بهونه

نگیر ای دل دیگه اینقد بهونه

 میدونم که دلت چشمه خونه

شدی واله و شیدا ای دل زار

 نمی یاد اون دیگه هرگز به خونه

مکن اینقد تو بیتابی شب وروز

غم و داغ فراقت رو میدونه

تمومه روزو شبها گریه کردی

 شدم از دست توای دل دیوونه

دیگه (عرفان) مده دل رو به ناکس

 که عمری رو چو اون حیرون میمونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی معصومه عرفانی ( عرفان )

من ازکودکی علاقه زیادی به شعر گفتن داشتم و این باعث شد که همیشه از خداوند بخوام که کمکم کنه سالها در انتظار چنین روزی بودم که من هم بتونم شعر بگم مدت 14سال هست که شعر میگم دوبیتی تک بیتی رباعی غزل ترانه سپید نیمایی طنز مناجات نوحه شعر شیرازی و داستانهای کوتاه من همیشه شاکر خداوند هستم که این لطف بزرگ رو بمن داشته و در حال حاضر باز خونی آخر اشعارم هست برای چاپ که امیدوارم خداوند کمکم کنه بتونم کتابم رو چاپ کنم من عاشق شعر هستم بخصوص اشعار خودم واولین اشعاری رو که گفتم این بود چشم چرا چشمم به چشمش دوختم من بزد آتش به قلبم سوختم من نباید دل به هر کس نا کسی داد که خاکستر شدم آموختم من ://msmerfani.blogfa.com/ تخلص (عرفان)