فاصله ها

سهم من از فاصله ها گریه ی بی صداشده

ازوقتی که دستای من ازدست توجداشده

حالا نمی شه باورم باید که بی تو بمونم

مثل پرنده  تو قفس تنهای تنها  بخونم

ابری میشه آسمونم روزی که تنهام می ذاری

به جای خنده تو چشام قطره ی بارون  میاری

عشقای  امروزی  ما  مث  گل  یه روزه  بود

یه روز شکوفه می زنه فرداش ولی پژمرده بود

ازدل اگه عاشق شدی برام یه شاخه گل بیار

بی تو اگه کویر شدم بارون شو و واسم ببار

فاصله ها رو خط بزن  برات دوباره  بخونم

به  باغ  خنده های تو امشب  دوباره مهمونم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: