شبح شادوماد!(طنز)

یه روز بابام گفت برو زن بی گیر! / یه دختر از ناف جردن بی گیر!
گفتم بابا! من که پول ناآرم(ندارم!)/ گفت بیا خرجی تو از من بی گیر…!

توُ چل چلی مون تین ایجر شدیم! / ویز…کی نزده هنگ اُوِر شدیم!
شهرمونو لی لی پوت دیدیم و-/ میون همه گالیور شدیم!

نشستیم فال ابجد زدیم / یه کیس توُ کافی شاپا رد زدیم
تا این که یه جا یه داو دیدیم و- / سه سوته باهاش «بزن قد» زدیم!

وقتی شنید می خوام زن بستونم؛ / تو فکر اجاق زمستونم!
چشمک زد و گفت بیگی که اومد! / تو الستونی من ولستونم!

اینو که گفت ما خواستگار شدیم / واسه عروسی دس به کار شدیم!
تو بوتیکای آلامد شهر / مشتری کت و شلوار شدیم…

یه چیزی بگیم دلتون وا شه! / به جای بله گفت حالا باشه!
فک می زد برامون شرط بذاره / اخه دید دلمون آش و لاشه!

گفت شهاب! مهریه مو پیش می خوام! / یه آپارتمون تو تجریش می خوام
یه سانتافه با نهصدتا سکه / همه شونو یه جا «فینیش» می خوام!

آره به جون هر چی خواستگار / به اینایی که گفتم بسته کار!
همه رو نقد کن و منو عقد کن! / که تو خشنود شی و من رستگار!

مام که ساربون دولا دولا /مایه دار بودیم هزار ماشالا!
همه رو یه جا زدیم تو رگش / یه دهن به ما نگفت ایولا!

گرفت و گفت لالا کن و بیا /کمتر از سه سال طولش ندیا!
گفتیم چرا ما نقد؛شوما نسیه؟! /گفت درسه و از این گرفتاریا!

سه سال شد شیش سال و ما صبر کردیم… / خودمونو نزدیک قبر کردیم!
گفتیم خاک تو سر اسکل مون! / موش بودیم و هوس ببر کردیم!

وقتی دیدیم بله رو نی می ده / شیش سال رفته تو باغ یونجه چیده!
سراغ مهریه رو گرفتیم / گفت پولی که رفته رو کی دیده؟!

اومدی با قوه قهریه؟ / چقده بود مگه اون مهریه؟!
دوسال دانشجو بودم تو کرج / همه رو دادم واسه شهریه!

هیچی دیگه…ما دوماد نشدیم! /یه بار توُ زندگی شاد نشدیم…
مهریه رو دادیم و حتی یه روز / قاطی مرغ آزاد نشدیم!

سلام؛ بابا دور از جون شما مردیم از بس جاز گفتیم و پاپ شنیدیم! آخرش یکی تو دلمون بلند شد که: «حالا رپ…رپ!»
متشکرم

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ممنون استاد! آموختیم و لذت بردیم،خیلی باحال بود ;)) @};-
  • باز هم سلام جناب آتشزاد گرامی اول اینکه عذر میخوام اگر جسارتی کردم و خب میدونم که باید و باید از وجود شما استفاده کرد و اگر من بیام وتنها دست بزنم برای کار / چه حاصلی داره برام و همین بحث آموزنده ای که شما داشتی و بنده را مورد آموزش قرار دادی خودش کلی قابل احترام و تشکر هست @};- @};- @};- خب عذر میخوام منم وقتی اون کلمه را جا انداختین تعجب کرده بودم ;)) به هر حال من هم زیاد در حوالی رپ نیستم و چی بشه که بشینم گوش بدم . خب اره راجع به توپاک همون جوابی که میخواستم را از شما گرفتم :-) با آرزوی بهترینها براتون @};- @};- @};-
  • سلام جناب آتشزاد گرامی بار اول هست که همپای ترانه شما هستم @};- پرداخت به مضامین اجتماعی در قالب طنز تاثیر پذیری دارن و اما وزن ترانه را نتونستم ارتباط بگیرم شاید باید چن بار از ابتدا به انتها بخونمش و از پسش بر بیام @};- @};- @};- ترانه روائی بود به نظرم و خب طولانی شدنش ایرادی نداشت اما وقتی که وزن کاملا روان باشه ادامه ترانه هم آسون و دلچسب میشه :-) البته من ایرادی بر وزن ترانه نمیبینم اما همیشه ترانه ای که وزنش سالمه قرار نیست رون هم باشه. جسارت من رو ببخشید که نظرم را بدون تعارف عرض کردم @};- موفق باشید و ماندگار
    • سلام آقای شمس عزیز @};- خوش وقتم و همراهی با شما باعث افتخارمه... وزن عددی این ترانه ی کلاس رپ به شدت مدیون لحن و سرعت تلفظ خواننده ی خوش ذوقه و با خوانش انشایی یا در قالب وزن های کمی و نیمه کمی ریتم اصلی مهجور باقی می مونه... از حضور شما خیلی خوشحال شدم... کامروا باشید @};-
      • ممنونم از توضیحتون جناب آتشزاد گرامی ولی چندان هم با رپ نا آشنا نیستم و اصل و درون مایه رپ اینگونه نیست که به طنز بپردازه و شما بهتر میدونی که رپ را "" توپاک "" با اعتراض آورد به جامعه آمریکا و خب ایرانیای عزیزمون رپ را به طنز تبدیل میکنن در بعضی مواقع و تعداد کمی هستن که رپ را خوب ادا میکنن مثه پیشرو/بهرام/یاس ... و این را هم میدونید که بیتهای رپ بیشتر از قافیه های درونی بهره میبره و قوافی و کلمات معمولا کوبنده هستن و خب جسارت منه شاگرد را بخشید @};- @};- @};- سربلند باشید
      • شما منو مجبور به بیان ناگفته هایی کردین که به قلم آوردنشون انگیزه یا بهانه قابل توجهی می خواد!ممنون که این انگیزه رو برای بنده فراهم کردین... @};- مسلماً وقتی هسته اولیه رپ رو در نظر بگیریم به خیلی از «فعلیت»های این سبک ریشه دار نمی رسیم...بعد از نشو و نمای این هسته و رویش رپ فارسی،خیلی از ویژگی های بالقوه این سبک به مشخصه های بارز تبدیل شدن...اولین رپ فارسی-این طور که می گن- فقط از ویژگی تنالیته و ساختار کلامی مورد نظر رپ برخوردار بوده...اما حالا می بینیم که آثار تمام ریشه های رپ - از موسیقی فانک گرفته تا بحر طویل خودمون - در نمونه های کار رپرها دیده می شه...خود موسیقی فانک از ژانرهای سبک ریتم و بلوزه(آر &بی کنونی)که این سبک شامل جاز به شدت مورد علاقه بنده هم می شه...اما چرا این جا از سبک ریتم و بلوز یاد کردم؟امروزه تمام شنونده های آثار موسیقی ترانه هایی رو رپ می دونن که بیش تر به سبک ریتم و بلوز نزدیکن و فقط از ناحیه اجرای دکلمه ای و غیرآوازی به رپ پیوند می خورن...این قبیل ترانه ها ریتم6/8سریع با محتوای شاد دارن و غالباً توی کارهای ساسی مانکن دیده می شن...شما کسی رو پیدا نمی کنین که این جور ترانه ها رو توی کلاس رپ طبقه بندی نکنه و این موضوع از نظر عرفی کاملاً بین اهالی ترانه جا افتاده...(باشه...ما که دعوا نداریم؛با کسی هم کار نداریم!) و در مورد ربط طنز به شقیقه...ببخشید؛رپ...!همون طور که خودتون هم اشاره کردین یکی از مهم ترین گروه های به کارگیرنده رپ،مضامین حاوی اعتراضات 30یاسی!اجتماعی رو دنبال می کنه...و طنز هم قوی ترین بازوی انتقاد و اعتراضات سیاسی،اجتماعی توی این دوره س... (البته نباید با فکاهی و محتوای صرفاً شاد اشتباه گرفته بشه...) بنده از شاخ و برگ های درخت رپ فارسی،همین گونه های نزدیک به آر&بی با مضامین مورد نظر گروه شاخص رپ(اعتراضات سیاسی،اجتماعی)رو ترجیح می دم... و از نظر قوافی و کلمات معمولاً کوبنده هم انگار شما رد ریشه موسیقی فانک رو گرفتین که تأکید رو از روی ملودی و هارمونی پس زمینه به طرف جلوه های ریتمیک قوی گیتارباس و درامز هدایت می کنه...همون طور که می دونی توی این سبک جمله های گسترده ای از یک آکورد یا محوریت آکوردها مورد نظر هستن...و این از وجوه تمایز اساسی این سبکه و معمولاً مانع بروز اشتباه در تشخیص می شه...(و متأسفانه بنده با این موسیقی صد در صد غربی میونه چندان خوبی ندارم!) با سپاس از حضور ارزنده و دلگرم کننده شما... توانایی حق مسلم شماست که دانایید! @};-
      • سلامی دیگر خیلی ممنونم جناب آتشزاد گرامی بابت اطلاعاتی که دادید و بسیار آموختم @};- در ابتدا باید بگم ساسی مانکن رپ نیمخونه و کسی که امثال ساسی را رپ خون بدونه / چیزی از رپ درک نکرده. من هم ناچارم صادقانه تر بگم که این ترانه شما چطور میتونه روی ملودی که رپ باشه بره؟؟؟ و مضمون اجتماعی داشته باشه در حالی که بهتره // استاد مرتضی احمدی // بر روی سن یا رادیو اجراش کنه @};- @};- @};- میدونید که حتی غربی ها ریشه های رپ فارسی را در اشعار مولانا یافتند که باز هم بر میگرده به قوافی درونی و کوبنده که عرض کردم :-) چرا "توپاک" با طنز اعتراض نکرد به سفید پوستا؟؟؟ در ضمن من از ساسی نام نبردم و از بزرگان رپ فارسی نام بردم و کدومشون شیش و هشت را برای اعتراض به کار بردن؟ خندون /با یه تبسم دروغ / قدم زنون / توی بد از ظهره شلوغ پدر از نداریش نمیگفت و حاشا میکرد / دختر کوچولوش ویترینا رو تماشا میکرد ... محمد بیباک.. ......................................................... به چی اعتقاد داری / به علم یا ثروت به چی اعتقاد داری/به عشق یا نفرت به عشقای قدیمی یا کینه های نو به جیبهای خالی یا سینه های پر // بهرام// ...................................................... با نقاب دلقک با من زمزمه کن /ارامش تا ابد زنده باد آزادی بگو مادرا بخونن بعد قصه ها لالائی / چون مائیم نسل جدید/ما اتفاقا داریم پیش رو و باید منتظر استفا ما باشی /چون روزی میرسه که باید به اختراعا شاشید / پیشرو/ .......................................................... از جمونگی بگم که شده سنبل رشادت ایران شده براش مثه صندوق تجارت پس هنرمنده وطن الان کجاس ؟ نیست؟ اون تو زیر زمین میخونه چون که مجاز نیست خیلی خشن زندگی ولی حوصله کردم تو فشن زندگی من یه مدل دردم // یاس// .................................................................. خب اینارو گوش بدین متوجه میشید که چقدر محکم خوندن و طنزی وجود نداره تو کارشون... پس نگیم که برای جامعه جا افتاده که رپ حالت طنز داشته باشه و خب طنز میتونه هر جا به کار بره نه اینکه تو قالب رپ دردسر ساز بشه برای این سبک// موفق باشید و ماندگار
      • سلام آقای شمس عزیز؛دوست گرامی من @};- اول باید از حضورتون عذر بخوام که از قلم افتادن یه کلمه باعث به زحمت افتادن شما شد...شرمنده...می خواستم بنویسم:«حتی»ترانه هایی رو رپ می دونن که...اون وقت بهتر متوجه می شدین که در مورد ترانه های ساسی مانکن کاملاً با شما موافقم...محتوای شاد ترانه های ایشون هم طنز نیست...طنز با هزل خیلی فرق داره...توپاک از طنز استفاده نکرد چون یک1- زبانی با ظرفیت زبان ما نداشت و 2-در دوره خودش و در سرزمین خودش طنز به جایگاه مبارزه راه پیدا نکرده بود..ما با طنزهای دهخدا و نسیم شمال یکی از مؤثرترین شیوه های مبارزه رو تجربه کردیم...در هیچ نقطه ای از جهان طنز(دوباره تأکید می کنم؛نه هزل و هجو و هر محتوای شاد و خنده دار)راهی به مبارزات مردمی پیدا نکرده اما تاریخ ادبیات ما حتی پیش از عبید زاکانی و حتی در کلام مولانا با گوشزد کردن مسایل اجتماعی از طریق طنز همراه بوده...رپ فارسی باید از امکانات عرصه خودش استفاده کنه نه این که کارهاشو با مبدأ این هنر قالب بزنه... ما هر کدوم از ریشه های رپ رو دنبال کنیم به صورتی متفاوت می رسیم...این ریشه ها را که می دونین عبارتند از: موسیقی فانک،دکلمه،تکنیک معنی بخشیدن،مشاعره،موسیقی الکترونیک و بحر طویل...محور اجرای همه این گونه ها می تونه وزن عددی باشه که به کمک تکیه های صوتی و واژه ای کاملاً انعطاف پذیر می شه...ترانه بالا 6/8نیست و ضربه صوتی یا تکیه شدت اصلی رو کلمه«زن»اعمال می شه و طنینی حاصل از کوبش برمی داره...قبل از این کلمه یه تکیه ارتفاع روی «رو»(از واژه برو)داریم که مث بلند کردن چکش نفس می بره...این ضربه به صورت قرینه روی قافیه «جردن» تکرار می شه...روی سطر بعد کلمه «پول»تکیه اصلی رو برمی داره و نهایتاً روی سطر اخر این بند دوباره کلمه «من»این موقعیت رو پیدا می کنه... دوست عزیزم؛با همه این صحبت ها بنده هیچ اصراری ندارم کار بالا تو مایه رپ حساب بشه..چون بی تعارف این پایه رو دوست ندارم...!به هر حال حتی اگه به عنوان زنگ تفریح و کمی تغییر زمینه برای رفع خستگی هم بهش نگاه بشه، بنده افتخار می کنم...و از شما هم بی نهایت متشکرم که چنین مسایلی رو گوشزد کردین...از این گفت و گو بهره های زیادی نصیبم شد که با ساعت ها مطالعه برابری می کنه... یاور اندیشه ها باقی بمونین @};-
  • سلام استاد من . . . کار فوق العاده زیبا و نویی بود درود بر شما @};- @};- @};-
  • جناب آتشزاد عزیز @};- @};- ببخشید با تاخیر میام این روزا نمیتونم زیاد بیام نت شرمندم @};- اما همیشه همپای کلام دوست داشتنی و شیواتون هستم @};- کلامتون چقدر شیرینه و دلنشینه --- این اوج هنر و استعداد شماست که در نگاه طنزتون هم _محتوا . ریتم ...صداقت کلام..و شیوایی و شیرینی و درد موج می زنه @};- فوق العاده بود @};- کلامتون کشش داره و منو جذب می کنه @};- مانا بمانید بزرگوار @};- لایک
    • سلام خانم طالبی گرامی @};- متشکرم و به نظر محبت آمیز شما افتخار می کنم... این مشکل برای من قابل درکه چون خودم هم به سختی درگیرشم...لطف شما حضوراً و غیاباً شامل حال بنده می شه و از این بابت ممنونم و شرمنده...امیدوارم قابل این محبت باشم و بتونم در حد توانم -هر مقداری رو که ممکنه-جبران کنم در دامن لحظه های شکوفا تندرست و شاد مانا باشید @};-
  • سلام و درود جنلب آتشزاد.مضمون و موضوع فوق العاده ای داشت،ولی متاسفانه من از این نوع ترانه اینجا کم میبینم و احساس میکنم دوستان یه جورایی اسیر موضوعات شخصی و گاهی عاشقانه خودشون شدن در صورتی که ترانه از جنس مردمه و باید حرفی برای گفتن داشته باشه.
  • سلام مثه همیشه زیبا در ترانه های شما هم چیزی نمیشه گفت و فقط باید لذت برد با احترام فدا مدا @};- @};- @};-
  • مرسی..خوب بود..ممنون
  • با سلام و خسته نباشید به نظر من اگه این جور ترانه هارو به طورت صورتی بزارید شنونده بهتر میتونه ارتباط بر قرار کنه ممنون @};-
    • سلام آقای نبی زاده ارجمند...متشکرم @};- متأسفانه هیچ ترانه ای از بنده تا حالا راه به اجرا نبرده...چون با هیچ خواننده و آهنگ سازی آشنا نیستم...اگه این توفیق حاصل شد حتماً به طور شایسته تری در خدمت خواهم بود... بابت این کاستی معذرت می خوام...پیوسته سرافراز باشید... @};-
  • سلام استاد عزیز خیلی کیف کردم مرسی از ترانه قشنگتون =D> =D> @};- همه رو نقد کن و منو عقد کن! / که تو خشنود شی و من رستگار! ;)) ;)) لایک @};-
  • ;)) شهاب جان سلام/ من از دیشب 10 بار این کار رو خوندم و خندیدم چقدرم به ما میاد که مهریه رو پیش بدیم ;)) و اینکه به کار برگردم بهتره میترسم کامنت من هم طنز بشه خوب یه شبهه رپ جون دار که برعکس رپر ها تمام اصول ادبی رو رعایت کردی با موضوعی جذاب و کنایات و تشبیهات زیبا از کارت لذت بردم و یه جورایی پارادوکس در زندگیمونه ژانر طنز همیشه برای من تلخ بوده و خودم هم طنز هایی که نوشتم که رپ هایی نوشتم تلخ هست چون اصولن اعتقاد دارم بین طنز و لودگی خیلی تفاوت هست و به اشتباه ما هر کاری رو طنز میبینیم. من از کارت چند مورد تکنیک یاد گرفتم و براش ازت بی اندازه ممنونم/// استوار باشی دوست من @};-
    • سلام صفای عزیزم؛فدای مرامت... @};- بی نهایت متشکرم...توضیحات ارزنده تو آسوده خاطرم کرد... من پرداختن ترانه رپ روی موسیقی رو به نوشتنش ترجیح می دم چون فکر می کنم در این صورت ظرافت های هنری بیش تری فرصت نمود پیدا می کنن...همون طور که گفتی متأسفانه به ظرفیت های این ژانر توجه کافی نشده و در عمل پوسته این هنر مورد استفاده قرار گرفته...برای رپ بیش تر از گونه های دیگه ترانه به همکاری آهنگ ساز و ترانه سرا نیاز هست...(وابستگی رپ به موسیقی بیشتر از سایر گونه هاس) پاینده باشی دوست عزیزم @};-
  • :-) مرسی از طنز دوست داشتنیتون
  • باید بگم من کار طنز نه میخوندم نه خوشم می یومد تو سلیقم نبود ...ولی استاد عزیز شما با این کار زیباتون درگیرم کردید و به حق که ترانه ی طنز زیبایی بود و من و به خوانش کارای طنز راغب کردید @};- @};- @};- دوباره و دوباده و دوباره کارتونو میخونم و لذت میبرم @};-
    • این دیگه واقعاً مایه افتخار و مباهاته برای بنده که دریچه ای رو به نگاهی ارزشمند و تیزبین باز کنم هر چند مطمئنم که قابلیت این نگاه بوده که چنین تغییری رو رقم زده و این ترانه فقط روی زمان این اتفاق خجسته اثر داشته (نه کیفیتش)...خوشحالم و امیدوارم با این نگاه تازه سریع تر و تواناتر از پیش راه کامیابی رو طی کنید... متشکرم @};-
  • سلام آقا شهاب طنزتون هم مثل بقيه ي كارهايي كه ازتون خوندم عالي و درگير كننده ست با وجود اينكه لبخند رو به لبم نشوند تاثير احساسي هم داشت ... شما واقعا به كارتون وارديد @};-
    • به به!ساحل آبی ترین دریای جهان؛همزاد آسمان؛خانم صالحی عزیز! @};- سلام پرده دار کعبه غزل!این جا دیگه باید از واژه های مطهر استفاده کرد! و نمی دونم خزانه ناچیز لغات بنده کفاف چند تا جمله تو این مایه رو می ده!بهتره بی خیال شم...و به یه تشکر ساده بسنده کنم...! می دونین؛من فکر می کنم اگه واژه های شما نباشه ناهید خنیاگری هم نیست...و اتفاقی می افته که خواجه شیراز ازش بیم داشت: «زهره سازی خوش نمی سازد؛مگر عودش بسوخت / کس ندارد ذوق مستی،می گساران را چه شد» طنین ترانه هاتون عالمگیر @};-
  • سلام استاد آتشزاد گرامی..... عالی عالی عالی لایک.
    • سلام آقای زمانیان گرامی @};- شما خیلی بزرگوارید اما خطاب «استاد»به کسی که تشنه آموختنه مث یه سد بزرگ و رسوخ ناپذیر عمل می کنه و مانع سیرابی این تشنه بینوا می شه...!بنده هم شونه به شونه شما دارم یاد می گیرم و متقابلاً از هنرمندی های شما به وجد میام...امیدوارم این راه دشوار فرهنگی رو با تکیه به شونه های هم دیگه تا سرانجامی شایسته دنبال کنیم...از این پس می خوام جای ارسال ترانه در خدمت سروده های پربار عزیزان همراهم باشم... باز هم از لطف بی شائبه شما تشکر می کنم... @};-
  • سلام بسیار زیبا بود دوست من اما شاید عجیب باشه با اینکه طنز بود خوب غم انگیز بود خیلی واصلا خنده م نگرفت =(( استعدادت بی نظیره .بهت تبریک می گم دوبار خوندم و هر بار بیشتر لذت بردم موفق و سالم باشد همیشه @};-
    • سلام دوست صاحب دل من؛سیمرغ بلندآشیان؛سوگند نازنین! @};- بزرگوار! زیر رگبار محبت های الهه وارت، احساس من به جز شرمندگی نیست...! خیلی ممنون... اما در خصوص طنز، پیرو توضیحات کامل و ارزنده صفای عزیزم (پای همین صفحه)همینو عرض کنم که فرق بین فکاهیات و طنز همینه...طنز یه کار تفریحی و تفننی نیست و نکات تأمل برانگیزی رو زیر لعاب ریشخند و مطایبه عرضه می کنه که گاه می تونه خیلی دردناک یا به شدت تأسف آور باشه...و طنز پرداز با اعتماد کامل به نگاه نافذ خواننده چنین کاری رو انجام می ده...کار ناقابل من هم این جا جواب اعتمادشو گرفت...! متشکرم... در ضمن... هنوز با آخرین ترانه ای که به ما اهدا کردی خیلی کار دارم...فکر می کنم کتاب دیگه ای به معلومات ناچیزم اضافه شده! پرتوان باشی دوست خوب من... @};-
      • مرسی که به بنده و ترانه م لطف دارید .با درک تمام محدودیت ها هر وقت دوست داشتید می تونید بیاید و نظر ارزشمندتون رو پای ترانه ی ناچیز من بنویسید .هر زمان که بیایید پذیرای حضورتان خواهم بود تلخ طنزت همیشه به راه شاعر @};-
  • سلام جناب آتشزاد توفیق شما در ترانه و ادبیات معاصر ستودنی ست طنز آموزنده ای بود . لذت بردم از خواندنش تقدیم با مهر @};- @};- @};-
    • سلام آقای بهاری ارجمند @};- خیلی خیلی متشکرم...مسلماً هر توفیقی که توی این مجموعه رقم بخوره نشون دهنده به ثمر رسیدن زحمات شما و سایر بزرگواران و محبت های تک تک اعضای گرامی این مجموعه پویاس... @};- توانمندی روزافزون شما رو از درگاه ایزد منان خواستارم...
  • @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D>
  • خواندمتون با مهر...کار بسیار ریبایی شده ...به خصوص برا من که عاشق کارای طنزم... وبه جرات میتونم بگم یکی از بهترین کارای بود که تا حالا خوندم ممنون..ازشما....امیدوارم به گفتن کارای طنز ادامه بدین.... ممنون@};-
    • ممنون دوست خوبم... @};- متشکرم از انرژی مثبتی که مرحمت فرمودین...با محبت شما لازم شد اینو عرض کنم که عمده فعالیت های سروداری بنده در مطبوعات، سروده های طنز بوده...از جمله بیش از پنج سال با صفحات طنز مجله «جوانان امروز»با امضای«یسنا انارکپور»و با مدیریت خانم «ارمغان زمان فشمی»همکاری می کردم...(چه قدر«با»تو این جمله بود!بابا بابا!)از جمله طنزهایی که نسبتاً مورد توجه قرار گرفته«مسایجه»های بنده و ایشونه که فکر می کنم توی وبلاگ شون هنوز در دسترس باشه...مسایجه اسمی هست که به ابتکار ایشون به بداهه پردازی های شاعرانه از طریق پیامک(در قالب مشاعره) داده شده... امیدوارم قابلیت همراهی با شما رو داشته باشم...
  • درود بر شما @};- طنز شیرین و جذابی بود متشکرم =D>
    • درود خانم کاشانی ارجمند @};- خیلی متشکرم...و شرمنده محبت شما...سعی می کنم این لطف شما و بقیه دوستان گرامی رو در حد توانم جبران کنم... @};- کامروا باشید
  • سلام جناب آتشزاد دوست گرامی زیبا، نو و جالب بود. برقرار باشید
  • دروووووووووود! طنز بسیار زیبا و آموزنده ای بود موش بودیم و هوس ببر کردیم! ;)) نمیدونید چقد پای این مصرع خندیدم مرسی و لایک @};-
  • من نمیتونم ترانتونو بخونم :-( فونتش واسه من عجیب غریبه :-(
    • برای منم گاهی همین مشکل پیش میاد بیا حالا میشه خوند : یه روز بابام گفت برو زن بی گیر! / یه دختر از ناف جردن بی گیر! گفتم بابا! من که پول ناآرم(ندارم!)/ گفت بیا خرجی تو از من بی گیر…! توُ چل چلی مون تین ایجر شدیم! / ویس…کی نزده هنگ اُوِر شدیم! شهرمونو لی لی پوت دیدیم و-/ میون همه گالیور شدیم! نشستیم فال ابجد زدیم / یه کیس توُ کافی شاپا رد زدیم تا این که یه جا یه داف دیدیم و- / سه سوته باهاش «بزن قد» زدیم! وقتی شنید می خوام زن بستونم؛ / تو فکر اجاق زمستونم! چشمک زد و گفت بیگی که اومد! / تو الستونی من ولستونم! اینو که گفت ما خواستگار شدیم / واسه عروسی دس به کار شدیم! تو بوتیکای آلامد شهر / مشتری کت و شلوار شدیم… یه چیزی بگیم دلتون وا شه! / به جای بله گفت حالا باشه! فک می زد برامون شرط بذاره / اخه دید دلمون آش و لاشه! گفت شهاب! مهریه مو پیش می خوام! / یه آپارتمون تو تجریش می خوام یه سانتافه با نهصدتا سکه / همه شونو یه جا «فینیش» می خوام! آره به جون هر چی خواستگار / به اینایی که گفتم بسته کار! همه رو نقد کن و منو عقد کن! / که تو خشنود شی و من رستگار! مام که ساربون دولا دولا /مایه دار بودیم هزار ماشالا! همه رو یه جا زدیم تو رگش / یه دهن به ما نگفت ایولا! گرفت و گفت لالا کن و بیا /کمتر از سه سال طولش ندیا! گفتیم چرا ما نقد؛شوما نسیه؟! /گفت درسه و از این گرفتاریا! سه سال شد شیش سال و ما صبر کردیم… / خودمونو نزدیک قبر کردیم! گفتیم خاک تو سر اسکل مون! / موش بودیم و هوس ببر کردیم! وقتی دیدیم بله رو نی می ده / شیش سال رفته تو باغ یونجه چیده! سراغ مهریه رو گرفتیم / گفت پولی که رفته رو کی دیده؟! اومدی با قوه قهریه؟ / چقده بود مگه اون مهریه؟! دوسال دانشجو بودم تو کرج / همه رو دادم واسه شهریه! هیچی دیگه…ما دوماد نشدیم! /یه بار توُ زندگی شاد نشدیم… مهریه رو دادیم و حتی یه روز / قاطی مرغ آزاد نشدیم! سلام؛ بابا دور از جون شما مردیم از بس جاز گفتیم و پاپ شنیدیم! آخرش یکی تو دلمون بلند شد که: «حالا رپ…رپ!» متشکرم
      • مرسی حامد جون جنابِ آتشزاد لطف کردن دیشب واسم فرستادن ترانه رو @};- @};- @};- @};- @};- استاد آتشزاد عزیزم واقعـــــــــــــــا قلمتونو دوست دارم ... خیلی لذت بردم @};- @};- @};-
      • بی نهایت سپاس گزارم خانم منتظر نازنین @};- با داشتن مخاطب مشکل پسندی مث شما کار من خیلی سخت تر شده و باید مشق های بیش تری بنویسم تا برای جلب خشنودی تون قابل باشم...! به طراوت زیباترین گل های بهاری پا به پای ترانه های لطیف و جاودانه تون سبز بمونید... @};-
    • این قسمت رو خیلی خوشم اومد @};- وقتی دیدیم بله رو نی می ده / شیش سال رفته تو باغ یونجه چیده!
      • قربون محبت و مرام شما حامد جان... @};- ممنون از زحمتی که متقبل شدین..به فکر خودم نرسیده بود که ممکنه دوستانی غیر از آرزوی عزیز هم چنین مشکلی داشته باشن...! :-(
  • دوست من....کار جالبی بود...مرسی....این قسمت ها خیلی واسم جالب بود... گرفت و گفت لالا کن و بیا /کمتر از سه سال طولش ندیا! گفتیم چرا ما نقد؛شوما نسیه؟! /گفت درسه و از این گرفتاریا! اومدی با قوه قهریه؟ / چقده بود مگه اون مهریه؟! دوسال دانشجو بودم تو کرج / همه رو دادم واسه شهریه! @};- @};-
  • ببخشید شهاب جان من میام رو کارت اللحساب اور رو over صدا گذاری کن من بر میگردم با اسکایپ درگیرم
  • سلام جناب آتشزاد ترانه ی فوق العاده قشنگی بود و از خوندنش لذت بردم. با تقدیم مهر @};-
  • سلام خیلی کار جالب و قشنگی بود واقعا لذت بردم @};- @};-
  • سلام ترانه زیبایی بود جسارتا به نظر وزن کار بیشتری میخواد یه روز بابام گفت که برو زن بی گیر! / یه دختر از حومه ی جردن بی گیر! @};-
    • سلام دوست هوشیار من متشکرم...وزن مخصوص این قبیل ترانه ها خیلی به لحن خواننده و رعایت تکیه های صوتی وابسته س و زیاد از سنگینی و سبکی واژه ها فرمون نمی بره...فقط یه ایراد وزنی توی بازخوانی دیدم که به احترام شما و با اجازه تون همین جا ویرایش می کنم: شیش ساله رفته یونجه چیده : شیش سال رفته تو باغ یونجه چیده... باز هم از شما و تذکرتون متشکرم اینو فراموش کردم عرض کنم که وزن پیشنهادی شما سرعت ریتم مطلوب این ترانه رو خیلی کم می کنه...
  • داستانش منو کشته... :)) مرسی استاد... @};-
  • خیلی جـــــــــــــــــالب بود... ;)) خیلی خوشم اومد...آفرین بر این قلم استاد. @};- @};- @};- @};-
  • سلام استادودوست هنرمندم کارطنزشایدبه ظاهرساده بیاداما چندین برابر کارای جدی سختی داره وشما به خوبی ازعهدش براومدین تبریک میگم ولایک @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-