بابا

سه سال پیش توی همچین روزی (۲۹ اسفند) بهترین دوست زندگیم که “بابا” خطابش میکردیم رو از دست دادم…
این ترانه یک هفته بعد از فوتش(یعنی همون سه سال پیش) متولد شد. با اینکه خیلی قوی نیست ولی با تمام احساسم اون زمان سرودمش.

خیلی دلم شکسته از کابوس دریای سراب
دلم میخواد ببینمت حتی شده فقط تو خواب
خیلی دلم تنگه واسه خنده ی ناز رو لبات
دلم میخواد نگاه کنم یک دل سیر تو اون چشات
خیلی دلم میخواد بازم به شونه هات تکیه کنم
تموم عمر و هستی مو فقط به تو هدیه کنم
میخوام یه بار ببوسم اون دستای پینه بسته تو
میخوام بشوری از شبام غبار رنج و حسرتو
خونه بدون تو بابا دالون غصه و غمه
نبود تو واسه دلم دلیل درد و ماتمه
اون قامت رشید تو حیفه که میره زیر خاک
از غم رفتنت بابا ببین دلا شده هلاک
تو رفتی اما یاد تو حک شده توی ذهن من
با یاد گر میگیره آتیش توی بغض من
شبای جمعه سر خاک با یاد تو ذکر می خونم
اینو بدون تا عمر دارم همش به یادت می مونم

https://www.academytaraneh.com/41690کپی شد!
1393
۵۴