در عین بی وزنی🥲

قابِ خونه ☃️

تلاشم بر این بوده که حین به تصویر کشیدن خونه مون در عین شعر و تمرین و تمرین و تمرین مراقبِ باشم تا زبان معیار و محاوره با هم قاطی نشن که ....

 

ی نقّاشی که محبوسِ به چند تا تکّه چوبِ خورد
ی مُشت رنگ تو دل کاغذ که کاش از تشنگی میمُرد
چراغی سرد و بی انگیزه تر رو دامنِ دیوار
و تصویری غبار آلوده با تکرار هر سیگار

ی گلدون زرد و پژمرده ولی با غنچه های ریز
سرش رو شونه هاش افتاده از دلشوره ی پاییز
اجاقی سوت و کورْ انگــآر خاکِ مرده پاشیدن
الان چند روز و شب میشه، به بغضم سرمه مالیدن

تمامِ استخوانِ تُردِ این خونه تَرک خورده
حیاطش ردِّ پای باغبونش رو کم آورده

دارن از خاطراتم دونه دونه دونه کم میشن
دوباره رو زن اومد، کدومش مادرم میشن

#وحید_نوری_تفت

#آدم_برفی ☃️

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/115680کپی شد!
136
۴
۲