بی نظیر

میخوام جسارت بکنم بهت بگم دوسِت دارم
تنها تویی که عشقمی کاری به هیچ کس ندارم

میخوام تو رو بی زد و بند حرف اینه ختم کلام
بگو بیام دنبال تو یا که برم دیگه نیام

برای گفتن از تو من واژه ها رو گم میکنم
مستی مست چشماتو شراب هر خُم میکنم

تو زندگی بَعدِ خدا تو رو ستایش میکنم
عشق تو رو توی دلم همه ش نوازش میکنم

ستاره ها خیلی کَمَن بخوام بریزم پای تو
اما تو نیستی و شبا ماهو میذارم جای تو

یه خواسته ای دارم اَزَت وجودتو اَزَم نگیر
بذار دلم که عشقشی با تو بمونه بی نظیر

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com