جوب ( "کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد؟") این ترانه نیست ناله ست!

جوب

ترانه ی خوب با تفکر درک می شود نه با توضیح( امید تاجیک ، ابر)

من از تو می پرسم ! آیا خدا اینجاست؟
حالِ خدا خوبه؟ مثلِه منه؟ تنهاست؟

من از تو می پرسم آیا خدایی هست؟
تو این خیابون و کنار این بن بست!

آیا خدای تو حالم رو می پرسه؟
برام پریشون نیس؟ چه خاطرش قرصه!!

میشه سلامم رو بهش برسونی؟
بگی چِش مایی ، جیگری و جونی!

وقتی که تو جوبا دنبال نونم من
ماهو بیاره تا راهو ببینم من

میشه یه کارتونه بزرگ باشه حالا
سالم باشه! حَلّه! حتی تو آشغالا

میشه یه لقمه نون یه تیکه پیتزایی
دست نخورده باشه یه گوشه ای جایی

میشه زمستونو نیاره توو اینجا
شبا هوا سرده رو نیمکتاش اینجا

میشه خدای تو مالِ منم باشه؟
تو این شبای سرد یادِ منم باشه؟

خدای تو دورِ خدای تو بالا ست
خدای تو پاکِ خدای تو والاست

خونه ی تو کاخه استخرِتو دریاست
استخرِ من جوبه خونم تو آشغالاست…

( جوب) امید تاجیک، ابر

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

126
۷

درباره‌ی امید تاجیک

ترانه هایم را به نفع موسسه محک( حامی کودکان سرطانی) قیمت همت عالی ارائه می کنم ، هنرمندان محترمی که قصد استفاده از ترانه های بنده را دارند می توانند با واریز مبلغ دلخواه بصورت همت عالی به شماره حسابی از موسسه محک و ارسال تصویر فیش واریز به شماره واتساپ بنده( 09125207765) و با ذکر نام بنده به عنوان سراینده اثر از ترانه های موجود در این سایت و همینطور ترانه های دیگرم استفاده نمایند...کودکان سرطانی را دریابیم!

  • سلام حس کامل منتقل شد اما نا میزون مانا باشید
  • دوستانِ جانم دورود، ( جوب) ترانه ای خوش ساخت و موزون نیست بیشتر ناله ای است محزون و کج و معوج و ناسور از دل کودکی که در این روزها غصه اش هوای سردو و سوز درد است و بی پناهی ، همان زمان که خیلی ها قصه های عاشقانه اشان را در پس شیشه های بخار گرفته می نویسند و لب به لب فنجانهای هرزه ی داغشان می دهند ...نتوانستم قلم را برای توصیف درد این کودک رام کنم و غمم این است و نه چیدن قافیه ها ...افسوس
  • سلام اخوی ترانت پر از ایراد اگه از قبل ترانه داری میذاری که هیچ اما اگه داری ترانه میگی بعد تو فضای مجازی قرار میدی کارات داره از قبل ضعیف تر میشه یه مقدار ی سعی کن باتامل بیشتری کاراتو بذاری تو دید عموم خونه ی تو کاخه استخرِتو دریاست استخرِ من جوبه خونم تو آشغالاست… اینجا عالی حرفتو رسوندی عالی
  • سلام و احترام امید جان . ترانه ی احساسی و پر دردی بود . تصویرسازی های خوبی داشت . موفق و سربلند باشی
  • سلام و درود امید عزیز ایده و خلاقیت و کلمات استفاده شده تو ترانه رو دوست داشتم و به اینکه ترانه سرای ه قابلی هستید برای من هیچ شک و شبهه ای نیست. ترانه نیاز به ویرایش های جزیی داره. بعضی موارد رو جناب عباسی فرمودند، در قسمت چه خاطرش قرصه به نظرم که خاطرش قرصه جایگزین بشه.میشه یه کارتن بزرگ باشه حالا، کلمه ی حالا فقط برای پر کردن وزن و قافیه اومده.میشه زمستونو بیاره تو اینجا ، کلمه ی اینجا هم همینطور. پایان و ضربه ی آخر کار هم زیبا بود. از خوندن ترانه تون، یاد میگیرم. کار خوبی بود، موفق باشید
  • سلام آقای تاجیک عزیز/زبان ترانه تون یکدست نیست شروع کار زبان معیاره (آیا،اینجاست، اما جلوتر میره به زبان محاوره بیشتر نزدیک میشه /واژه هایی مثل چش مایی جیگری یه مقدار از ترانه بیرون زده مخصوصن ترانه یه کار اجتماعی هم هست / تصویر ماهو بیاره تا راهو ببینم من/ رو دوست داشتم/ببینم و نونم هم قافیه نیست/توو و نیمکتاش هم قافیه نیست/مال و یاد هم قافیه نیست/شاد و پیروز باشید.
  • شعرتون خیلی خوب بود. اما یه نکته اینکه اصلا درست نیست بگیم خدای تو. خدای من. خدا یکی است و اینکه یکی مرفه است دیگری ضعیف اصلا به خدا ارتباطی نداره بلکه به خود افراد. شرایط و مسیر زندگی و خیلی چیزا که اینجا جاش نیست مربوط میشه و این دنیا فانی و گذراست و ما باید درست زندگی کنیم برای جاودانگی