ایستگاه مترو

از این راهه بن بست، از این راهه خونه
تو نیستی و تنهام دلم خونه خونه
سکوتت منو کشت، کجایی ببینی؟
کناره من اینجا دوباره بشینی
دوتا جای خالی برای من و تو
یه کم انتظارو یه ایستگاهه مترو
به یادت تمومه مسیرُ میگردم
نبودی…
تا ایستگاهه آخر فقط گریه کردم
چقد منتظرشم؟ کجایی تو بانو؟
نبوده تو بسه بیافتم به زانو
توو ایستگاهه آخر،همون مرد کولی
بهم گفت نمیای، چه کشکی؟ چه قولی؟
دوتا جای خالی برای من و تو
یه کم انتظارو یه ایستگاهه مترو
یه روزی تو میای..اینو خوب میدونم
به امید اون روز تو ایستگاه میمونم

میدونم مشکلت زیادی داره..ممنون میشم اگه راهنمایی کنید.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود بانو زیباسرودی.نقدبا اساتید می پسندم @};- @};-
  • سلام. رو این ترانه با توجه به نظرات دوستان و چیزهایی که خودتون صلاح می دونید کار کنید.بخونید و تامل کنید و ویرایشش کنید.چون سوژه انتظار و ایستگاه مترو امروزیه و تازه س.حیفه رهاش کنید و سراغ ترانه دیگه ای برید. البته باید بگم که خیلی باید رو همین ترانه کار کرد.همونطور که خانوم حسینی فرمودند پرداخت قوی ای نداره.فضاسازی نشده.از اسم ترانه یه مکان میاد که اون مکان می تونه برجسته بشه و نشون داده بشه که جایی بوده برای انتظار دیدار. ضمنا یه نکته: کاربرد "ه" چسبان به "کسره اضافی" خیلی متفاوته ها.در نگارش توجه کنید.این غلط مصطلحیه که برخی شعرای معاصر در وبلاگ ها و سایت ها هم مرتکب شدند.منظورم "خون , خونه" قطعا میدونید که اون "ه" چسبان میتونه معنای "است یا هست " بده و در زبان عامیانه فعل حساب میشه.یا : " راهه خونه" غلطه. درستش:"راه خونه" سلامت باشید. سال نو مبارک. @};- @};- @};-
    • ممنونم...چشم حتما از این به بعد در مورد "ه" و کسره دقت میکنم.. @};- @};- این ترانه رو هم قراره در اولین فرصت ویرایشش کنم، حتما به نظرات شما و دوستان توجه میکنم. @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};-
  • سکوتت منو کشت، کجایی ببینی؟ سلام کار خوبی بود خیلی باحال بود 8->
  • سلام فريناز جان.... @};- من دوستش داشتم و لذت بردم :-x :-x :-x موفق باشي خواهري... 8->
  • فریناز عزیزم ترانه ت بی اغراق مضمون زیبایی داشت ولی من نمیخوام به وزن و قافیه و این حرفا نگاه کنم میخوام یه کم در مورد موضوع حرف بزنم... منم کار مینویسم که گاهی راوی یه مرد میشه اینجا احساس میکنم راوی ت یه مرد بوده ... ولی تو به عنوان یه مرد ... خوب به تصویر کشیده نشدی...تموم تصویر سازیات متعلق به خوصوصیات یه دختره ولی در اخر ما میبینیم که در واقع یه مرد منتظر یه بانو! بوده از جنبه ی دیگه هم خیلی سخت میتونم بهش نگاه کنم که تو دختری هستی منتظر یه زن دیگه!!! مثلا کی مادرت؟؟!!! این تناقض در این دو بیت مشهوده به یادت تمومه مسیرُ میگردم نبودی… تا ایستگاهه آخر فقط گریه کردم چقد منتظرشم؟ کجایی تو بانو؟ نبوده تو بسه بیافتم به زانو ولی باز بی اغراق باید تبریک بگم بهت چون تصویر سازیت از محیط خیلی خوب بود.. موفق باشی @};-
  • سلام فریناز عزیز ترانه زیبایی بود...... می دانی ، مضمون قشنگی را انتخاب کرده بودی که البته از نظر فنی با مقداری کار بیشتر به ترانه ماندگاری بدل می شود. موارد خاصی در ترانه وجود دارد که جای پرداخت و توجه بیشتر در مورد آنها خالی است. مثل قرار مرد کولی و ...... که این مضامین به نظر من جای پرداخت بیشتری دارد.... با آرزوی پیروزی و دوام مستدام..... =D>
  • چقد منتظرشم؟ کجایی تو بانو؟ نبوده تو بسه بیافتم به زانو درود بر فریناز عزیز والا کارت همچین ایرادات زیادی هم نداشت که میگفتی بنظرم قشنگ بود و تصویر سازی خوبی توش انجام گرفته بود تنها جایی که برام یه خورده ناجور بنظر رسید همین بیتیه که برات بالا نوشتم شاید من نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم سبز بمانی @};-
    • ممنون آقای غلامی عزیز.. @};- @};- @};- .فکر کنم با کلمه ی"بانو" مشکل داشتین(اگه اشتباه نکنم). من این ترانه رو از طرف یک آقا نوشتم و مخاطبش خانمه :-)
  • سلام دوست قدیمی فریناز جان خواهر خوبم بنظرم ایده ی این ترانه کافیه که به این نتیجه برسیم سراینده اش دارای دید وسیعی در ایده ساختن ونوشتن هست ایستگاه مترو حتی از بن بست هم بدتره یه مسیر رفت و برگشت مداوم که خودتم میدونی آخرش به بازگشت میرسه وهمین حس کلافگی رو به آدم القا میکنه...از کارای قبلیت هم که در جریان قدرت سرودنت قرار گرفتم این کار و من با اجازه ات به دو قسمت تقسیم کردم قسمت اول: از این راهه بن بست، از این راهه خونه تو نیستی و تنهام دلم خونه خونه سکوتت منو کشت، کجایی ببینی؟ کناره من اینجا دوباره بشینی دوتا جای خالی برای من و تو یه کم انتظارو یه ایستگاهه مترو به یادت تمومه مسیرُ میگردم تا ایستگاهه آخر فقط گریه کردم چقد منتظرشم؟ کجایی تو بانو؟ نبوده تو بسه بیافتم به زانو تا اینجا قدرت کارت خیلی خوبه وضربه هایی که در بعضی نیم مصرع ها مثل:تا ایستگاه آخر فقط گریه کردم در انتقال حس وحال خیلی موفق بوده ولی از اینجا به بعد احساس میکنم تمرکز لازم رو نداشتی ویادرگیر حس شدی واون قدرت شروع وجود نداره همون مرد کولی توو ایستگاهه آخر بهم گفت نمیای..نکردم که باور بازم ایده ی مرد کولی ایده ی خوبی بود هرچند بنظر من بی مقدمه وارد قصه ی ترانه شد ولی نکردم که باور یکی از قسمت هاییه که واقعا به کار ضربه زده واصلا هماهنگ نیست با قسمت قوی قبلی یه روزی تو میای..اینو خوب میدونم به امید اون روز تو ایستگاه میمونم پایان کار هم خوب بود درکل کمی پرداخت بیشتری نیاز داره البته بازم میگم قسمت های ابتدایی خیلی خیلی خوب شدن
  • سلام فریناز جون .آفرین ..ترانه ی خوب و متفاوتی ازت خوندم واز فضای مترو وانتظار ترانه ی خوبی پرداخت کردی ولی می تونست بهتر از این باشه چون با ترانه های قبلت خیلی بیشتر ارتباط برقرار کردم با سهیل عزیز موافقم و همینطور با مهلا ی عزیز برای نشون دادن رنج ِ انتظار ..راستش جسارتن برای این مصراع ( با اینکه شاید (کشک ) خیلی به مذاقت خوش نیاد ولی استفاده ی زیادی توو محاوره هاداره ) اینو پیشنهاد می کنم توو ایستگاه ِ آخر ، همون مرد کولی ..بهم گفت نمیای چه کشکی، چه قولی! :-) در کل دلنشین و خوب بود وبرات آرزوی موفقیت می کنم @};- @};- @};-
  • سلام بانو فریناز خیلی زیبا بود و لذت بردم از خوندنش از بین کارایی که تا حالا اینجا خوندم این دومین کاریه که واقعا به دلم چسبید حس دلتنگیه زیبایی داشت =D> @};- :-x موفق تر باشید
  • سلام فریناز عزیز خوندم ترانه زیباتون رو موفق باشی
  • =D> @};- :-x دمت گرم خیلی باحال بود.
  • درود خانم مختاری کارتون رو خواندم خیلی خوب بود خصوصا تصویر سازی ها جسارتا اونجا که فرمودین : بهم گفت نمیای..نکردم که باور / به نظرم نکردم که باور زیاد جالب نیست بهتر میشه اگه واژه مناسب تری براش پیدا کنید بنده هم با نظر دوستان در این مورد که جا برای پرداخت بیشتری داشت کارتون موافقم در کل کار خوبی بود موفق باشید @};-
    • بله اتفاقا من هم با اون قسمت مشکل دارم اما هرچی فکر کردم تا الان واژه ی مناسبی به ذهنم نرسید :-( ممنون از حضورتون و اینکه نظرتون رو گفتین @};- @};-
  • سلام دوست خوبم ترانه زیبایی بود موفق باشی =D>
  • درود به خانم مختاري عزيز فضاسازي خوبيدركار ديدم ولي باشناختي كه ازتون دارم شماازاين قويتر هم ترانه گفتيد وهنوز كاراي خوبتون رو ميخونم ولذت ميبرم خيليخوشحال شدماز تراه سراي آشناداين آكادمي ميبينم با افتخار به خواندن هفت سين خالي دعوتيد كاري از من
  • عزيز دلم تصوير هاي خوبي رو وارد ترانه ت كردي اما نياز به پرداخت و فضاسازي بيشتري داره :) در اينجه با توجه به فضاسازي كه كردي (يه كم اننظار) به نظر همخواني نداره با فضاي كلي ترانه ...چرا كم ؟شخصيتي كه مي پرسه چقدر منتظر شم؟ تا ايستگاه آخر رو گريه كردم به نظرم كم انتظار نكشيده :) اما در كل لذت بردم خوبه ...خوبه كه با اين سنت فضاي خودت و داري و ابتكار به خرج مي دي :) موفق باشي =D> =D> @};-