خلسه

خلسه

خلسه

به یادِ همه آرزوی محال
به یادِ جوانی، به یادِ سیگار

گذشت هرچه بود، وقت دود شدنه
فصل آخرِ قصه‌های منه

تهِ قصه جدم زمین‌گیر شد
ولی سیب خورد و شکم سیر شد

دویدن، دویدن؛ نفس‌های سخت
گذشتن، گذشتن با خیالِ تخت

جوانی که خام بود و بی‌جربزه
نشست پایِ لرزش و خورد ،خربزه

که فصل، فصلِ باور و حق دادنه
وقتِ مرگِ کابوسِ این بدنه

چراغی که روشن نکرد هالشو
گذاشت زیر پاهاشو، برد حالشو

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/118475کپی شد!
192
۵

  • حامد تقی خواه اتفاقا برخلاف رسول اعتقاد دارم ارتباط ها ی عمودی و افقی خوب نبود ، تمثیل ها هم به دلخواه عوض شده بود قصه سیب و زمینی شدن اغاز قصه بود نه اخر قصه ، ایراد قافیه و‌وزن هم داشتید مثلذهمه کارهایی ک من دیدم ، در این حدود یسال و نیم ک با کارهاتون اشنا شدن پیشرفت ملموسی نداشتید . دیگه عروض و قافیه که امر علی حده هست بعد چند سال شاعری نباید هنوز درگیرش بود ، قافیه دوساعت مطالعه میخواد و عروض کمی بیشتر و حدود چند ساعت ، و بعد اون با الزام خود به رعایت کم کم ملکه ذهن میشه .
    • AdeleMahalati سلام جناب تقی خواه.ممنون که شعر من رو نقد کردید.البته که باید بیشتر تلاش کنم اما درمورد ارتباط عمودی که ازرابتدا تا انتها همه مرتبط هستن از یاد اوری گذشته(ارزوی محال)بعد ناکامی ها و رد دادن ها مضمون بر اصل زندگی وگذر عمره .درمورد سیب برداشت متفاوت شما و داستان سرایی هایی که از ابتدا بوده درسته ولی شما برداشت بنده ی کوچکترین رو درنظر بگیرید که جایی که دیگه انتخاب صورت گرفته و این فصل از زندگی ادم تمام شد.ادم با خوردن سیب داستان زندگی در بهشتش خاتمه یافت و جوانی که در نهایت گذشت از ایده ال هاش و تمام
    • AdeleMahalati شعر من بیشتر بر احساسات و مفاهیم عمیقی از روابط انسانی و گذر زمان تکیه داره تا الزامات قافیه و وزن کلاسیک. در شعر آزاد، ریتم و جریان احساسات، اهمیت بیشتری برام دارن،سعی بر این بوده
  • رسول آدینه سرکار خانم محلاتی سلام بنظرم ارتباط معنایی واژه ها رو خوب میدونید و هنر هم فی ذاته دارید اون کارای دیگه مثل پری جهنی وکام تلخ و.. من یه مقدار خوانش این اثر سخت بود برام