نامرد

می خوام از تو بگم اما/زبونم خوب نمی چرخه
نمی دونی دلم بی تو/چه کاری با خودش کرده
تموم واژه ها انگار/یه جورایی نمی تونن
برام از تو بگن حتی/تواسمت هم می مونن
دلم لبریز چشماته/بوی تو،تو نفس هامه
هنوزم حس شیرینت/ مث یه سایه همرامه
به گرمای تنت بانو/تنم بدجوری معتاده
تو که از خونمون رفتی/ فشارم سخت افتاده
دلم ضعف میره میلرزه/دو تا دستا، دوتاپاهام
دیگه هیچ شوق شیرینی/ نمی شینه توی چشمام
نمیشه جای خالیتو/تو خونه با کسی پر کرد
دو چشمام گود افتادن/ نمی بینی مگه،نامرد
فقط با فکرت این روزا دارم عمرو هدر میدم
منو از یاد برده مرگ خودم میرم خبر میدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: