میشه،امّا

میشه بی تو زنده بودوُ زندگی کرد
میشه حتی بیخیال دیوونگی کرد
میشه با جداییوُ نبودِ تو ساخت
ولی هیچکس نمیشه مونسوُ همدرد

 میشه از گلایه وُ شِکوِه ها رد شد
میشه خندیدن با گریهَ روُ بلد شد
میشه آیینهَ روُ بوسیدوُ فریب داد
ولی با خاطره ها نمیشه بد شد

 بگو به چه قیمتی زنده بمونم
اگه برنگردی اصلا نمی تونم
 یه بهونه واسه زندگی ندارم
خسته از بی تابیِ دلِ دیوونم

 هنوز تو توهماتِ عاشقونم
چشم براهِ یه مسافرِ شبونم
زندگیموُ پایِ بی قراری باختم
من یه لجباز با یه حسِ بچگونم

 میشه وعده داد به دل امروزوُ فردا
میشه چشم بسته دوباره زد به دریا
میشه حسِ یه شروعِ تازهَ روُ داشت
ولی از یاد نمیره عشقِ بینِ ما

میشه از نبودِ تو مرثیه ای خوند
میشه جای خالیتوُ به خونه فهموند
میشه هرشب پشتِ این دراروُ انداخت
ولی باید تا سحر چشم براهت موند

از این نویسنده بیشتر بخوانید: