مدیون

مدیون
با چنگ انداختم زخمی ، به رویِ وقتِ تنهایی
شاید این نغمه ها گفتن ! بازم هستی ، تو اینجایی
با ناخنِ زمانِ دل ، خراشیدم رخِ سنگت
ولی قلبِ تو می خنده ، جدا از حرف و نیرنگت
دارم میرم سراغِ اون ، نگاهایِ غزل سازت
و اون مستیِ وهم انگیز و حرفای هوسبازت
می خوام از تو دلت گم شم ، یه جایی دور و رویایی
همون جایی که تو نیستی ، یه هرزه ، یا که هرجایی
تو بی رحمی و می دونی ، دلم از دستِ تو خونه
شده سر کرده و عاشق ، بدونِ تو یه مجنونه
ولی عقلِ دلم می گه ، برم از کوی ایهامت
بشم تنها با چنگ و غم ، نشم مدیونِ ایمانت

از این نویسنده بیشتر بخوانید: