هنوزم …

هنوزم آسمون هست و یه رودی که پر از آبه

 هنوزم دست یک شاعرکه رو بوم غزل خوابه

هنوزم یک درختی هست میونه شهر خاموشی

 همین شهری که آدم هاش پر از حس فراموشی

 هنوزم شعری ازمن هست به دور از حرف تکراری

 که دنیا رو بلرزونه همین دنیایه اجباری

 هنوزم یک قلم دارم میونه دسته بی تابم

با این که خوابه این دنیا ولی بازم نمی خوابم

 هنوزم سایه ایی از غم که پشت نور می رقصه

 نشسته در کمین شب ولی از شب نمی ترسه

هنوزم بغض تنهایی کبوده ابر بارونه

 مثه گنجیشک خیسی که پناهش زیر دالونه

هنوزم عاشق اینم که خیس اشک ابرا شم

ببین چترم رو می بندم تا بارونیه فردا شم

هنوزم عاشقی هستش با اینکه چشمه ما تاره

 حساب چشم ودیدن نیست حساب قلبه بیماره

 هنوزم یک دلیلی هست که چشمارو ببندیمو

 بگیم تنهاییا خوبه به خوبیها بخندیمو

 هنوزم یک امیدی هست امیدی که فقط اینجاست

 بیا با قلب من ما شو رفیق من خدا با ماست… (کیوان اخوان حریری)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: