جاهل

جاهل

ترانه ی خوب و ماندگار از نسلها می گذرد و ترانه ی میرا در لحظه می ماند ( امید تاجیک، ابر)

لبانش را می بوسم و می دانم که می بُرند
چُنان جاهل که می بوسد تیزی ی پر شالش
نگاهم را می دزدم زچشمانش چو می دانم
که آن دو چون نگهبانند براندام پری وارش
و گوشم را درز می گیرم به گلبرگ گلی چیزی
خدا را نشنوم آخر من آوای مسیحایش
و دل در بند می گیرم که سوی او نتازد باز
که چون طفلی شنیده بوی مادرمی دود او سوی دامانش
و دورِ خویش می گیرم دو دستِ هرزه ی خود را
که چون پیچک نپیچد باز به دورِ قدِّ رعنایش
لبانم را می دوزم به دندانم و می بندم به دستانم
نگوید دوستت دارم به آن ساحت والایش
ولی افسوس می بوسم
ولی افسوس می بینم
ولی افسوس می آیم
و خوشبختانه
می میرم
( جاهل، امید تاجیک(ابر) ۱۴۰۰)

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

124
۷

درباره‌ی امید تاجیک

ترانه هایم را به نفع موسسه محک( حامی کودکان سرطانی) قیمت همت عالی ارائه می کنم ، هنرمندان محترمی که قصد استفاده از ترانه های بنده را دارند می توانند با واریز مبلغ دلخواه بصورت همت عالی به شماره حسابی از موسسه محک و ارسال تصویر فیش واریز به شماره واتساپ بنده( 09125207765) و با ذکر نام بنده به عنوان سراینده اثر از ترانه های موجود در این سایت و همینطور ترانه های دیگرم استفاده نمایند...کودکان سرطانی را دریابیم!

  • جاهل ترانه نیست بداهه ای دلی است که شاید مانند جاهل تلو تلو می خورد و وزن و تعادلی ندارد، مفهوم کلی و زیرین اشاره به عجز و ناتوانی عاشق در برابر معشوق است و ناگزیر بودنش و دچار بودنش به عشق او را نشان می دهد ، معشوقی که ظاهرا عاشق را زیاد جدی هم نمی گیرد ! لبانش را می بوسم و می دانم که می بُرَّند ( کنایه از این است که می دانم اشتباه است ولی لبانش را می بوسم) مانند جاهلی که تیزی( چاقوی) پر شالش(بر پر کمرش بسته شده را) می بوسد و الی آخر... در نهایت اگر خود نوشته نتواند مفهوم را برساند به نظر بنده که شاید هم اشتباه باشد نوشته ی با ارزشی نیست و به قول معروف مشک آن است که خود ببوید...
  • سلام جناب تاجیک با بیشتر نظرات امیر رضای عزیز موافقم شب و روزت پراز ترانه
  • سلام و درود امید عزیز کاری که خوندم نسبت به دو کار قبلی، ضعیف تر بود ویرایش کاملی روی اثر انجام نگرفته، اولین موضوع وزن کار هست که خوانش رو دچار مشکل می‌کنه.هجاها بین ۷,۸و حتی ۹ متغیره. منظور از اینکه لبانش میبرند رو متوجه نشدم و لزومی که تشبیه به گوشه ی شال شده!!! در قسمت بعدی داریم که نگاهم را می‌دزدم ز چشمانش، چون نگهبان هستند، اما در قسمت قبلی بوسه ای از لبان معشوق داشتید. منظور از، خدا را نشونم آخر من آوای مسیحایش، به نظر یه چیزی کم داره شاید هم اشتباه تایپی باشه. ضربه ی آخر کار و‌دوست داشتم، خلاقیت و بازی با کلمات هم خوب بود موفق باشید.
    • امیرضای عزیز، خیلی ممنونم ، اینکه چندین سطر را صرف نقد نوشته ی بنده حقیر کردی باعث مباهات بنده است ، سپاس از توجه ات دوست خوبم
  • سلام و احترام امید جان . حقیقتا من بدون تعارف شیفته ی اشعار شما هستم . این کار هم مثل کارهای قبلی بسیار زیبا و دلنشین بود