تردید

دست تردید دوراهی غم و با من آشنا کرد

دیو دیوار جدایی تن بین ما رها کرد

 

مرگ زندگی رسید و را ما بی انتها شد

عشق و سودای رسیدن نرسیده نخ نما شد

 

دل و دیدار شبونه خاطرات عاشقونه

اون که با من مهربونه همه رفتن دونه دونه

 

توی تنهایی خونه زیر بارون سیاهی

سقف قلبم چکه می کرد از ترک های تباهی

 

فکر دیدار دوباره دل تو سینه بی قراره

شب چشمای سیاهت مملو از ماه و ستاره

 

روزای پاییزی من چشم به راه یه بهاره

روی شاخ و برگ امید زندگی شکوفه داره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: