میون فاصله هامون

میون فاصله هامون
توی این رخوت خونه
کنار سردی شبها
چی برای ما می مونه ؟

نفسم تو سینه رفته
دیگه گریه هم نمونده
صدای قافیه ها رو
دیگه شعر من نخونده

کنار بغض تو چشمهام
همیشه عکس نگاته
توی این دفتر شعرم
همه آهنگ صداته

تو نهیب دیو حسرت
دل من دیوونه می شه
مثل شبگرده که فکرش
تو هوای خونه می شه

چه کمی تو دستهای من
واسه بوسه کم می بینم
مثل میوه ی تو باغی
که تو رو با غم می چینم

همیشه شرم نگاهت
قاصد یه حرف خوبه
وعده ی عشق من و تو
کنار بغض غروبه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: