قتل

از آب،ماهی رو گرفتم من

حتی زمانی آب هم گِل شد!

گاهی برای سبقت از مردم

باید به سمت راست مایل شد!

 

شب رو کنار کی سحر کردی؟

چه زخم هایی که ازت خوردم

واسه فرار از فکر آلوده

ده بار ساعت رو عقب بردم!

 

فنجون قهوه،میز،ضبطِ صوت

آیینه،تخت،ساعتِ روو دیوار

تنهاییمو یادآوری میکرد

من باز هم تنها شدم انگار

 

هی از خودم میپرسم اون چی شد؟

نه،اون خیانت رو نمیفهمه

حتی نمیفهمه دوسِش دارم

معنیِ عادت رو نمی فهمه

 

دیوار های شهر میلرزید

تا شونه هام،هم رازشون میشد

چشمایه من توو حالتِ گریه

حتی زمانی غرق خون میشد

 

من قتل رو انگیزه میبینم

تا از دو رویی دست برداری

لبخند روو لبهاتو میبینم

وقتی توو دستش دست میذاری

 

با دیدنش ساکت نمیشینم

وقتی توو قلبت جامو میگیره

خون را میوفته تووی بحثی که

پای غرور مرد درگیره

 

حالا جنازش روی دستامه

حالا تقاص کارشو پس داد

مردم به چشمِ قتل میبینن

وقتی که اون روی زمین افتاد

 

از حکم قاضی من نمیترسم

حتی اگه اعدام واجب شه!

ترسم از اینه بعد مرگ من

دزدِ محله باز کاسب شه!

 

بعد از تو من یکبار میمیرم

اما تو بعد از من گرفتاری

وجدان تو ساکت نمی مونه

هر روز ده ها بار روو داری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی (مریم حیدرزاده) سلام. اعدام واجب نمیشه.قطعیه در اون صورت! :-) با نظر دوست مون که فرمودند این ترانه اگه اجرا شه... موافقم.بنظرم پرداخت کار نیاز به تلطیف شاعرانه داره.این نوع بیان مستقیم و بی پروا در پایان ترانه هیچ فرقی با یه اقرار مجرمانه نداره!برای بنده که اونقدر معانی متقن و محکم بود که هیچ تصوری ازینکه اینا در ذهن ترانه سراس نکردم! این همه باعث میشه اون چرخش دو بیت آخر و عذاب وجدانی که گردن معشوق رو خواهد گرفت هم خیلی به چشم نیاد و بیشتر تصنعی باشه. حتما تامل بفرمایید. سلامت باشید @};- @};- @};-
    • سلام.کل قوانین قضایی کشور بر اساس قوانین اسلامه.پس تمام اعدام ها واجبه که صورت میگیره/بقیه نقدتون هم یه جور اثباته اینه که من ترانه سرا نیستم.منم حرفی ندارم.اونایی که ادعای ترانه سراییشون میشه به کجا رسیدن مگه? ;)) سپاس عزیز. @};- @};- @};-
      • همه اعدام ها واجبه؟! درباره چی حرف می زنید دوست من؟! فرافکنی نکنید.من درباره ترانه و مضمون اجتماعیش حرف زدم. من و اون دوست مون جناب حسنی عزیز در مورد نوع پرداخت بی پرواتون انتقاد داشتیم.شما ترانه سرایید و اگه قرار باشه هر معنایی رو به همون صورتی که هست بیان کنید چه وجه تمایزی بین یه مقاله در مورد یه قتل یا یه ترانه وجود داره؟!همین و بس. در ضمن کسی که ترانه سرا نباشه از نظر من ترانه ش رو نمیخونم اصلا.چه برسه کامنت بگذارم. سوء تفاهم نشه.شما برای بنده قابل احترامی و توانایی ترانه سراییتونم ثابت شده س. سلامت باشی. @};- @};- @};-
      • سلامی دوباره.نظر جنابعالی و جناب حسنی برای من قابل احترامه.موضوع واجب شدن اعدام هم کاملا برداشت شخصی بنده است.که برداشت شخصی در ترانه سرایی اشکال نیست.مثلا ازبند چهارم اصل 156 قانون اساسی چنین برداشتی داشتم و موضوعات دیگر قوه قضاییه که بحث در باب این مسئله خارج از ترانه سراییست.موضوع دوم هم باور بفرمائید این کار قرار نیست اجرا بشه و تماما از اندیشه و ذهن خودم بوده.شما مختارید ترانه ی هر شخصی که دوست دارید بخوانید.من از حرف های کهنه در ترانه خسته شدم و دوست دارم مخاطب رو با حرف های جدید(البته از نظر خودم)رو برو کنم.موضوع سوم اینکه تصاویر از ابتدا تا انتهای کار در ذهن من بوده.از اولین بند که مربوط به خلاف راهنمایی رانندگیه تا انتها که عذابه وجدانه و اگر این قالب رو مقاله میدانید دیگر حرفی برای گفتن باقی نمیماند. شما استاد بنده هستید و نظر شما روی چشم بنده جای دارد.از این به بعد با تصاویر بهتری کار رو ارائه میدم.خوشحال میشم نظرتون رو در مورد ترانه ی بعدی هم بدانم.سپاس @};- @};- @};-
  • درود بسیار کار زیبایی بود.می پسندم @};- @};-
  • نگاهی هنری تر به مضمونی امروزی. زیبا بود.لذت بردم.
  • سلام آقای عابدینی سپاس از ترانه تون. کار خوبی بود و چون اولین ترانه ای هست که ازتون میخونم نقدش نمی کنم و نقد رو موکول میکنم به ترانه های آینده. @};- رای تقدیمتان. ((بهـــارتان پـــرآرامـــش))
  • سلام آقای عابدینی ترانه ی شما از نظر وزن و زیبایی های ادبی به نظرم ترانه ی خوبیه اما با مفهوم و سخنی که ترانه بیان میکنه شدیدا مخالفم . گرچه شاید هدفتون توصیفی شاعرانه از حال معشوقی زخم خورده داره و مبالغه خودش یک آرایه ی ادبیه اما در نظر بگیرید اگه این ترانه با موسیقی خونده بشه و مخاطبان بشنون چقدر میتونه خطرناک باشه و چه فرهنگ غلطی رو میتونه رواج بده .
  • درود زیبا بود @};- @};-
  • درود جناب عابدینی کار بسیار زیبا و خوب و منسجمی ازتون خواندم فقط جسارتا بنده هم با نظر خانم موسوی در مورد "هر روز ده ها بار روو داری" موافقم براتون ارزوی موفقیت دارم سپاس @};-
  • حس قشنگي داشت @};-
  • ادبیاتت دوست داشتنیه! @};-
  • کامیار عزیز درود ترانه ی زیبایی است اما جای پرداخت بیشتری داره . در ابیات اول وزن اصلا مشخص نیست ولی هرچه جلو می ریم وزن خودشو نشون میده و خواننده را درگیر می کنه . بنده هم با خانم سید موسوی هم عقیده ام مصرع آخر رو تجدید نظر و باز نویسی کن . ضمنا توی املاء کلمات دقت بیشتری کن . مثلا "تووی " را می توانی " توی ِ " بنویسی و از این قبیل ... این دوبیتت هم بسیار زیباست : از حکم قاضی من نمیترسم حتی اگه اعدام واجب شه! ترسم از اینه بعد مرگ من دزدِ محله باز کاسب شه! پیروز باشی =D> @};-
    • درود عزیز.وزن از ابتدا تا پایان هماهنگ است.کافی است اگر وزن اواسط کار را فهمیدی برگردی به اوایل ترانه.در مورد نقد سرکار خانم موسوی هم عرض کردم ترانه به من اجبار میکرد اون بند رو به عنوان مقطع بیاورم.در مورد فرمایش دیگرتان فکر نمیکنم غلط املایی جزو نقد باشد.در طول تایپ ممکن است حرفی را به اشتباه دوبار تکرار کنم که این موضوع ارزش گفتن ندارد.سپاس از نقدتان @};-
  • ترانه زيبا وخوش ساختي بود ولذت بردم ومنوياد يكي ازترانه هام كه يه روز درملاعام اعدامت ميكنم كه خيلي قديميه انداخت موفق و پرترانه باشي
  • سلام کامیار عزیز ترانه زیبایی بود موفق باشی دوست خوبم
  • آفرین دوست عزیز خیلی خوب و ساده و گویاست و کاملن مشخصه که افکار شاعرانه و قریحه ی خوبی برای نوشتن دارید فقط جسارتن با ( هر روز ده ها بار روو داری ) نتونستم ارتباط برقرار کنم و حیفه که ترانه به این زیبایی با این بند تموم شه البته میدونم منطورتون طناب داره ولی میشه به پر رویی هم نسبت داده بشه وکاش شفاف تر نوشته بودید در کل خیلی دلنشین بود وبرای این پرداخت خوب می پسندم =D> =D> =D> @};- @};- @};-
    • سلام خانم موسوی.حق با شماست.بند ضعیفی هست این بند.مفهومش منرو مجاب میکرد که حذفش نکنم و احساس خودم این بود که برای بند آخر مفهوم خوبی رو ارائه میده.اما این نکته ای که شما فرمودید هم کاملا صحیحه.از اینکه خواندید و نقد کردید بینهایت سپاسگزارم @};- @};-
    • زيبا بود جناب عابديني.... @};- @};-
  • =D> =D> =D>
  • ترانه زیبا و پرداختی فوق العاده. درود @};-
  • شعر زیبایی بود کامیار عزیز @};-