خلسه

خلسه

خلسه

به یادِ همه آرزوی محال
به یادِ جوانی، به یادِ سیگار

گذشت هرچه بود، وقت دود شدنه
فصل آخرِ قصه‌های منه

تهِ قصه جدم زمین‌گیر شد
ولی سیب خورد و شکم سیر شد

دویدن، دویدن؛ نفس‌های سخت
گذشتن، گذشتن با خیالِ تخت

جوانی که خام بود و بی‌جربزه
نشست پایِ لرزش و خورد ،خربزه

که فصل، فصلِ باور و حق دادنه
وقتِ مرگِ کابوسِ این بدنه

چراغی که روشن نکرد هالشو
گذاشت زیر پاهاشو، برد حالشو

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/118475کپی شد!
251
۷

  • حامد تقی خواه ببین مثلا میتونست اینطور ارتباطات عمودی بهتر بشه از آغاز جدم زمین گیر شد که یه سیب خورد و شکم سیر شد لینجوری ارتباط داره با گناه های کوچک و تنبیهات بزرگ که از آغاز چنین بوده /// ببین خواهر گلم وقتی بیتی شروعش گذشت هرچه بود هست ادامه نباید زبان عوض بشه وقته دود شدنه محاورس ، یا مثلا جوانی که خام بود و بی جربزه ادامش معیار باز نشست پای لرزش و خورد خربزه محاوره ، گاهی میکنن ترانه سرا ها این تلفیق رو اما اون هم حساب کتاب داره برای تغییر کانون توجه هست ، //// تیز ترین تیغ های نقد من برای کسانی هست که میدونم میتونن خیلی بهتر ازین باشن و حیفم میاد و خوشحالم که این رو درک کردید حقیقتا بعد ارسال نقدم گفتم کاش ملایم تر برخورد میکردم اما همین که میدونید خیرخواهانه هست نقدم یه دنبا برام ارزش داره مرسی از اعتماد تون ، تو شاعر و ترانه‌سرا خوبی خواهی شد اما باید حس و عاطفه رو بیاری در قالب سالم چهار چوب ها اتفاقا بر میزان حس و تاثیر اثر اثر مثبت داره /// بازم تشکر میکنم از صبرت و آرامشت ، من گاهی زیادی رک و تند و تیز نظر میدم ولی کلا نظر من پای کار کسایی میره که میدونم یروزی باعث افتخارم میشن دور نیست فقط اعتماد کن بمن تسلط ات که کامل بشه ناخود اگاه حس ات در چارچوب صحیح ارائه میشه ، بقول بزرگی ک میگفت کسی که عروض رو تسلط داره حتی بخواد هم نمیتونی بی وزن شعر بگه و همه ویز اتوماتیک میشه ، دقیقا مث مسی ک تازه رانندگی میکنه و ندام تو ذهنشه الان دنده چندم ؟ الان باید دنده چند باشم ولی بعد که تسلط پیدا میکنه دنده ماشین خودبخود و بدون تفکر بدرستی عوض میشه
    • AdeleMahalati درود جناب تقی خواه ممنون که وقت میزارید .خیلی هم مفید و قابل احترام هست زمانی که صرف میکنید .نوع حرص خوردن شما قابل درکه برام وممنونم خوشحال میشم نقاط قوت رو هم بدونم🙏🏻
  • حامد تقی خواه اتفاقا برخلاف رسول اعتقاد دارم ارتباط ها ی عمودی و افقی خوب نبود ، تمثیل ها هم به دلخواه عوض شده بود قصه سیب و زمینی شدن اغاز قصه بود نه اخر قصه ، ایراد قافیه و‌وزن هم داشتید مثلذهمه کارهایی ک من دیدم ، در این حدود یسال و نیم ک با کارهاتون اشنا شدن پیشرفت ملموسی نداشتید . دیگه عروض و قافیه که امر علی حده هست بعد چند سال شاعری نباید هنوز درگیرش بود ، قافیه دوساعت مطالعه میخواد و عروض کمی بیشتر و حدود چند ساعت ، و بعد اون با الزام خود به رعایت کم کم ملکه ذهن میشه .
    • AdeleMahalati سلام جناب تقی خواه.ممنون که شعر من رو نقد کردید.البته که باید بیشتر تلاش کنم اما درمورد ارتباط عمودی که ازرابتدا تا انتها همه مرتبط هستن از یاد اوری گذشته(ارزوی محال)بعد ناکامی ها و رد دادن ها مضمون بر اصل زندگی وگذر عمره .درمورد سیب برداشت متفاوت شما و داستان سرایی هایی که از ابتدا بوده درسته ولی شما برداشت بنده ی کوچکترین رو درنظر بگیرید که جایی که دیگه انتخاب صورت گرفته و این فصل از زندگی ادم تمام شد.ادم با خوردن سیب داستان زندگی در بهشتش خاتمه یافت و جوانی که در نهایت گذشت از ایده ال هاش و تمام
    • AdeleMahalati شعر من بیشتر بر احساسات و مفاهیم عمیقی از روابط انسانی و گذر زمان تکیه داره تا الزامات قافیه و وزن کلاسیک. در شعر آزاد، ریتم و جریان احساسات، اهمیت بیشتری برام دارن،سعی بر این بوده
  • رسول آدینه سرکار خانم محلاتی سلام بنظرم ارتباط معنایی واژه ها رو خوب میدونید و هنر هم فی ذاته دارید اون کارای دیگه مثل پری جهنی وکام تلخ و.. من یه مقدار خوانش این اثر سخت بود برام