نبود….

دویدم و دویدم

به جایی نرسیدم

نه چشمه ای نه باغی

نه کفتر و کلاغی

نه خونه و چراغی

نه از کسی سراغی

حتی صدا هم نبود

یه رد پا هم نبود

بارتون نمیشه

خورشید و ماهم نبود

جایی نبود بشینم

هیچی نبود ببینم

هر چی دویدم نبود

هرجا رسیدم :نبود

نه دره ی عمیقی

نه دشمن و رفیقی

نه آتشی نه دودی

هیچی نبود:نبودی

نه لذتی نه دردی

نه آب گرم و سردی

جایی نبود بشینم

میوه نبود بچینم

هیچی نمی خواس بشه

دروغ نبود راس بشه

هرچی دویدم نبود

هرجا رسیدم نبود

نه دیر و زود بودش

نه صرف و سود بودش

فقط نبود بودش

هرچی که بود.بودش

باهاش کنار اومدم

حرفای خوبش زدم

با اینکه اون نمیشنید

اما یه لحظه خندید

منم بهش زل زدم

زودی بهش پل زدم

صداش زدم صدام کرد

یواشکی نگام کرد…

فقط نبود بودش

هرچی که بود بودش

میدونی چی شدم من؟

باهاش یکی شدم من

بی خودی بیخود شدم

هرچی که اون شد شدم

دیدم فقط یه هیچم

دور خودم میپیچم

هیچی نبود ببینم

جایی نبود ب…ینم

هرچی که دیدم نبود

هرچی شنیدم…نبود

راستکی نابود شدم

هرچی که اون بود شدم

بودن من نبوده

نبود مثل بوده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: