کولی..

یه گوشه از دنیای کوچیک ما ، یه جاییکه همه هستیمم و زندگی می کنیم .. یه جاییکه همه به دنبال دیده شدن هستیم .. هستند آدمایی که وقتی از کنار شون رد می شیم پر از فریادهایی هستند که اگه گوش دلت بسته باشه .. شنیدنشون غیر ممکنه ..

 از دوستای  گلم خواهش دارم که این ترانه یا به نوعی شعر رو با حوصله و دقت تمام و خارج از دید یک منتقد خوانش داشته باشند. امیدوارم تلاشم برای به تصویر کشیدن یه موضوع اجتماعی  بی حاصل نبوده باشه.

کــــــــــــــولی …

یه کولیه خونه به دوش / رونده شده از همه جا

 دل به سیاهی ها سپرد / بی کس و یار بی سر پنا ((ه )).

عابر کوچه  ها می شد /  مثه همه ی آدما

یه خورجین و کوله به دوش/ سر می کشید به هر کجا.

یه کولی خونه به دوش / یکی که از جنش شماست

اما از اون بخت بدش / می گن که لکه ی سیاست.

یه کولیه خونه دوش ../ مثه همه ..  ی  آشناست

رونده شده از همه کس / سهمش از این دنیا جداست.

جامه های وصله ای شو  / می بینی تو به تن اون؟؟

باکفشای پینه زده / پاهایی که توو خاک و خون .!

کاسه ی نیازشو / می بینی تو  توو پیش روش؟؟

سکه های سیمیه که / می ریزه کل آبروش.!

میشینه و فال می گیره / قصه ی حالت می بینه

روزای گذشتتو / از روی خالت  می بینه .

یه جایی توو  فال شما /  حرفایی.. از این آدماست

حرفایی از شکستن / دلای نفرین از گناست.

دیده نشد تو زندگیت /  یه ردی از خدا باشه

غرق بودی تو ثروتت و مال /یه  ردی از دعا باشه.

قبله تــو  زوود گم میکنی / تو  عمق  این شهر شلوغ

واسه به اوج رسیدنت / تن می سپاری باز به دروغ..

تو بی خبر دل می سپری / دل به دل  ستاره ای

ستاره ی  کوچولوو که  /جز تو نداره چاره ایی.

تفلکی عاشقت میشه / دنیاشو با تو می سازه

تو میشی تو .. همه  کسش / با بد و خوبت می سازه.

تو جاده ها یادت نره   / دستاش.. یه وقت رها نشه

تو صحرای  پراز بلا / طعمه ی  غصه ها نشه .

یه قطره اشک از گونه ی  / کولی می خواد جدا بشه

گم شده توو  ابرای اوود / بشه غماش دوا بشه.

تو غرق شده توو قصه تی / که کولیـــه ی  واست می گفت

انگار نفهمیدی که اوون / از غصه هاش واست چی گفت.

 قصه کولی همه جا / گفته شده بین ماها

تو شهر ما دیده میشه / یکی مثه خود اونا .

حسین خزایی

۲۸/۱۱/۱۳۹۱

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1183
۱۲۲