بگو رفیق

بگو رفیق شعله کجاست

که سردم از سکوت تو

تن به جزای شب نده

که مرده آرزوی تو

 

فصل دروغ و ماتمِ

شعله بکش نفس تویی

بیا دوباره ما بشیم

کلید این قفس تویی

باید تو این ظلمت سرد

یه قصه تازه نوشت

از تیرو شلاقُ چماق

از دیو بدکاره نوشت

بیا رفیق تبر بشیم

تبر به ریشه ستم

بیا دوباره ما بشیم

اگر زیاد اگرچه کم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1039
۱۴