….

پی این همه دردا جون میدم
صدات میکنم شاید آروم بگیرم
دلم میخواد تو باشی باز
دردامو بگیرم از تو بعد بمیرم

مثل سایه تو شبای بی مهتاب
پی این روزا شباش چه غمگینه
همونی که حتی خودشم نمیبینه
میره به سمت ماهی که غمگینه

کاش میشد دوباره مهتاب بشی
نور من تو شبای زمستونی باشی
کاش میشد تو همیشه بالا سر من باشی
خودم ستاره هارو رد میکردم وقتی تو باشی

نه از تو میگذرم نه از خودم
نه از ماه نه از این ستارها
تو باش کنارم فقط همین
جون شبو میگیرم با همین دستا

اخرین آرزوم اینه کنارم بمونی
منو از خودم بگیر
اخرین ارزوم اینه من ارزوت باشم
فقط بیا دستامو بگیر

از این نویسنده بیشتر بخوانید: