نارفیق

زخمای پشتمو بشمار،نارفیقا امضا کردن

اونایی که با تظاهر،بهترین رفیق و مردن

 

اما تو اوج شکستن،با یه خنجر جنس کینه

روی بوم بی کسیهام،طرح زخماشون میشینه

 

توی هر بند نفسهام،میشه ساده اینو فهمید

که توی جهان وحشی،منمو یه دنیا تردید

 

حتی با آینه غریبه،خودمم دشمن میبینم

من دیگه با نارفیقی،با تن خنجر عجینم

 

زخمای قلبمو پشتم،شدن عادت همیشم

من دیگه مثل قدیما،آدم سابق نمیشم

 

نبض زندگیم یه عمره،روی یه مسیرِ صافه

دیگه از دست رفاقت،شدم عاصی و کلافه

 

وقتیکه رفاقت من،قصۀ بره و گرگه

وسعت فهم زمونه،واسم اینقدر بزرگه

 

وقتی حال دنیا زاره،چرا لبخند بشه کارم

پس منم گوشۀ شالم،واسه خنجر جا میذارم

 

آخه میگن رمز دنیا،اینه واسه زنده موندن

رنگه نارفیقا بودن،از دروغِ مردی خوندن

 

دور شعرام خط کشیدم،با یه خط قرمز جیغ

اگه نه رگام میمونن،توی آغوش تن تیغ

 

ترانه سرا: امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: