حسرت

 

دست نوازشت دیگه ازسرم خالی شده

خونه خونه خاطره ها پرازعشق خیالی شده

خیلی وقته دور شدی دوره دور

دل من مث کویر انگار که خشک سالی شده

 

نمی گم دوباره برگرد نمی گم بی توچه حالم

دلم می خواس بدونی که حسرتم زیاد شده

خونه واسه من همین جاس اینجا که بوی توداره

جایی که به یاد اسمت ازغم دلم فریادشده

 

روزی روزگاری بود ماباهم آشنا شدیم

خیلی زود عاشق شدیم خیلی زود فنا شدیم

تورواز من گرفتن عشوه های زود گذر

حالا این خونه خراب و از هم دیگه جداشدیم

 

خیلی یادت می کنم لحظه هام ازتوپرن

چرا وقتی یادتم سرراهم نمی یای؟

تو چشم هوای بارون خسته ازهرچی تودنیاس

نمی خوای حتی یه بارم سرآهم تو بیای؟

 

نمی گم دوباره برگرد نمی گم بی توچه حالم

دلم می خواس بدونی که حسرتم زیاد شده

خونه واسه من همین جاس اینجا که بوی توداره

جایی که به یاد اسمت ازغم دلم فریادشده

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: