خواب

دیگه ، من باکسی ، کاری ندارم
چیزی ، دیگه ازاین دنیا ، نمی خوام
نمونده ، آرزوئی توی سینه ام
نمی خوام ، دنیارو ، اینجور نمی خوام
دیگه برقی نمونده ، توی چشمام
نه گرمائی ، دیگه ، مونده توی دستام
شُدم کُهنه ، مثالِ عُمرِ رفته
تموم لحظه هایم ، بی تورفته
بخواب میرم ، که خوابِت رو ببینم
دیگه حتی تو خوابامم ، نمی آی
نه تو ، بیداریاتم ، دیگه پیدام
نه تو رویا هاتم ، میشه پیدام
گِرون روزی خریدم ، عشقمونو
چه اَرزون ، دادیش اَز دَست اُونو
میدونستم ، که توی راه می مونی
توبا من ، تابه آخِر نمی مونی
دیگه من ، باتوهم کاری ندارم
چیزی بیشتر، ازاین دنیا نمی خوام
چشامو بسته ام ، بیای به خوابم
دیگه پیدات نمیشه توی خوابام
به خوابهاتم نمی یاد، دیگه رویام
نه تو، بیداریاتم ، دیگه پیدام

محمد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: