دنیای پر ترانه

من صدای پای ابرم،

روی خاک سرد و بی روح

گاهی قدِ عمق دریا،

گاهی مثل قلۀ کوه

من شبیه شونۀ باد،
لای موهای یه دختر
یه قلم تشنۀ رقصم،
رو تن سفید دفتر

من خود غروب سرخم،
تکیه دادم پشت برکه
گاهی مثل سبزیِ برگ،
گاهی خشکم مثل ترکه

من حریق سبز جنگل،
مثل اعتبار یک ایل
مثل برفی جنس بهمن،
یا ظرافت یه قندیل

گاهی مثل گل هیمه،
شب نشین کنج سرما
گاهی لمس دست خورشید،
هم تبار قوم گرما

من پرِ شور رسیدن،
از دل کوچِ قدیمی
گاهی مثل قفلِ موندن،
با یه زنجیر صمیمی

من تداعی یه حسم،
جنس بوسه،یک نوازش
گاهی اندازۀ یک اشک،
زادۀ بغضِ یه خواهش

من همیشه خودم هستم،
من همینم غرق رؤیا
آخرین شعر شب شعر،
جنس موجم اهل دریا

من منم تنهاترین مرد،
مثل آدم قبلِ حوا
گم شدم توی خیالم،
تو توهم تک و تنها

من یه شعرم پرِ تشبیه،
با یه دنیا حس پرواز
رنگ من رنگ زمینِ،
که یه آینس غرق آواز

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

827
۵۰