نژند

نژند

بحرطویل

نمی دانم که میداند که میدانم چه میخواهد ؟

نمیدانم که میداند که میدانم نمی ماند ؟

ولی این روز ها انگار کمی با من ملایم تر

کمی آرام و سنجیده کمی تا قسمتی بهتر

سخن میگفت

دلش می سوزد او شاید به حال ِ حالِ فردایم

به حال ِ حال فردایی که من یک مرد تنهایم

به حال مرد تنهایی ک او بدبخت میگردد

دو چشمش را که میبندد تنفس سخت میگردد

برای لمس اندامش طی یک عادت دیرین

تمام شب به سر انگشت بروی تخت میگردد

نمی یابد تورا اما

همین که روزگاری در کنارش بوده ای قدری دلش هم گرم میگردد

دو سه شب قبل ازین ساکی پر از لوازم شخصی

ته انبار پیدا کرد

تنش لرزید و قلبش هم به چنصد ضربه پی در پی

ندیدن را تمنا کرد

تو باید باشی و آنکس که باید رخت برچیند

منی هستم که قبل از این تمام فاصله ها را چه خوشبینانه حاشاکرد

دو سه پیراهن کهنه یکی از پیرهن هایت

و عکسی ک در آن خندیده بودی را

درون ساک خود جا کرد

چقدر آرام خوابیدی

برای بوسه ی آخر خودش را روی تخت خواب دولا کرد

چکید اشکی بروی گونه ات امما نفهمیدی

خدارا شکر

چه میگفتم اگر بیدار میگشتی و میگفتی کجا میری ؟

کجا میرم ؟ نمیدانم هوا پر کرده مغزم را

مسیری روبرویم نیست میترسم من از فردا

چه بی مقصد ، چه بی امید

بدون راه برگشتن

کجا حال مرا دانند” سبکباران ساحلها ”

 

 

https://www.academytaraneh.com/115984کپی شد!
229
۱۳

  • رسول آدینه باعرض سلام گفت وشنودها وپاسخ ها رو خوندم امیوار بودم بتونم نقدی مازاد از صحبت دوستان اضافه کنم حقیقتش بنظر من هر اثری که ساختار خاص خودش رو حفظ کنه قرابت های معنایی در کلمات وارتباط عمودی قابل قبولی داشته باشه قابلیت اثرهنری رو داره...تو بحث ترانه هم که عدم خدشه بر قافیه و عدم دوگانگی زبان و عدم سکته های وزنی نقش بیشتری پیدا میکنه...بعضی جاها من احساس این دوگانگی زبان رو داشتم(دولا شدن/کجا میری...)جز این موضوع با اصل کار خصوصا بندهای ابتدایی علی الخصوص بند اول خیلی انس گرفتم...بهرحال انتقادی که میکنم مشکلات خودمم شامل میشه ولی در جمله ی آخر خلاصه کنم کلیت کار و دوست داشتم... باقی نکات در حیطه دانش حقیر نیست بیشتر سعی میکنم گفتگوها رو بخونم...قلمت نویسا
    • حامد تقی خواه قربانت رسول جان ، شکست نفسی میکنی میدونی ک من اهل تعارفات مرسوم نیستم صادقانه باید عرض کنم شما جهانبینی خوبی داری و توجه ریز بینانه ای به پدیده هایی داری که شاید درصد کمی از افراد اون رو ببینن و این در کارهات نمود داره ، خوشحالم کردی از حضور و نقدت ، همیشه شاد باشی دوست من
  • عباس مقدم نظرت رو در مورد مخاطب عام درست نمیدونم..منظورم از حرفام این نیس که شعر دم دستی باشه خیر..مخاطب عام هم منظورم بچه دبیرستانیها نیستن .من میگم ترانه باید جهان شمول باشه و هر کسی بتونه به اندازه ی سطح خودش استفاده ببره از کار.خیلی از ترانه های حالا که دم دستی هستن و زود گل میکنن زود هم فراموش میشن اما مثلا ترانه ی سفر کردم معین کاملا زبان ساده داره و چند نسل هم گوشش دادن و میدن.بر خلاف شما من تمام زندگی هنریم سعی کردم برا مخاطب عام شعر بگم .چه اجتماعی چه طنز چه رپ و چه عاشقانه..و نظرات خودم رو هم پای کار دوستان به عنوان یه مخاطب عام میذارم نه کسی که لااقل نزدیک پونزده شونزده سال عمرشو ترانه نوشته.و البته که هر کسی نظرش محترمه.برات بهترینها رو ارزومندم دوست با دانش من
    • حامد تقی خواه 🥰
    • حامد تقی خواه راستی اینو یادم رفت بگم سفر کردم معین شعر خوبی داره دم دستی نیست مخصوصا قافیه هایی ک در زمان خودش بدیع بود ، مثل بی بال و پرم کرد ، عاشق ترم کرد که یه زیاد اون زمان ملموس نبود این سبک یا : دل دریا تو بودی و تن صحرا تو بودی ، کلا بیشتر در تایید حرف من بود حالا کار ندارم این کار بر پایه یه ملودی ذهنی دث متال بود که اگر دوس داشتی یه ماکت مث روال مرسوم بین خودمون میدمت تا ملودیش دستت بیاد و متوجه این این شعر چطور ترانه ای ازش در میاد که شاید در ذهن عام ملموس نباشه، حدا ازین ک طبیعتا کارهایی ک به انتشار عموم میرسه حد اقل برای من جز یکی دوتا یه سیاه مشق و تمرین بیشتر هست تا ببینم این روال چقدر میتونه درست پیش بره و اقبال مخاطب بدون پیش ذهنیت از سبک و روال چیه ، کلا دیدگاه به من هیچ تفاوتی بین شعر و ترانه نیست و بستگی داره دست چه اهنگسازی سپرده بشه ، عملا هیچ شعری در جهان نیست ک نشه اجرا کرد فقط باید سبکش رو از دلش شکافت ، و این فقط با شناخت وسیع سبکهای موسیقیایی و موسیقی ملل بدست میاد ،
  • حامد تقی خواه عباس جان ببخش بالا جواب میدم زیر پیامت نمیشد ، حقیقتا بی تعارف میگم مخاطب عام زیاد برام اهمیتی نداره کما اینکه برای مخاطب عام هم هیچ خواننده و شاعری اهمیت نداره چیز دم دستی ای مخاطب عام میخواد و هرکسی میتونه بهش بده پس قدر نمیدونه ، ویس هم گفتم پایینتر برای تازه شعرایی هست ک حتی شعری تاحالا انتشار ندادن وگرنه قدر مسلمه امثال شما نیازی ندارن ، اون بروی تختم کاملا صحیح میگی ، اشتباه تایپی بود
  • عليرضا عباسي سلام جناب تقی خواه عزیز بحث افتخار نیست /یک به خاطر مشغله ی کاری و دوم اینکه اکثردوستانی که نظری براشون نوشته میشه میلی به جواب دادن ندارن یه جورایی این رو بی احترامی به مخاطب اون اثرمیدونم. البته دراین مورد منظورم شما نیستید/و سوم اینکه چون این صفحه بیشتر روی ترانه تمرکزداره شعرنیمایی رو جسارتن مناسب این گروه ندیدم / اما با اجازه تون ...با شروع شعر یاد کار کتیبه ی اخوان ثالث افتادم اون هم بیشتر به خاطر وزن شعر/تمام شب به سر انگشت بروی تخت میگردد/معنی این قسمت رو متوجه نشدم به سر انگشت به روی تخت گشتن /(دلش هم گرم میگردد )با اینکه میدونم در شعر آزاد یا نیمایی قافیه جزءاصول شعرنیست و بیشتر برای زیبایی کار آورده میشه اماانتظار داشتم این قسمت هم قافیه ش با سه مصرع بالا یکی باشه /لوازم شخصی این قسمت از لحاظ وزنی کمی سخت خونده میشه/درون ساک خود جا کرد/معمولن میگیم جا داد/دوست دارم کارهای شما رو در ترانه هم ببینم /شادو خرسند باشیدو ایام به کام.
    • حامد تقی خواه خوشحالم ک با تمام مشغله هات قدم رنجه کردی ، خودم تصویر اینکه کسی چشم هاش رو بسته و احساس تنگی نفس میکنه که بیشتر بر اثر حمله هیستریک و پانیک هست و با چشم بسته با انگشت ها سمت خالی تخت رو با امیدی واهی میکاوه رو دوست داشتم تصویر سازی کنم اما خب قطعا زیاد موفق نبودم و امیدوارم با کمک دوستان گلی چون شما موفق تر بشم ، متشکرم عزیزم
  • mreza.irani123456@gmail.com سلام دوست عزیز.با تشکر کار زیبایی بود و از نامتعارف بودنش خوشم اومد کار ساده فقط این روزا برای اجرایی شدن مناسبه ، که بیشتر خواننده ها و حتی اهنگسازها چند تا مصرع تکراری که گاهی حتی به 3 بیت هم نمیرسه رو خودشون مینویسن و میخونن و جالبه هیت هم میشه....اما در مورد وویس گذاشتن شاید اگه زمینه صداتون رو با یه موزیک کاور کنید خیلی کمک میکنه به زیباتر شنیده شدن..پایدار باشید.
    • حامد تقی خواه اون ویس ها هدفش فقط در راستای اکادمیک بودن فضاس و برای اینکه بتونن دوستان مبتدی ک معمولا شعری هم نمیگن و فقط حضور دارن در جمع و دیده نمیشن استفاده کنن ، در باره قسمت اول فرمایشاتت این ک شاعر ها هم همسو بشن با روال اشتباه مرسوم سبب تقویت این رفتار میشه عزیزم ، محافل ادبی باید این رسم مرسوم رو تقویت نکنه به نظر من کمترین
  • عباس مقدم درود جناب تقی خواه عزیز شعرتون رو دو سه بار لااقل خوندم فضا و تصویرسازی خوبی داشتید. و اما شعرتون در قالب زبان معیار هست و اون قسمتای کجا میری و کجا میرم از کار زده بود بیرون. میتونستی بنویسی کجا هستی کجا هستم. فعلا بسنده میکنم به همین نظر و ببینم علیرضای عباسی عزیز چه گفتنی دیگری رو در مورد این شعر خواهد گفت.سبز بمانی دوست من
    • حامد تقی خواه سلام دوست خوبم علیرضا جان که افتخار نمیدن پای کار های من بیان تاحالا از حضور مغتنم شون بهره نبردم در کاری ، راوی کار رو با اطلاعات محدود قرار دادم ک در مسیر کار در ذهن هردو نفر ورود میکنه و باز یجاهایی خارج میشه و سوم شخص قرار میگیره که خب نمیدونم چقدر تونستم موفق باشم ، درباره اون دوتا هم چون کار جوششی بود و در لحظه و حتی ویس رو چهار صبح رفتم تو ماشین گرفتم ک خانم بچه ها بیدار نشن حقیقتا چیز بهتری به ذهنم نرسید و سوم شخص رو تغییر دادم تا جرخش زبان رو در ذهن خودم اینجور توجیه کنم اما قطعا حق با حضور با سعادت شماست ، علت این ویس های سرسری هم بیشتر برای اشباع ها بود ، در هر صورت ممنونم از اومدنت عزیزم. کاش اگر نکات بیشتری به ذهنت اومد بیشتر کمکم میکردی . بیشتر سعی داشتم تصاویر ملموس باشه و جوری باشه ک تصاویر در ذهن مث یه فیلم کوتاه نقش ببنده و واقعا نمیدونم چقدر توفیق داشتم
      • عباس مقدم در مورد کار که اول بین اول شخص و دوم شخصه این ورود به شوم شخص کمی ادمو گیم میکنه و نیاز به چند بار خواندنشه که هم خوبه و هم از دید مخاطب امروز که دنبال کار سهل الوصول میگرده خوب نیس.مخاطب امروز دنبال دنبال شعر نیما و مولانا نیست که بره درش کاوش کنه تا ببینه یا حدس بزنه شاعر چی میخواد بگه..و در مورد وویسهات با اینکه چن تاشو گوش کردم. بنظرم زیاد روی وویس تاکید نکن خواننده باید بتونه با خوندن اثرت عمق حرف شاعر رو بفهمه و بگیره و نیازی به رمز گشایی در وویس نباشه .وویس برای نزدیکی با احساس شاعر و شاید تلفظ دقیق شعری خوب باشه..راستش اون علامت سوال مصرع اول درگیرم کرد.یعنی مصرع پرسشیه؟ بیشتر بنظر توضیحی می اومد.نمیدانم که میداندکه میدانم چه میخواهد..کاملا حرف شاعر معلومه پس اون علامت سوال چیه؟ و اون مصرع تمام شب به سرانگشت به روی روی تخت میگردد میسد بنویسی تمام شب به سرانگشت روی تخت میگردد. و اون ب بنظرم زیادی میاد.خب این نظرات بنده بود و اگر چیزی از یلم افتاد امیدوارم دوستان زحمتشو بکشن.شخصا معتقدم شما داری برا کار بچه ها زحمت میکشی و وقت میذاری و امید که دوستان هم بیان و جبران کنن تا اکادمی از این رخوت در بیاد.سبز بمانی