طلبکار

کی سهم من میشه چرخیدن پرگار....

یه ماشین دودی
تو توی اون بودی
مسیرمو بردی
به سمت نابودی
یه هاله نورو
یه آدم بورو
دور تو  میدیدم
وصله ناجورو
به خاطرت دنیا
دورسرم چرخید
یه رهگذر اومد
حال منوپرسید
گفتم که عشقم رو
با یه نفر دیدم
دیوونه بود انگار
رفت وبهم خندید
باخنده های مرد
رسوا شدم انگار
کی سهم من میشه
چرخیدن پرگار
تو ازدحام شهر
هر لحظه ترسیدم
با گریه خوابیدم
خوابای بد دیدم
دوعل شروع میشه
سنگین شده این، بار
خنجر زدی رد شو
من راضیم اینبار
من پز عشقت رو
به همه کس دادم
راحت برو جونم
قلبت رو پس دادم
من به خودم اما
عمری بدهکارم
راحت نرو چون که
از تو طلبکارم

185
۱۸
۲

درباره‌ی زهره مفتحی

ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد برخیز فدای سرت انگار نه انگار خودم را شاعر میدانم چون بیست و چند سال از عمر سی ساله ام وقف شعر بوده و شعر آشناترین من است. نزدیک ده سال است شعر هایم در سایت شعر نو به گوش هم ذوق های من می‌رسد. افتخار میکنم. درشب های شعر و مشاعرات رسمی بسیاری حضور داشتم از جمله در حضور دکتر آذر. بزرگترین افتخارم در زندگی عشق به شعر است.

  • انسجام داستانو دوس داشتم مانا باشید
  • مرحبا بانو مفتحی، لطافت طبعتان مستدام.‌‌..
  • سلام و ادب سرکارخانم مفتحی ... ترانه ی جالب و خوبی بود ، ریتمش رو پسندیدم ... آفرین به شما . موفق و سربلند باشید
  • سلام و درود چهار پاره ی اول ترانه تون زیبا بود، حرکت و دور شدن ماشینی که معشوق داخل اونه مساوی با رفتن و دور شدن معشوق و نابودی ه راوی ه داستانه.چهار پاره ی دوم هم زیبا بود، عشق جدید معشوق که موهای بوری داره و احتمالا ریش بور، انگار هاله ی نور در بر گرفتتش ولی این شرایط وصله ی ناجور برای راوی ه. چهار پاره ی سوم معمولی بود،قسمت های بعدی هم روند ترانه خوب پیش میره. در قسمت سنگین شده این، بار؟ منظور از بار و متوجه نشدم!!تو قسمت های قبل به دوئل و خواب بد اشاره شده ولی فکر نمیکنم منظورتون این ها بوده باشه. ترانه با گفتگو و دلیل تراشی راوی برای خودش تموم میشه که این سبک برای پایان کار رو دوست دارم. زیبا بود ترانه تون، و با ویرایش بهتر هم خواهد شد. موفق باشید
    • متشکرم از اینکه ترانمو خوندید و مورد پسندتون واقع شده. منظورم از بار. همون بار عشقی که عاشق متحمل شده. بازم ممنون بابت حضورتون🌹🌹
  • سلام آقای عباسی عزیز چهار پاره از ابتدا درسته (بود با نابود گرفته)حالا خودش باید بیاد دفاع کنه ماشین دودی فکر کنم منظورت همین ماشینای امروزی حالا اگه ماشین دودی نمیگفتی بهتر بود ولی من عاشق وزنیم که درآوردی یه ماشین دودی تو توی اون بودی خانم خیلی ترانتو دوست داشتم این ترانت یه سر و گردن از ترانه های دیگت بالاتر بود یه قلب قرمز تقدیم به شما با افتخار
    • ممنون از این همه لطف شما 🌹🌹بله منظورم از ماشین دودی رنگ ماشین مد نظرم بود. اتفاقا صبح وقتی نظرات دوستان رو خوندم برام جالب بود که استنباط دیگری هم ازش شده
    • درود بی پایان / مصرع اول و دوم و چهارم هم قافیه ست این کجاش چهار پاره میشه ؟
      • عرض ادب اینو خودش باید جواب بده به نظر اتفاقیه که این 3 مصرع هم قافیه شدند چون هم میتونه غزل بگیره هم چهارپاره
  • سلام خانم مفتحی عزیز/ شروع ترانه تون بیشتر به سبک غزل میخوره و بعد مصرع های بعد میشه چهار پاره در مورد ماشین دودی و هاله و دوئل با عباس مقدم عزیز موافقم شب و روزتون پر از ترانه
  • كل ترانه زيبا بود ولى چند مصرع اول و همينطور مصرع هاى مربوط به انگار و پرگار دو چندان زيبا بود♥️✨
  • درود زهره بانوی عزیز،اول ترانه ماشین دودی برام جالب نبود،احتیاج به قافیه توی مصرع اول نداشتی اصولا ماشین دودی اصطلاح تراموای شاه عبدالعظیم بوده فک کنم،هاله ی نور هم که آدمو یاد پرزیدنت محمود میندازه،دوئل هم نیاز به ویرایش داشت، بیت خنجر زدی رد شو، و بیت چرخیدن پرگار رو دوس داشتم به این میگن شاعرانگی در ترانه،روایت داستان بصورت کلی خوب بود،همینکه با پشتکار داری ادامه میدی و دنبال سوژه های متفاوتی خوشحالم میکنه که در کارت جدی هستی،بهترینها رو براتون ارزومندم،سبزبمانید