گنبد وکبوتر

کبوتر صحن شمام مریدودربندشمام
تاجون دارم رو گنبد طلائی شهر شمام
آقاتومهربونتری ازاونچه آدمامیگن
بیا ببین این بالاها فرشته ها چیا میگن
ازکرم وسخاوتت ازعشق وازنجابتت
کسی رورد نمی کنی ازرئفت وکرامتت
واسه قبول خواستشون نپرسیدی اهل کجان
این آدمای ملتمس گریه کنان ،غرق دعان
کسی رواینجاندیدم خسته ودرمونده بشه
وقتی قرار عاشقی تو هر رواق خونده میشه
از این بالا خوب میشه دید قفلای پشت پنجره
دخیل وبغض مادری شکسته توی حنجره
هرکسی حاجتی داره مجاور شهر توئه
پای پیاده لب خشک مسافر شهر توئه
آقای خوبی ، مرحم دردا ،معین الضعفا
آهو روخوب امون دادی چه میکنی ،باآدما

از این نویسنده بیشتر بخوانید: