توهم

بیزارم از اُکسی توسین*

هورمونِ مرگه واسه من

آی عشق لعنتی بیا

شاهرگ قلبمو بزن

با اینکه زنده م ولی خب

دچارِ مرگ مغزیَم

اون که ولم کردش و رفت

حس میکنم عوضیم

یه اشتباهی شده که

هنوز نفس بالا میاد

وقتی به جای اُکسیژن

هوای اونو دل می خواد

اسمشو فریاد میزنه

تک تک ذرات تنم

نه, باورم نمیشه که

این زن دیوونه منم!

تصویر توی آینه

یه جورایی عجیب شده

به جای عکس من داره

عکس تو رو نشون میده!

بوی تو رو میده چرا

حتی اتاق لعنتی

شاید به جای رویاهام

تو امشب اینجا دعوتی

باید چشامو پاک کنم

این اولین باره میای

شاید که امشب تو دیگه

بهم بگی منو میخوای

رنگ میزنم صورتمو

نقاب شادی میکشم

باید که تردیدو توو این

هوای مسموم بکُشم

ذل میزنم به ساعتم

آخ!مثه قرنه ثانیه

همین که فک کنم میای

همه چی انگار عالیه

چرا دارن اذان میگن

سحر شد و نیومدی

باید بیدار شم انگاری

عجب تَوَهم بدی

چه ساده بودش دل من

حتی تو خوابش نمیای

کسی که عاشقت نبود

آخه برای چی می خوای؟؟؟

۹۱/۳/۸

*اکسی توسین= هورمون عشق

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: