چشمهایش *

چشای خیس غریبت
توی حجم گرم لحظه
دیدن نگاه خیره ت
عاشقی کردن محضه

غم خفته ی نگاهت
همیشه یه دنیا حرفه
اونی که هیچ وقت نمیگی
مثه “هیچی” , مثه برفه

خانومی تو خود شعری
حسی که ترانه سازه
واسه گفتن قشنگیت
چشات عاشقانه سازه

کی میدونه چن تا قصه
می تونم ازت بسازم؟
یا تو اوج غم و اندوه
واژه رو پیشت ببازم؟

باغ و بیشه , سیب و گندم
همه رو در تو می بینم
تو برام به میوه بشین
من ازت رویا می چینم

* با یادی از رمان “چشم هایش” اثر بزرگ علوی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • بشین یه ن کم نداشت ؟ بنظرم بنشین به روون تر شدنش کمک بیشتری میکنه . شایدم من اشتباه خوندم ؟ :-) @};-
  • خیلی لذت بردم ازخوندن ترانتون وهمچنین نقدای بسیار خوب دوستان پای کارتون اخیرا نقد خیلی کم شده تووآکادمی وبرای کسایی مثله من که دوست دارن یادبگیرن خوندن نقدای گذشته خیلی مفیده. :-) @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- =D> @};- =D>
  • سلام دوست شاعرم.... زیبا سرودی
  • آقا حسام یه شعر جدیدی چیزی؟؟ :-?
    • الان پیام می دادید بهتر نبود؟! :-) راستش استراتژیم در نوشتن اینه که زیاد بخونم و زیاد بنویسم اما کم منتشر کنم. صبور باشید :-) ولی ممنون از پیگیری تون. @};- @};- @};-
  • جناب وکیل کارت حرف نداشت
  • درود جناب بهمن @};- با همه ی این تعاریف و نظرات خوبی که بزرگتر ها دادن، حرفی نمی مونه برای گفتن.. جز اینکه زیبا بود @};-
  • زیبا بود @};-
  • ترانه ی زیبایی بود =D> @};- موفق باشید @};-
  • کی میدونه چن تا قصه می تونم ازت بسازم؟ یا تو اوج غم و اندوه واژه رو پیشت ببازم؟ =D>
  • سپاس از ترانه ی زیباتون پر از احساس و شاعرانگی بود وبه نظرم مضمون های خیلی نویی داشت کی میدونه چن تا قصه می تونم ازت بسازم؟ یا تو اوج غم و اندوه واژه رو پیشت ببازم؟ این قسمتش رو خیلی دوست دارم عالی بود مرسی =D> =D> =D>
  • :-x @};-
  • سلام دوست گرامی ترانه تون روخوندم شایدخوشایندشمانباشه امامن عادت ندارم بی دلیل ازشعری تعریف کنم ذهن مضمون سازی داریداماکاش بهش جهت بدید ترانه ی خوب بایددرعین سادگی حرف تازه ای برای گفتن داشته باشه مثلا"به میوه نشستن"رواصلانمیتونم بپذیرم مطمینم میتونیدحرفاتونودرترانه باعبارات قشنگ تری بزنید عذرمیخوام ممنون ازدعوت شما @};-
    • سلام. ممنونم ازینکه صراحت تون رو بکار می گیرید تا من چیزی یاد بگیرم. قطعا نظرتونو لحاظ میکنم در تاملاتم روی این ترانه. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • سلام جناب بهمن عزیز. قبلن بخاطر تاخیرم عذر خواهی میکنم. 20 روز بود که مسافرت بودم و به نت دسترسی نداشتم و امکان اومدن به سایت رو نداشتم. ممنون بخاطر دعوت و ترانه رو هم خوندم و لذت بردم. @};- @};- @};-
    • البته جسارتن به نظر بنده هم به میوه بشین اصطلاح درستی نیست و با ویرایش اون قسمت میتونین جایگزین بهتری براش پیدا کنین.
      • سلام جناب روشنی. چه خوب که به جز اینکه اومدید و خوندید ، نظری هرچند کوتاه در راستای تاکید بر اشکال اون خط از ترانه م هم نوشتید. این برام ارزشمنده چون معمولا برای دوستان می نویسید: مرسی از دعوت.خوندم! :-) سبز باشید. @};- @};- @};-
  • salam..... man injoor fazaha ro too tarane nemipasandam midooni bishtar hes nevisie motlaghe albate menhaye bande akhar mohtarami o aziz.. =D> =D> =D>
  • ممنون از دعوتتون ترانه ی بسیار زیبایی بود :) و حس فوق العاده ای داشت متشکر که دعوتم کردید
    • سلام جناب علوی. عجب اسمی دارید قربان.جون میده برای صدا زدن. مثه اینکه به بهونه میدون آزادی داد بزنی : آزادی :-) ممنونم از حضورتون. @};- @};- @};-
  • درود جناب بهمن .بسیار لذت بردم ترانتون حس خوبی و منتقل میکنه و قابل لمسه مهرتون پاینده و هنرتون جاویدان @};-
  • ساده روان با اصالت و دارای قافیه و تمثیل های زیبا و زیرکانه ای بکار برده ای تمام فراز ها ی ترانه ات تداوم یکنواختی دارد کلمات را بسیار بجا در ترانه استفاده کرده ای که دوباره و تکرار دیده نمیشود و در آخر در استفاده از کلمات ساده و خودمانی و دلنشین نهایت ذکاوت را نشان داده اید .امیر علی ترانه
    • سلام جناب تاج. رعایت ادب در کلام شما برام چشم گیر و زیباست.در کامنت های دیگر شما هم پای ترانه دوستان بارها نظاره گر بودم. سپاسگزار از مهر شما. سربلند باشید. @};- @};- @};-
  • سلام ..........زیبا بود ... از سبک اینجور اشعار خوشم میاد ... چون واسه موسیقی های شاد هم مناسب هستند ... اگر ترانه ای از شما نظرم رو جلب کنه حتما بهتون میگم... پیروز باشید :-)
    • سلام جناب بهزادی نیا. ممنونم از حضورتون. امیدوارم بتونیم همکاری خوبی در آینده ای نزدیک داشته باشیم. باعث افتخاره. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • درود بر شما جناب بهمن ترانه ی زیباتونو خوندم گفتنی هارو دوستان گفتند و من جسارت نمی کنم فقط چیزی که اسمش ایراد یا نقد نیست و فقط به عنوان پیشنهاد دوستانه عرض می کنم دم دستی بودن قافیه هاست و حرفای تکراری دوست دارم توی کارای بعدی تون اتفاقات جدید افتاده باشه و بیشتر لذت ببرم ممنونم از دعوت پر مهرتون @};- @};-
    • سلام خانوم اهتمام. ممنونم از حضورتون. حتما همینطوره و ترانه بعدیم به مراتب بهتر خواهد بود و توجه به نکات شما و دوستان خواهم کرد. سربلند باشید. @};- @};- @};-
  • @};-
  • =D> =D>
  • سلام داداش حسام توی واژه هات احساس کردم گره داری. یه کم ساده تر بنویس تا منظورت پیچ نخوره تو ذهن مخاطب. شاد باشی. @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- =D>
  • درود جناب بهمن از دعوت شما متشکرم. ترانه ی خوبتون رو خوندم و از دیدگاه دوستان هم بهره بردم. پیروز باشید @};-
  • سلام دوست عزیز....ممنونم از اینکه منو قابل دونستین و دعوتم کردین که ترانه تون رو بخونم :-) :-) و یه تشکر دیگه چون من زیاد با تجربه نیستم و اینکه منو دعوت کردین باعث شد که نقد دوستان هم بخونم و بتونم چیزی یاد بگیرم.... من ترانه تون رو دوست داشتم :-) :-) ایشلا که در ترانه های بعدیتون موفق تر باشین سربلــــــــند و پــــــــــیروز باشین @};- @};- @};- @};-
  • ســلام آقاي بهــمن گرامي سپاسگزارم از محبّتي كه هميشه نسبت به ترانه هاي من داريد. يــادش بخيــر "چشمهايش"! يادمه اين رمان رو تا نيمه خوندم و ديگه نتونستم تمومش كنم. البته تا قسمتي كه من خوندمش ارتباطي جز در عنوان بين شعـر شما و اون اثر گرانقدر بزرگ علوي نديدم و گويا خوندنش حسي رو درشمـا به وجود آورده كه اين ترانه رو سروديد يافقط به خاطر عنوان مشترك اشاره اي به اون شاهكار داشتيد كار بسيار پسنديده اي انجام داديد. واما ترانه. ترانه تون از لحاظ زبان و فرم كار تقريبا سالمي بود و جز يكي دو مورد چيزي به نظرم نيومد كه از تنه ي كار بيرون زده باشه. بنـد اول: "دیدن نگاه خیره ت" من با صفت خيره اصلا ارتباط برقرار نكردم وشايد دليلش دو وجهي بودن اين لغت در معنا باشه، همونطور كه ميدونيد يك مفهوم اين كلمه در گويش امروز "لجباز" هست. بنــد دوم: "غم خفته ی نگاهت" به جاي لغت خفته كه دراين بافت زباني زيبا ننشسته مي تونستيد جايگزين هاي زيادي رو قرار بديد. مثل غم پرراز نگاهت يا غم شيرين نگاهت يا... بنــد سوم: اتّفاق خوبي بود در اين ترانه. بنــدچهـارم: با "واژه رو پیشت ببازم؟"موافق نيستم ميتونستيد كلمه اي مفهومي تر رو دراين بند به كاربگيريد و به عنوان نمونه ميشد از ضرب المثل قافيه رو باختن استفاده كردو... بنــــد ششم: باغ و بیشه , سیب و گندم همه رو در تو می بینم تو برام به میوه بشین من ازت رویا می چینم در مصرع دوم با "در" موافق نيستم به لحاظ زباني. "تو برام يه ميوه بشين" احتمالا بايد بچين بوده باشه و درهرصورت دچار سكته ي وزنيست. جايگزين هاي زيادي براش وجود داشت كه موفق تر عمل كنند. در نهــايت با كمي تمرين و تلاش و دقت و كمي سخت گيري در انتخاب كلمات شما ترانه سراي موفق خواهيد بود انشاءالله. راي تقديم شما. ((بهـــارتان پــرآرامــــش))
    • سلام خانوم غفوریان. ممنون که دعوتم رو پذیرفتید. فقط به خاطر انتخاب نام ترانه م که با نام اون کتاب خوب یکی بود خواستم از این نویسنده خوب معاصر هم یاد کنم. سپاسگزارم از دقت تون که این قدر با حوصله برام خوانش تون رو بازگو کردید. سلامت و برقرار باشید. @};- @};- @};-
  • غیر از این تیکه کل ترانه تو دوس داشتم حسام جان فکر کنم جای برفه یه چیز دیگه بذاری بهتر باشه چون چیزی رو نمی رسونه اونی که هیچ وقت نمیگی مثه “هیچی” , مثه برفه
  • سلام و درود @};- ممنون از دعوتتون :-) غم خفته ی نگاهت همیشه یه دنیا حرفه اونی که هیچ وقت نمیگی مثه “هیچی” , مثه برفه این بندخیلی زیبا بود ولی وزن مصرع تو برام به میوه بشین رو متوجه نمیشم :-?
  • سلام حسام از دعوتت متشکرم ترانه ات منو یاد خودم انداخت . امیدوارم ترانه های قوی تری ارت بخونم سلامت باشی
  • سلام حسام جان از کلاس درس یاد گرفتم کسی را ازرده نکنم هر کس به اندازه توانایی خویش یه اثری رو ارائه میده و سعی کنه خودش به معایب پی ببره و دوستان راهنما باشند روی هم رفته خیلی زیبا سرودید درود بر شما و خسته نباشید.
  • درود بر حسام عزیز و سپاس از دعوتت ترانه ی زیبایی خواندم ، بسیار خوب و روون . از اون دسته ترانه هایی که بنده خیلی دوست دارم و می پسندم . فارغ از کامنت های دوستان فقط همون مصرع : تو برام ... " نیاز به بازنویسی داره ، الباقی ترانه خوب و به جاست و این ایرادات یک کم تفاوت سلیقه هاست . مانا باشی دوست خوبم =D> @};-
    • سلام جناب تهرانی. از کسانی هستید که نظرات تون رو دنبال می کنم. خوشحالم که باب میل تون بوده. حتما برای اون خط هم فکری خواهم کرد. برقرار باشید. @};- @};- @};-
  • زيبا بود حسام جان بسيار زيبا خيلي از خوندنش لذت بردم موفق باشيد
  • سلام آقای بهمنی عزیز ترانه تون از همه جهت :زبان /واژگان /تصاویر/عبارات/تعبیرات به نظر بنده بدون اشکال و در عین حال رسا وبلیغ بود از جهت وزن "بنشین" می باید جایگزین "بشین" بشود عبارت به میوه نشستن هم تا اونجا که من میدونم کاملا" مصطلحه و ایرادی نداره بگذریم که ادبیات وخصوصا" شعر اساسا" جولانگاه غیر ممکن ها و دریچه ی آرزوها و تمنی یات بشری ست و به همین خاطر تصاویر و تعابیر در آن آمیخته به ذوق است و متکی به درک .هر کسی در آن از چشم خویش به اشیاء و پیرامون خود درمی نگرد زیبایی ها عموما" در تعابیر شاعرانه به بدیع وتازه بودن آن است چه در شعر کلاسیک چه در شعر نوین . خلاصه اینکه ممنون از دعوتتون لذت هم بردیم خسته هم نباشید یادی هم از بزرگ علوی کردید باز هم خسته نباشید =D> @};-
    • سرکار خانوم ربانی. سلام. نگاه کارشناسانه شما برای من معتبر و با ارزشه و کامنت شمارو نه فقط در زیر ترانه خودم بلکه هر کجا که در سایت نظر بگذارید حتما میخونم و می آموزم. ممنونم که چند خطی رو هم سخن از ترانه امروز گفتید. سلامت و مانا باشید. @};- @};- @};-
  • سلام حسام جان خوبی عزیزم در نگاه اول از دید این حقیر زبان نوشتاریت پخته اس حفظ ریتم در 90%از کارت نشون میده از ابتدا تا انتهای ترانه میدونی دنبال چی هستی واین یک امتیاز بزرگه حجم گرم لحظه چشای عاشقانه ساز ترکیبات زیبایی هستن یه سری تغییرات کوچیک هم میتونه با ایجاد ارتباط بهتر بین مصرع ها قوت کار و بیشتر کنه مثلا همین شروع ترانه ی خودت چشای خیس غریبت توی حجم گرم لحظه اون خیسی رو اگه به حجم خیس لحظه نسبت بدی کارت زیباتر هم میشه چون حجم گرم بیشتر با آغوش همپوشانی داره مثلا: چشمِ لرزون و غریبت توی حجمِ خیسِ لحظه لحظه ی اشک ریختن و ارتباط با غربت کارو خیلی قوی تر از این هم میکنه ------------------------------ بعضی ترکیباتم از نظر داداش کوچیکت ننشسته مثل همون به بار نشستن حتی با توجه به روشن بودن معنی جالب از آب در نیومده بنظرم یا مثلا: مثه “هیچی” , مثه برفه هیچی رو با برف که نماد ظرافت و زیباییه نتونستم یکی کنم میدونم منظورت برفِ که آب میشه ولی باز آب نماد حیاتِ ------------------------------------ باغ و بیشه , سیب و گندم همه رو در تو می بینم این قسمت کارو خیلی دوست داشتم ولی بنظرم از مصراع دوم به بعد زیبایی اش ابتر مونده واین خیلی حیفه ---------------------------- ممنونم از لطفت @};- @};-
    • سلام رسول جان. وقتی حضور گرم شمارو برای ترانه م می بینم حالم خوب میشه. از نگاه دقیقی که به همه جوانب ترانه م داشتی و بطور موجز برام برشمردی سپاسگزارم. برقرار باشی. @};- @};- @};-
  • جناب بهمن عزیز ترانتون بسیار زیباست . حقیقتش عروض و قافیه در ترانه برای من چندان مهم نیست و البته چیز زیادی هم ازش نمیدونم . اونچه که توجهمو جلب میکنه موسیقی پذیری ترانه ست . به نظرم تو بیت آخر تغییر بشین به بنشین آهنگ ترانه تون رو بهتر میکنه . البته این نظر شخصیمه . روون بودن ترانه مهمه اما تا چه حد ؟ به نظرم جواب این سوال سلیقه ایه . بیت اول ترانه تون گرچه به روونی ابیات بعدی نیست اما چون در ابتدا اومدن به نظرم میتونن توجه مخاطب رو به ادامه ی ترانه جلب کنن که این خوبه . درسته که ترانه ی پیچیده مخاطب رو فراری میده اما اگه تو کل ترانه یک قسمت کوچیک پیچیده بشه به نظرم ترانه رو جذاب تر میکنه . در مورد واژه ی خانومی هم راستش من با نقدهای دوستان موافق نیستم . تو موسیقی میشه تنوع ایجاد کرد و مثلا اواسط کار ریتم رو عوض کرد و بعد دوباره به همان ریتم برگشت . این تغییر زبان ترانه از این نظر خوبه . اگه نقدم دچار اشتباهه منو ببخشید اما من واقعا این ترانه رو پسندیدم
    • جناب حسنی عزیز. ممنونم از حضورتون و وقتی که برای ترانه م گذاشتید. در چند کامنت بالا هم برای دوستی نوشتم که به دلیل اینکه منتقد به معنای حرفه ای نداریم در سایت , مشخصه که بخش زیادی از نظرات سلیقه ای میشه.این سلیقه ای بودن رو تا جایی که بدون توهین و غرض ورزی باشه من می پسندم. در صفحه همین ترانه بسیار بحث های خوبی شد از جمله نظر شما که همه اینها برای من ارزشمنده. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • ترانه زیبایی بود لذت بردم در ضمن ممنون از دعوتتون
  • حسام عزیز سلام ترانه زیبا و با احساستو خوندم چند نکته به ذهنم رسید گفتنش شاید بد نباشه مطمئنا کار دچار نقاط قوت فراوانیست اما من دوست ندارم فقط به تمجید کار بپردازم چون میدونم شما ترانه رو به خوبی میدونید و میشناسید. ترانه با یه شروع خوب اما نه چندان بکر آغاز و ترانه سرا بدون هیچ توضیحی برای غم و اندوه یار و اینکه چه چیز او رو به این حال رسونده از عشق خودش در ادامه سخن میگه که زیاد به خودیه خود ارتباط منطقی به نظر نمیرسه. چشای خیس غریبت توی حجم گرم لحظه دیدن نگاه خیره ت عاشقی کردن محضه _____________ انتظار میرفت تا در ادامه ما استدلال ترانه سرا رو نسبت به این اندوه که گریبانگیر یار شده سخن بگه اما باز دچار تکرار شده و با گفتن واژه هیچ و برف که زیاد گویا و حس انگیز نیست مطلب رو میبنده و در ادامه تکرار تمثیل و تعابییر عاشقانه رو روایت میکنه غم خفته ی نگاهت همیشه یه دنیا حرفه اونی که هیچ وقت نمیگی مثه “هیچی” , مثه برفه ________________ در این بند کمی کار از لحاظ گفتار نیز دچار ضعف و به طبع اون سطح ترانه رو کمی پائین میاره ما در بندهای قبلی بسیار واژه های زیبا و با شاعرانگی بیشتری رو می خونیم مثل حجم - غریب - محض و .. که این بند به ترانه ضربه میزنه خانومی تو خود شعری حسی که ترانه سازه واسه گفتن قشنگیت چشات عاشقانه سازه _________________ در این بند و حتی بند های قبلی کمرنگ بودن در ایجاد یک فضای نو و تعابییر با قدرت به چشم میاد اما در این بعد بسیار زبان ترانه گویاست اما پر قدرت و آن لازم رو برای درگیری مخاطب ایجاد نمیکنه کی میدونه چن تا قصه می تونم ازت بسازم؟ یا تو اوج غم و اندوه واژه رو پیشت ببازم؟ __________________ در این بند به جز در همون مصراع که دوستان دیگری نیز در نامفهوم بودن و بهتر بگم در اینکه نتونست خلاقیتی که شاعر با ساختن این تعبییر به کار برده بود شاعرانگی لازم رو داشت و حتی اون مصراع هم با توجه به مصرعهای قبلی برای مخاطب قابل هضم بود این بند از نظر من به کلی به زبان یک ترانه منسجم بدل شده بود باغ و بیشه , سیب و گندم همه رو در تو می بینم تو برام به میوه بشین من ازت رویا می چینم ___________________ در مجموع ترانه با یک جای خالی در ذهن مخاطب و ذکر بعضا تمثیل های نه چندان خوب نیاز به پرداخت بهتر رو می طلبه و نیاز به وسواس در واژه پردازی رو هم به همین شکل حسام جان ممنون که خوندی اینها تماما نظرات شخصیه من بود و ممکنه درست نباشه با سپاس منتظر کارهای بعدیت هستم. @};-
    • سلام جناب نوری. این نوع نظر گذاشتن تون رو خیلی دوست دارم. خیلی خوبه که کسی با ترانه سرا همراه شه و ترانه رو بطور خلاصه مرور کنه و درباره ش صحبت کنه. خیلی روشنم کردید و خیلی به تامل فرو رفتم. اینطور که شما نوشتید ارتباط عمودی ضعیفی برقرار بوده... پراکندگی نظرات در مورد بعضی جاها خیلی جالبه. سپاسگزارم که دعوتم رو با روی گشاده پذیرفتید و اینقدر زیبا نوشتید برای ترانه م. سلامت و برقرار باشید. @};- @};- @};-
  • والله دروغ چرا آقا حسام زیاد کار به دلم ننشست چند شب پیش کار منو از مرگ برگردون رو خوندم خیلی حال داد انتظار داشتم یه چیزی در حد اون کار باشه مث اینجاش واسه دل پرسه های من کی اسم شب رو می دونه؟ یا اینجا من از دست زمین خسته م من از دست زمان ، گریون پناهم شو تو ویرونی منو از مرگ برگردون روی کلیت کار نظر نمیدم ولی خیلی کار داره ببخشید آقا حسام رک حرفمو زدم خوشم از ریا نمیاد موفق باشید @};-
    • جناب پیرداده. سلام. خوشحالم که از "منو از مرگ برگردون" خوشتون اومده و متاسفم که این کار رو اصن دوست نداشتید. سبز باشید. @};- @};- @};-
  • حسام عزیز من به شخصه وقتی ترانه ای حسم رو درگیر کرد دیگه خیلی بلحاظ فنی خودمو درگیرش نمیکنم و ترجیح میدم فقط لذت ببرم از کار.مثل همین ترانه ی پرازاحساس تو که یه رومنس عاشقانه ی زیباست.تبریک میگم بهت. بااینکه مصرع "تو برام به میوه بشین" یه کم از نظر وزنی اذیت میکرد ولی زیباییه کلی کارت اونو تحت الشعاع قرار داد. لذت بردم.
  • زیبا بود حسام جان :-) =D> ... تبریک ... نقدی نداشت به جز همون " تو برام به میوه بشین " که دوستان اشاره کردن ... اگر هم اصطلاح درستی باشه بهتره به صورت " تو برام بشین به میوه " نوشته بشه ... موفق باشید @};-
  • غم خفته ی نگاهت همیشه یه دنیا حرفه @};- ممنون دوست عزیز . زیبا بود و با احساس @};-
  • سلام وخسته نباشی کارتون رو خوندم ماشالا همه ی دوستان خیلی از موارد رو گفتن که همشون قابل احترامه و درست گفتن اما من اگه بخوام مختصر ومفید ایراد کارت رو بگم اینه که شروع شعرت با اواسط و انتهای کارت همگن نیست میشه گفت دو پارته که پارت دوم روون تر و جاافتاده تره خواننده نمیتونه این دو قسمت رو بهم وصل کنه توی ذهنش -مشخصه که زحمت کشیدی و خواستی خودتو خرج کنی توی شعرت که واقعا جای تقدیر داره موفق باشی. =D>
    • سلام جناب پیرهادی. دقیقا متوجه منظورتون در مورد دو پارت بودن ترانه نشدم.از چه لحاظ؟ ممنون که توجه داشتید و با محبت نظر نوشتید برام. @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- دوستان بزرگوار هر انچه باید می بود رو گفتن من دوباره و دوباره میگم زبان یکپارچه یعنی وقتی از ابتدا شروع به خوندن میکنیم با ترکیبی از واژه هایی مواجه شیم که در یک رده ی محتوایی هستن... من حس کردم زبان ترانه ت نه خیلی زیاد ولی به طور محسوسی در نوسانه موفق باشی
  • یکم دوزبانی داره برخی جاهاش اما در کل خوبه مثلا خفته به زبان شعرت مث خانومی نمیخوره مانا باشی @};-
  • همه ی دوستان نظراتو دادن . فقط من بگم که تو برام یه میوه بشین خیلی ضعیف بود .قافیه ی لحظه و محضه هم دیگه خیلی خیلی تکرار شده. کلا قافیه هات زیاد قوی نیست. و جایی هم نداره که من خیلی باهاش حال کنم حداقل یه بیت شاهکار باید باشه توی ترانه به نظر من
    • نام خانوادگی تون منو یاد هنرمند مون , بانو حمیده(نادره) خیر آبادی میندازه. خیرآبادی عزیز... سلام. همین مشکل پسندی و نظرات تار و مار کننده ته که باعث شد دعوتت کنم.چون پای ترانه دوستان نظراتتو دنبال میکنم و میدونم صفر و صدی هستی. امیدوارم در آینده ترانه هامو دوست داشته باشی. @};- @};- @};- @};-
  • درود بر حسام عزیز یه کار لبریز از احساس قشنگ و حرفه ای رو ازت شاهد بودم و از خوندنت لذت بردم سبز بمانی عزیز دل لایک @};-
  • سلام بسیار زیبا سرودید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • wow!! بی نظیر سرودی حسام جان ، عااالی =D> =D> =D> چشم هایش فوق العاده ترین اثریه که خوندم و خیلی دوستش دارم این که ترانه ای براساس اون ساخته بشه قطعا حس خوبی برام داره و این که قبل از خوندن پانوشت هم ترانه رو دوست داشتم دیگه یعنی محشر :-x پسندیدم شدید @};- @};- @};-
    • سلام خانوم قریشی. بمب انرژی شدم بعد از خوندن نظرتون. خوشحالم که خوشحال شدید بخاطر چشمهایش و خود ترانه. از حضور گرم تون سپاسگزارم. @};- @};- @};-
  • سلام حسام جان ممنونم كه بنده ي حقير و به خوندن ترانه ي زيبات دعوت كردي. عاشقانه ي دوست داستني و سالمي بود. تقريبا همه رو نقطه ضعف ترانه ت دست گذاشتن "تو برام به ميوه بشين"؛ من منظورتو گرفتم اما ايراد وزنيش و نتوستم هضم كنم! راستي! با خوندن اين بيتت كلي سرِ ذوق اومدم: خانومی تو خود شعری حسی که ترانه سازه واسه گفتن قشنگیت چشات عاشقانه سازه @};-
  • با سلام و درود کار زیبا و با احساسی بود مانا باشید @};-
  • سلام جناب بهمن ... سپاس از محبتتان نسبت به بنده و مطمئنا پس از پیامتان این حس در بنده هم متولد شد !!! در مورد ترانه تون ، باید بگم که تبریک می گم به خاطر ترانه بودن این اثر ، که بعضا توسط خودتون از ترانه دور می شدید و به شعر محاوره نزدیک و گاهی از هر دو دور ... به نظر بنده تنها ایراد اصلی وارد بر اثر شما ، دو گانگی زبان هستش و در بعضی جاها خیلی به چشم می خورد ، مثلا " خانومی " با " در من " از زمین تا آسمون در نوع زبان نوشته متفاوت هستند که به نظر من " خانومی " در این کار ملموس تر از " در من " می باشد ... در جایی که دوستان هم اشاره کردند ، بنده هم نتوانستم ارتباط برقرار کنم و به نظرم اصلاح آن مصرع کمک بسیاری به بند آخر خواهد کرد . خوشحالم که لیاقت خوانش اثرتان را با دعوت زیبای خودتان داشتم . روزهایی باب میل را برایتان آرزومندم " دادا " ی کوچکتان آرش توفیقی @};-
    • سلام جناب توفیقی. سوادتون نه در کامنت هاتون که در ترانه هاتون هویداست و من لذت می برم که در سایتی هستم که شخص مطلعی چون شما حضور دارد. چیزی که در مورد دوگانگی زبان گفتید رو کسی اشاره نکرده بود و توجه خودم هم به اون دو واژه که فرمودید نبود. از دقت و حسن نظرتون ممنونم. امیدوارم سال خوبی رو داشته باشید. @};- @};- @};-
  • حسام جان تو برادر بزرگ منی من همه ی ترانه هاتو دوست دارم =D>
  • چشای خیس غریبت توی حجم گرم لحظه دیدن نگاه خیره ت عاشقی کردن محضه این بیتش خیلی قشنگ بود درکل ترکیبای تازه و قشنگی داشت @};-
  • درود حسام عزیز.ممنون از دعوتت.این واسم افتخاره کاری و بخونم و لطفته برادر بابت دعوت.اول بگم من اصلا نه بلدم و نه صلاحیت نقد دارم و هر جا نظری دادم صد در صد شخصی بوده و میتونسته اصلح و قانون نباشه.کارت روونه و وزنت مناسبه ملودی..کمی سکته تو وزن حس کردم مثله اینجا "تو برام به میوه بشین"...از نظره معنا ومحتوی هم با همین قسمت مشکل داشتم که یا ایراده تایپیه یا ایراده خوانش من...کمی ضربه و کشف و تصویر سازی تو کار بالا بره حس روونت اثر مانا به جا میزاره و پتانسیلش مشهوده.مثه هیچی مثه برفه به نظره من به جا نیست...برف نماده مناسبی واسه مثه هیچی نیست...در مجموع فقط و فقط شرمنده اگه نظرایه شخصیم مناسب نبود و جسارت و زیاده گوییم و ببخش.حتما خوبی و ستودنی...شاد باشی دوستم...
    • سلام جناب ادریس زاده. اکثر دوستانی که نظر می دهند و نقدی می کنند مطالعات و تجربیات خودشون رو به علاوه سلیقه شخصی عنوان می کنند و این اصلا بد نیست اگر مغرضانه نباشه که معمولا هم نیست.چون فضا مجازیه و نظرات میتونه غلط باشه اما اگه مغرضانه باشه ، خیلی باید اون دوست عزیز "بیکار" باشه که بخواد وقتشو در فضای مجازی برای خراب کردن ترانه دیگری بگذاره! قطعا تعداد کمی از دوستان نقد خوبی می کنند ولی من باز معتقدم منتقد به معنای واقعی نداریم در سایت. ممنونم که با دقت خوندین و اشاره هاتون رو هم قطعا بهش توجه می کنم. سبز باشید و مانا. @};- @};- @};-
  • =D> =D> =D> آفرین حسام نازنین کارت عالی بود داداشم توی این سطر ترانه یه کم ضد ضرب میشه ومفهوم رو دیر منتقل میکنه تو برام به میوه بشین باقی قضالیا عالی وموزون وزیبا آفرین موفق باشی چشای خیس غریبت توی حجم گرم لحظه دیدن نگاه خیره ت عاشقی کردن محضه @};- @};- @};-
    • سلام جناب آونج عزیز. بزرگواری کردید که ترانه م رو خوندید. میدونید که چقدر ترانه هاتونو دوست دارم و باهاشون ارتباط برقرار می کنم. به روی چشم.حتما درون خط تجدید نظر میکنم. برقرار باشید. @};- @};- @};-
      • @};- @};- @};- زیبایی ومحبت در نگاه شماست داداشم... خوشحالم که با کارای حقیر ارتباط برقرار می کنید
  • سلام به به در مقابل اساتیدی مثل شما حرفی برای گفتن ندارم من تو این سایت درس پس خواهم داد =((
  • چشای خیس غریبت توی حجم گرم لحظه دیدن نگاه خیره ت عاشقی کردن محضه زیبا و عاشقونه...دوسش داشتم @};- =D>
  • سلام دادا دوست داشتم کارتو افرین اون قسمت به میوه بشین رو به نظر من خوب اومدی اما اگر بنشین رو جای بشین قرار میدادی وزنتم محکم تر میشد و بهتر . لایک @};-
    • سلام جناب جاویدان. خوندن نظر شما پای ترانه م لذت بخشه. اتفاقا در نوشتن اولیه "بنشین" بود کع به "بشین" تغییر پیدا کرد. پس شما هم پسندیدید اون قسمت رو. ممنونم که دعوتم رو پذیرفتید. در پناه حق باشید. @};- @};- @};-
  • ممنون از دعوتتون جناب بهمن, ترانه ی پر احساس و زیبایی بود,نظرات دوستان رو خوندم,من با "تو برام به میوه بشین" از لحاظ معنایی هیچ مشکلی نداشتم شاید قبلا شنیده بودم درست خاطرم نیست,مهم این همنظور برای من گیرا بود اما از لحاظ خوانش فکر کنم یه کم سخت خونده میشه.در کل ترانه تون به دلم نشست.ممنون. @};-
    • سلام. تو کامنت قبلی داشتم به خانوم صائب می گفتم که چقدر نظرات متفاوته.حالا باز هم یه نظر دیگه که میگه چیزی رو که نوشتید من باهاش از لحاظ معنا مشکلی ندارم! :-) بهرحال چیزی که برام هویدا شد اینه که قطعا شیوه نوشتن اون خط مشکلی داشته. ممنونم ازینکه حضور پیدا کردید و ترانه م رو خوندید. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • غم خفته ی نگاهت همیشه یه دنیا حرفه اونی که هیچ وقت نمیگی مثه “هیچی” , مثه برفه درود کار بسیار زیبایی بود =D> @};- @};-
    • سلام. جالبه که ازین 4خط خوش تون اومده.چقدر سلیقه ها متفاوته. ممنونم از حضور پر مهرتون خانوم صائب. برقرار باشید. @};- @};- @};-
  • خوب حالا نقدای بقیه دوستانم خوندم دیدم فقط به نظر من این قضیه به میوه نشستن یه جوری نبوده اما با خانومی موافق بودم من زیاد به لحاظ فنی نمی تونم نظر بدم فقط وقتی یه ترانه رو می خونم به حسم رجوع می کنم و البته روون یودن کار به نظرم برای هر کسی قابل درکه خوب کار شما هم روون هست @};-
  • تو برام به میوه بشین؟!!! :-?
  • @};- حسام جان سلام به نظرم تو كار ترانه احساس حرف اولو ميزنه من خودم زياد به قافيه و وزن توجه نميكردم و در حدي نيستم كه بخوام نقد فني بكنم اما از لحاظ احساس زيبا سرودي گلم
    • سلام خانوم کمالی. احساس قابل بیان داشتن نعمت بزرگیه که همه ی انسان ها ندارند اما قطعا اگه این احساس در قالبی هنری ریخته بشه باید از یک سری آداب و اصول اون هنر پیروی کنه و الا چیزی در حد "بیان عواطف انسانی" و شاید بدتر ازون ، "شعار" باقی میمونه. ممنونم که اکنون به این قضیه واقفید. از محبت تون سپاسگزارم. @};- @};- @};-
  • سلام آقای بهمن،ممنون از دعوتتون. بریم سر نقد ترانه ی زیبایی بود ولی.... مصرع اول آدم منتظره بقیشو بشنوه،چشای خیس غریبت/ توی حجم گرم لحظه،چی!؟بعدش شما به جای اینکه اینو توضیح بدید میرین سر یه موضوع دیگه دیدن نگاه خیره ت/عاشقی کردن محضه بیت دوم:اونی که هیچ وقت نمیگی مثه “هیچی” , مثه برفه اونی که گفته نمیشه میتونه مث هیچی باشه ولی برف چرا؟ربط برف رو با هیچی و حرفهای نگفته متوجه نشدم.حس کردم فقط واسه قافیه آوردین باغ و بیشه , سیب و گندم همه رو در تو می بینم تو برام به میوه بشین من ازت رویا می چینم همونطور که خودتون فرمودین به میوه نشستن یعنی به ثمر رسیدن عشق و محبت پس وقتی به ثمر برسه و عشق دو طرفه بشه "رویا چیدن"دیگه معنی نمیده اینجا!دیگه دلیلی نداره از طرف رویا بسازی چون خودش هست
    • سلام خانوم اسدی. 4خط اول که کاملا مشخصه.اون چشمایی که توصیف شده توی اون لحظه ی خاص ، دیدنشون عاشقی کردن محضه.فکر نمی کنم پیوستگی معنایی نباشه در اون 4خطی که گفتید. در بیت دوم که گفتید : به هیچ وجه آدمی نیستم که کار سر دستی انجام بدم.چه برسه واژه ای رو برای قافیه بیارم فقط! اما قبول دارم که تا حدودی گنگه.منظورم ازون "برف" این بود که حرفای نگفته مثل "هیچی"ه و مثه برفه که آب میشه و انگار نه انگار که بوده.مثل اینکه این مفهوم رو نرسونده براتون. از کسی رویا نمی سازم و نساختم.چه در ترانه م چه در واقع! :-) اما به ثمر رسیدن یک عشق رویاهای جدیدی رو با خودش میاره.منظور ازون دو خط ، تحقق رویاها از عشقی تازه و ثمربخش هستش. ممنونم که اینقدر با دقت خوندید و بحث کردید. حضورتون برام ارزشمنده. برقرار باشید. @};- @};- @};-
  • درود دوست عزیز .اولن تشکر می کنم که انقد دوستانه وقت میذارید و با صبرو حوصله آثار دوستان رو می خونید در ضمن عذرم رو به خاطر تاخیرم بپذیرید ترانه خوب و دلنشینی بود و دوستان گفتنی هارو به خوبی عرض کردند مثل نشستن خانومی روو کار و قوی نبودن ِ ( به میوه بشین ) توو مصراع (توی حجم گرم لحظه) حجم ِ گرم برای لحظه تعبیر جندان مناسبی نیست و اگه با توجه به مصراع قبل که به چشم و خیسی اشاره کردید از گریه استفاده می کردید باور پذیری بهتری داشت (توی حجم ِ گرم ِ گریه ) که هم به گرم بودن اشک کنایه میزد وهم حجم برای مقیاس اشک زیاد قابل قبول تره تا لحظه که البته به تغییر محضه منجر می شه که موافق نیستم چون (عاشقی کردن محضه ) خیلی خوب شده توو بیت ..(اونی که هیچ وقت نمیگی مثه “هیچی” , مثه برفه) حس می کنم اگه به جای (اونی که هیچ وقت نگفتی ) بذارید (اونی که بهم نگفتی ) به روونتر شدنش بیشتر کمک می کنه جسارتن اگه دوست داشتید به جای (تو برام به میوه بشین ) بذارید( تو یه باغ ِ آرزویی ) با توجه به چیدن رویا توو مصراع بعد شاید شکل بهتری به این بیت بده دوست عزیز بابت پرگوییم عذر می خوام و اگه جسارتی کردم نیتی جز همفکری با شما دوست با ارزش نداشتم وامیدوارم همیشه از قلم خوبتون مستفیذ بشم .مانا باشید و ماندگار =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام خانوم سید موسوی. در این سایت کسایی مثه من چشم شون به اشاره ها و نکاتیه که شما بزرگوار با حوصله براشون شرح میدید.من فقط سعی می کنم همراه دوستان باشم. دو تا پیشنهادی رو که گفتید دوست دارم و بهش فکر می کنم.راستش خودم همینو در مورد اون دو خط فکر می کردم که باید عوض شه اما به نتیجه ای نرسیدم. بسیار سپاسگزارم از دقت و حسن نظرتون به ترانه م. سلامت و موفق باشید. @};- @};- @};-
  • ترانه زيبايي بود تبريك
  • ziba bud omidvaram sale 1392 hamrah ba asar khbetun bashe.
  • سلام. لذت بردم ...چشمهایش... خیلی برام جالب بود... خسته نباشید و خیلی پسندیدم =D> =D> =D> @};- @};-
  • حسام جان ... ترانه ات زیباست و جوانانه ! ... و مرا به این سوال می برد که : "آی جوانی های من کجایی؟...کجایی؟"...و بعد این سوال ... خیلی فکر می کنم تا یادم بیاید چرا چیزی به خاطر نمی آورم ... آه بله ...جوانی های من پشت قاب عینک هفتاد و پنج صدم آستیگمات ماند! ...تا آستیگمات چشمانم خوب شود. بعد جوانی بود که از پشت قاب عینک بیرون آمدم! راستی یادم آمد بگویم ...همان زمان هایی که پشت قاب عینک گم شده بودم ...رمان چشمهایش را خواندم ... و مثل وقتی که زن اثیری صادق هدایت ...دقم را درآورد ...حرص خوردم . معنای اش آن است که ترانه ات مردانه هم بود.شاد باشی.
    • زندگی انتظار مردن بود بچگی نکرده ی من بود خواب روی کتاب جغرافی درست در زنگ تربیت بدنی! (سید مهدی موسوی) سلام خانوم رها. عاشق "جوانی های نکرده" ی پشت عینک یا پس مردمک چشم هستم... از حضورتون می آموزم.از شورتون انرژی می گیرم. سپاسگزارم. جوان یا میانسال یا پیر...به قول شاملو جاودانگی در انسانیته. مانا باشید. @};- @};- @};-
  • =D> =D> زیبا بود @};- @};-
  • سلام عالي بود حسام جان فقط اون قسمت خانوميش يه كم حس كردم ترانترو شخصي كرده بود هركسي نميتونست با ترانه ارتباط برقرار كنه و تو وا‍ژه @};- هاي زيبايي كه به كار بردي يه كم معمولي تر بود ببخش جسارتمو @};-
    • سلام جناب عباسی عزیز. موافقم با شما.خودم هم می خواستم اون واِه رو عوض کنتم.دقیقا به همین دلیل که شخصی نشه اما گفتم تجربه کنم که دیگران پذیرش می کنم چنین واژه هایی رو در ترانه یا نه که فهمیدم اینطور نیست. از حضورتون ممنونم. @};- @};- @};-
  • ترانه ی زیبایی بود لذت بردم =D> =D> =D> =D> @};- @};-
  • درود جناب بهمن بزرگوار @};- @};- @};- ترانه ي سرشار از احساستون رو خوندم و با افتخاز مي پسندم @};- فقط فكر ميكنم خانومي يكم تو ذوق ميزد @};- اما در كل كار زيبايي بود و عنواني هزاربار زيباتر... @};-
    • با افتخار....ببخشيد ;)) ;))
      • خانوم صادقی... محبت شمارو به "دیگران" در کامنت های تان از طریق فیبر نوری در حالیکه کیلومتر ها دورتر (کم/زیاد)از همه ما هستید ، حس می کنم و باید بگم جای خوشحالیه که انسان هایی چون شما هنوز در این کشور نفس می کشند.باعث قوت قلبید. ممنونم از نگاه تون. @};- @};- @};-
  • @};- در پایان صحبت های بقیه دوستان و نقد های با ارزششون باید بگم ترانه زیبا و دل نشینی هست.تبریک @};-
  • سلام.به نطرم نسبت به کار قبلی خیلی بهتر بود ولی کماکان از ساده گویی پرهیز می کنی: چشای خیس غریبت توی حجم گرم لحظه دیدن نگاه خیره ت عاشقی کردن محضه "توی حجم گرم لحطه" برای این ترانه ثقیله.مثلا چه اشکال داره اگه ساده بگی "آب میشه لحظه به لحظه".البته نمیشه منکر تفاوت سلیقه شد،اما من نظرم اینه."چشات عاشقانه سازه" فوق العاده زیبا بود.موفق باشی
    • سلام. جناب غمخوار عزیز، همیشه از صراحت کلام تون در کامنت های دوستان و البته ترانه قبلی خودم استفاده کردم. درست می فرمایید.پرهیز به معنای اینکه اگه جوری بنویسم که ساده باشه و بعد خطش بزنم و پیچیده تر یا ثقیل ترش کنم نه ، اما علاقه دارم به ساخت ترکیب ها و واِه هایی که تا به حال در شعرهام نیاوردم.سعی بر آن دارم این قضیه نرود رو به تباهی.امیدوارم :-) سپاسگزارم از دقت تون نسبت به این ترانه و اشاره به ترانه قبلیم. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • گفتنی هارو دوستان کفتن لذت بردم کار روونی بود @};- @};-
  • درود جناب بهمن ترانه ی زیبایی بود . نکات رو دوستان فرمودن ، البته من به میوه نشستن رو شنیده بودم اما توی ترانه خوب نشسته. پیروز باشید @};-
    • سلام بانو مسگرچیان. ازینکه فرمودید این اصطلاح رو شنیدید ممنونم.بله ، یقینا کاربردش از سوی من درست انجام نگرفته. خیلی لطف کردید که وقت تون رو در اختیار من برای خوندن ترانه م گذاشتید. @};- @};- @};-
  • درود بر شما ترانه ی زیبایی سرودید می پسندم =D>
  • سلام جناب بهمن ترانه ی شیرینی بود موفق باشید
  • با سپاس از احساس بی نظیر شما در سرودن ترانه.لذت بردم.موفق باشید. @};- @};- @};- @};- https://www.academytaraneh.com/?p=48082&preview=true
    • سپاسگزاری از بنده ست خانوم. لطف دارید واقعا. لینکی که گذاشتید برای ترانه جدیدتونه که به ثبت رسیده اما هنوز تایید نشده و رو سایت نیومده فکر کنم ولی حتما برای ترانه اخیرتون میام. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • سلام آٔقای بهمن جدا از اینکه از ترانتون لذت بردم وقتی نظر ها رو می خوندم گفتم شاید برخلاف اینکه نقد می کنید شاید نقد پذیر خوبی نباشید اما وقتی دیدم با حوصله و متانت نقد پذیر هستید بسیار دیدم به شما وسیع تر شد دوست عزیز. به نظر من هم این مصراع زیاد مفهوم رو نمی رسونه تو برام به میوه بشین امیدوارم موفق باشید. در پناه حق
    • ممنونم از صراحت بیانت دوست من. سعی میکنم با اقتضای سن ، آستانه تحمل و نقد پذیریم رو هم افزایش بدم. از نگاه دقیق و پر مهرتون سپاسگزارم. @};- @};- @};-
  • کی میدونه چن تا قصه می تونم ازت بسازم؟ یا تو اوج غم و اندوه واژه رو پیشت ببازم؟ =D> =D> =D> =D> @};-
  • حس ترانه رو دوست داشتم.اما يه بحثي كه هست موضوع دلالت و ارتباط افقي و عمودي تو شعرتونه! ارتباط عمودي بيشتر جاها رعايت شده اما ارتباط افقي و دلالت بين مصرع ها خيلي كمه.به اندازه يه عضو كوچيك اين مجموعه پيشنهادي كه ميتونم بهت بكنم اينه كه تو هر مصرع يا بيت يه كلمه ي پررنگ پيدا كني و تو مصرع يا بيت بعد روش پرداخت انجام بدي. اينكه از كتابهايي كه ميخوني ايده ميگيري خيلي خوبه.ولي من درست متوجه نشدم(شايد چون اين كتاب رو نخوندم) ترانه الهام گرفته از اين كتاب بود يا اشاره هايي از كتاب هم توي ترانه بود؟ يه چيز ديگه يه نظر شخصيه و ميتوني اصلا بهش توجه نكني...كلمه ي "خانومي" هستي كه به نظرم يكم توي ترانه نشسته! بعدم يه چيزي كه من(من=يه هيچي) هميشه متذكر ميشم اينه كه تو ترانه هامون رو صحبت نكنيم....آرايه ها،تمثيلات،بيانات،بديعات،بازي زباني اينا همه براي شعره و بايد ازشون استفاده بشه! ببخشيد اگر پرگويي كردم و جسارت شد! با احترام @};-
    • سلام خانوم فروزنده. ممنونم از حضور گرم تون. به دلیل اینکه اسم ترانه م رو "چشمهایش" گذاشتم ، فقط خواستم یادی کنم از رمانی که دوسش دارم.فقط همین. در مورد ارتباط عمودی و افقی باید بگم که همیشه دغدغه م بوده و قطعا بهش توجه می کنم.ممنون از اشاره تون. در مورد "خانومی" هم یک خطابه.خانومی هستی نیستا!شما که از جمعیت نسوان هستید حتما زیاد خطاب شدید : "خانومی" ! :-) کلا توی شعر نباید "رو" صحبت کرد.به دلیل تجربیاتی که در زمینه شعر سپید دارم و شما هم دارید باهاتون هم عقیده م و البته فکر نمی کنم تو این ترانه هیچ آرایه ای نباشه و خیلی "رو" صحبت شده باشه. البته دیدم که در جایی دیگه هم در کامنت تون به این موضوع اشاره داشتید که نشون از حساسیت بالای شما برای کیفیت ترانه هایی که می خونید داره. اصلا پرگویی نبود.ممنونم که وقت تون رو برای خوندنش گذاشتید. برقرار باشید. @};- @};- @};-
  • سلام آقای بهمن ترانه زیبایی سرودید موفق باشید @};- @};- =D>
  • سلام حسام عزیز ترانه ات واقعا زیبا بود اون قسمتی که دوستان هم اشاره کردن دفعه اول که خوندم معنیش رو گرفتم ولی با وزن همین قسمت مشکل داشتم جسارتم رو ببخش دوست خوبم
    • سلام دوست عزیز ، جناب صادقی مطمئن شدم که اون قسمت ایرادی داره و حتما بعد ازین نظرات و تموم شدن "جو خونده شدن" ترانه م سر فرصت روش فکر می کنم و ایراد رو بر طرف می کنم. ممنونم از همراهی تون. @};- @};- @};-
  • @};- :-) خسته نباشید... =D>
  • همسو با نظر دوستان قسمت اشاره شده برای بنده هم گنگ و قابل درک نبوده . در کل اثر زیبایی بود. @};-
  • درود جناب بهمن عزیز کار بسیار زیبا و روونی ازتون خواندم همه چیز عالی بود بجز همون "تو برام به میوه بشین " احساس کردم یکم باعث افت کارتون شده جسارت بنده رو ببخشید موفق باشید قلمت پرمهر @};-
  • دوست عزیز زیبا بود =D> ولی این یعنی چی؟!(تو برام به میوه بشین)!
    • سلام جناب رجب پور. عادت به توضیح ندارم.اگه جایی از ترانه م رو کسی متوجه نشده , اگه به این نتیجه برسم که مشکل از ضعف من بوده که در اونجا منظورمو نتونستم برسونم قطعا می پذیرم و در ویرایش ترانه در پیش خودم از نظرات دوستان استفاده می کنم. خدمت تون عارضم در واقع ترانه سرا اون ثمره و سرسبزی یه عشق رو در این انسان می بینه.سیب نماد مهر و محبت / گندم هم نماد برکت و روزی ... و اینو در دو خط بالاییش میگه:"باغ و بیشه , سیب و گندم/همه رو در تو می بینم" اما منظور از جمله ای که اشاره کردید اینه که اون احساس و اون حس محبت به ثمره برسه و در واقع "کال و عقیم و نارس" نباشه. البته قطعا اینا همه توضیحات من در بیرون از ترانه س و چیزی که خوندید همین هارو باید بگه.امیدوارم. ممنون از توجه و حضورتون. ایام به کام. @};- @};- @};-
      • آها دوست عزیز تازه گرفتم!میخواستین از اصطلاح به بار نشستن یا به ثمر نشستمن استفاده کنید.آخه تا حالا به میوه بشین نشنیده بودم.شرمندم :-S
      • حالا باید ببینم دوستان دیگه نظرشون چیه. اما واقعا ممنونم ازینکه وقت گذاشتی. @};-
  • =D> @};-