مرز

یه مرز,یه قدم تا رسیدن
یه دیوار,یه راه واسه دیدن
من,در پی تو از دنیا
راه نشونم بده واسه دیدن

یه بیابون,خشکه از دریا
یه دریا,با این همه اشک
من,گریم گرفته از تو
چشمم بیابون,خالی از اشک

یه گندم زاره رنگ چشمات
یه اقیانوس سیاهه تو موهات
من,به موجش میخورم
میشه مال من همه تنهاییات

حالا من موندم سر مرز
تو بیابون تشنه,وسط دریا
دنبال راه پشت دیوار متروکه
قدم میزنم به هر ناکجا

از این نویسنده بیشتر بخوانید: