای وجود داره که به شاعر اجازه گزینش هر کلمه ای رو در اثرش نمیده و طبعا مخاطب هم هر کشف و تصویر و ترکیبی رو از او نخواهد پذیرفت. با این مقدمه خواستم بگم اگر بناست این شکل گزینش کلمات بیش از حد محاوره مثل (تنبلی رفته توو جونت و غذای شکستو خوردی و که صاحابش زده اونو) تنها دریکی دو اثر شما پیاده بشه تجربه ی بسیار خوبیه و میتونه کمک زیادی به شمای شاعرکنه اما اگر قراره درتمام آثارتون همین شیوه رو پیش بگیرید، ترانه تون رو به سطح نزدیک میکنید و مخاطب شما به مروز زمان اثارتون رو جدی نخواهد گرفت. و اما نکته ی مثبت اثرتون سعی در کشف تصاویر ملموس و روتین بود مثل: خستگی بالا رفتن از پل هوایی، شکری که در چای حل میشه، ظنزهای بی مزه ی رادیو و سپرده ی بانکی که صاحبش اون خالی میکنه. قطعا تداوم چنین کشفهایی درآثار بعدی شما به ارتباط برقرار کردن مخاطب با شعر و حلاوت دوچندان اثرتون کمک قابل توجهی خواهد کرد به شرط اینکه درست، به موقع و به جا استفاده بشن. با آرزوی تـرانه های درخـشان تر در آینده ای درخـشان تر برای شما. رای تقدیــمتان. ((بهـــارتـان پـرآرامـــش))
  • فضای متفاوتی بود مهدی جان زیبا بود ودوستش داشتم تنها رادیو ومترو وهمچنین شونه تو وجونتو همقافیه نبودن ومیتونستن تو این کار زیبا واژه های بهتری جایگزینش باشن اما سمت ترانتو خیلی دوست داشتم موفق باشی =D> =D> =D> @};- @};- @};-
    • ممنون علی اکبر عزیز ولی داری اشتباه میکنی جفتشون قافیه سالمی بودن خصوصن رادیو و مترو مطمئن باش قافیه نبودن دوستان هر کدومشون میگفتن تازه نقطه قوت این ترانه قافیه ای مثل رادیو و مترو بود لطف کردی ممنون @};- @};- @};-
  • سلام جناب کامرانی خوبید؟ ترانه زیبایی بود ... تو که طعمشو میدونی ,غذای شکستو خوردی از کل کار خوشم اومد.. فقط این قسمت غذای شکست یه کمی عامه پسند نبود(لااقل برای من نبود) و بیت آخر هم میتونست بهتر از این باشه.. بقیه ی کارتون رو دوست داشتم.... موفق باشید @};-
  • سلام دوست گلم لايكي@};-:-)
  • سلام مهدی عزیزم کارتو خوندم دوست داشتم فقط بیت آخر مصرع دووم رو به نظر من ویرایش کنی بهتره @};-
  • سلام مهدي جان تلاشت براي فرار از كليشه ها و حرفاي نو زدن قابل تحسينه! فقط بايد سعي كني زمان بيشتري و خرج پرداخت كارت كني تا احساست و تعابيري كه توي ذهنته با هم چفت و بست بشن و مثل اون بيت سپرده ي بانك تو ذوق مخاطبت نزنن! به نظرم هنوز خامه و خوب نپخته! 8-> تو تمام ابايتي كه ازت خوندم اين مصرع خيلي حرف دل من بود و واقعا خوب اومدي! :| یخ و بیمزه ئه مثلِ ,طنزای سردِ رادیو @};-
  • سلام جناب کامرانی تشبیهات جالب و بکری بود فقط افسوس که کمی در این ترانه بهشون کم لطفی شده بود. نسبت به ترانه های قبلیتون خیلی بهتر بودو این جای تبریک داره امیدوارم بعدها روی این ترانه یک ویرایش داشته باشید تا قدر تعابیراتون دونسته بشه پسندیدم @};- @};-
    • سلام معصومه خانوم ممنون و ممنون از قبول دعوت چرا کم لطفی؟! O.o چه ویرایشی مد نظرت هست؟ ممنون از اینکه سرزدی بهم اگه نظرتو کامل کنی ممنون میشم @};- @};- @};-
  • مهدي جان درود بازم مثل هميشه با احساس و قافيه هاي مخصوصت عالي بودي @};-
  • توو روحِ خسته و پیرت ;)) اینا رو کجا قایم کرده بودی ...خیلی خوشم اومد همش پر تصویر سازی های تازه و غافلگیر کننده مرسی =D> @};-
  • آفرین مهدی جان
  • سلام آقای ترانه سرا آفرین آفرین @};- =D> =D>
  • درود جناب کامرانی سپاس از دعوتتون ترانه ی زیبایی بود ، دوباره گویی نمی کنم ، با دوستان راجع به بیت 6 و آخر موافقم @};- پیروز باشید.
  • آها!حالا شد مهدی جان!! این چیزییه که بهش میگن تفاوت و تازگی!من واقعا این سبک رو دوست دارم قافیه ها و زبان کارت خیلی جالب بود. لذت بردم @};- @};-
  • ترانه خوب و منسجمی بود فقط آخر ترانه یه مقدار ضعیف عمل کردی. @};- @};-
  • درضمن خسته هم نباشید:)
  • آخرش چه عصبانی!!!D: @};- @};- @};-
  • زيبا بود دوست عزيز موفق باشيد @};-
  • سلام خیلی بامزه بود مخصوصا آخرش موفق باشید و ممنونم از دعوتتون @};-
  • مهدی جان درود و سپاس از دعوتت در ترانه قبلیتون نوشتم که این نوع نوشتن و این نوع نگاه می تونه امضای خوبی برات باشه و خوشحالم که دوباره تو همون مسیر حرکت کردی و این نشون دهنده ی اعتماد به نفس و محکم و یکی بودن مسیر قدم هاته امیدوارم موفق باشی . منم مثل باقی دوستان رو بیت " مثل یه سپرده ی بانک ... " مشکل داشتم و همچنین بیت آخر . از قافیه ی " مترو " و " رادیو " خیلی خوشم اومد تا حالا نشنیده بودم :-x جاوید باشی و سبز @};-
    • ممنون آقای تهرانی خوشحالم خوشتون اومده ممنون از نکاتتون در جواب دوستان ک گفتم در جواب شما هم همونه درست میفرمایین مچکر دعوتمو قبول کردین @};- @};-
      • مهدی جان اولا خواهش دوما " متشکر " نه " مچکر " تورو خدااااااااااااااااااااااااااااااااا =(( =((
      • آقا سعید عزیز شما که بهتر میدونی ت و ش واجگاه مشترک دارن و کنار هم سخت تلفظ میشن و موجب ادغام یا حذف میشن و توی دستور زبان فارسی داریم که ایراد نیست مثل دستمال که دسمال میخونیم یا مینویسیم خصوصن اینجا که عامیانه حرف میزنیم مچکر هم مثل همینا مثلن نردبان رو بنویسم نردبام یا بادنجان رو بنویسیم بادمجان اشتباس؟نه @};- @};- @};-
      • بله کاملا اشتباهه :">
  • سلام مهدی عزیز از اینکه داری یه مسیر مشخص برای گفتن ترانه هات پیدا می کنی خوشحالم و این یعنی هدفمند بودن البته مهدی جان من با یکی دوتا از تعبییرات به مشکل خوردم مثل غذای شکستو خوردی اینجا مفهوم رسونده شده بود ولی من رو از لحاظ حسی ارضا نکرد یا مثلِ یه سپرده ی بانک ,که صاحابش زده اونو البته فقط نظر شخصیه منه و شاید من ذائقه به این تعابییر خوش نمیاد اما از اینکه میدونی چی می خوای بگی خیلی قابل تقدیره @};-
  • =D> =D> =D> درود بر شما زیبا و تامل برانگیز سروده اید در پناه حق @};-
  • درود جناب کامرانی .آفرین قلمتون داره به سمت نوگرایی و تفاوت پیش میره وخوبه که روزمرگیهارو توو کار لحاظ می کنید فقط جسارتن اگه این مصراع..مثلِ یه سپرده ی بانک ,که صاحابش زده اونو..رو کمی ویرایش کنید بهتر از این می تونه باشه ببخشیدا ولی کاش به جای صاحابش از یه عبارت دیگه مثل سهامدار یا یه واژ هی بهتر استفاده می کردید مثِ تنبلیِ وقتِ ,رفتن از پلِ هوایی مثِ مرگِ شکری که, حل میشه توو تنِ چایی =D> =D> براتون آرزوی بهترینارو دارم وبرای پیشرفت خوبی که داشتید می پسندم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود جناب کامرانی عزیز با اینکه قبلا این کار رو ازتون خوانده بودم البته اوایلش رو که در صفحتون قرار داده بودین ولی باز از خواندنش لذت بردم تعابیر بکر و نو کارتون رو متمایز و زیبا کرده بود موفق و پیروز باشید @};-
  • درود عالیست و لایک @};-
  • سلام زیبا بود و خواندنی...لایک @};-
  • آقای کامرانی ترانه زیبایی بود حس ترانه با خوندنش به سادگی به آدم منتقل میشه.این خودش یه هنره.موفق باشید هنرمند @};- @};- @};- @};-
  • سلام برادر خوبم آقاي كامراني @};- ترانه ي تلخ و دلنشينتونو خوندم و لذت بردم... احساس كردم بيت آخر به زيبايي ساير ابيات نبود... بازهم ممنونم از اين ترانه ي زيبا. موفق باشيد @};-
    • درست میفرمایی الهه بانوی عزیز خواهر گلم فقط تهش چون در ادامه طنز تلخ ترانه بود و میخواستم توو اون فضا پایان بدم اینطوری شد چون از اول با کنایه با خودش درواقع صحبت میکرد ممنون از نظرت @};- @};- @};- @};-
  • =D> =D> =D> سلام مهدی جان خواندم ترانه زیبات رو موفق باشی دوست من