بخت تلخ

 

 

 

بخت تلخ

باید بخت تلخمو باور کنم

باید با بد و خوبه تو سرکنم

اینارو تو گوشم میگه مادرم

همین بخت تو بوده ای دخترم

به پای دوفرزند باید سوخت

به فردای بهتر چشارو دوخت

میگه زندگی کن واسه بچه هات

تموم میشه تندتند روز و شبات

شنیدن صداتونو همسایه ها

خیلی زشته دختر کوتاه بیا

بشین تا بزرگ شن این دخترات

شایدم یروز شد عینِ بابات

میگه و میره با دوتا چشم خیس

نمیفهمه منو  چون همدرد نیس

 

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

186
۱۲
۱

  • سلام و درود زاویه ی دیدی که برای کار انتخاب کردید رو دوست داشتم، کاش وقت بیشتری برای ویرایش کار و شاخ و برگ دادن به ترانه تون به کار میبردید. مطمینا ترانه ی زیبایی از آب در میومد. اوج کارتون و غمی که القا کرد قسمت "شنیدن صداتونو همسایه ها/خیلی زشته دختر کوتاه بیا" بود و چه فرازی به کارتون داد. وقتی این قسمت و شما سرودید مطیمنا باز هم توانایی سرودن در این سطح رو دارید. موفق باشید.
  • سلام عادله جان، نقداى دوستان درسته ولى غم ترانت به آدم منتقل ميشه و اين يعنى كارتو درست انجام دادى و مخاطب اين حسو گرفته... ولى يخورده شاخ و برگ ميدادى و... بهتر هم ميشد... موفق باشى عزيز دلم🌹
  • سلام عادله جان،سوای از بایدها و نبایدها ...چه دردی توی ترانه تون بود .متاثر شدم واقعا
  • سلا خانم فکر میکنم جدای از اینکه این کارتون ترانه نیست یه دردو روایت میکنی خوب نیست این تفکر القا بشه تو سطح جامعه چرا ما همدرد نیستیم با شما همه ی ما به خاطر فرزندانمون داری از خود گذشتگی میکنیم همون کاری که پدر و مادر و پیشینیانمون میکنن چقدر هم زیباست سعی کنید فضا رو شاد کنید واسه خودتون دل مشغولی درست کنید همین ترانه سرایی یه قدم رو به جلو واسه شماست گاهی اوقات خود انسان مقصر تو اون سرنوشتی که داره واسش رقم میخوره قضیه ی تسلسل علت و معلول رو مطالعه بفرمایید به هر حال انسان های با شعور سخن میگن و تفکر میکنن و اون رو مینویسن پس شما یه قدم از خیلی از افراد این جامعه جلو تری به خودت افتخار کن لایک تقدیم بهت با وجود مادرانگی ترانه هم میگی
    • سلام اقای رضاوند اول اینکه چقد سبک نقد کردنتون باب سلیقمه وافرین داره.دوم اینکه خیلی خیلی علاقه دارم شاد بنویسم با اینکه خدارو شکر زندگی شادی دارم نمیدونم چرا میره تو فاز غم.اما سوم من مخالف به تحمل سختی و گذشت از حق زندگی هر شخصم وپیدا کردن راه بهتر وشروع دوباره حتی با علم به ریسک کردن رو ترجیح به سوختن وساختن میدم .اخر ترانم گفتم این نصیحت هارو مادری میکنه که حس همدردی نداره .الان متوجه شدم برای رسوندن منظورم چند بیت باید اضافه تر میشد .قبول دارم اول راهم
  • سلام خانم محلاتی عزیز/ شروع کار رو دوست داشتم /اما روایت خیلی روو و چیزی برای اندیشه ی من مخاطب باقی نذاشت/همین بخت تو بوده ای دخترم/ ای دخترم زبان معیار /در کل دوست داشتم منه مخاطب خودم نتیجه ی سناریوتون رو حدث بزنم /براتون بهترین هارو آرزو دارم.
  • درود بانو،راستش نسبت به ترانه های قبل این کار رو بیشتر دلنوشته ای میدونم که خواستید به نظم دربیارید،امیدوارم در آینده شاهد کارهای زیباتر با خلق تصاویر بکر و شاعرانه تری از شما باشم،سبز بمانید