رهگذر

غرورمو دادم به پاهات افتادم
حیف که تو نشنیدی صدای فریادم
از دست منو دادی از چشمام افتادی
یه رهگذر بودی، بارون خردادی
هر روز دنیامو من با تو میدیدم
شاید خطا بودو من دیر فهمیدم
رگبار چشم من اصلا تو چی دیدی
چترت رو وا کردی تو مستی خندیدی
دریای زیر پام از سیل اشکامه
چکمه نمی پوشم دنیا کف پامه
هر روز این خونه بی تو زمستونه
کی توی ویرونه دلگرم میمونه
اصلا حواسم نیست چندروز که رفتی
اصلا حواست هست از پیش کی رفتی
از پیش اونی که دستاش پناهت بود
بوسیدن چشماش تنها گناهت بود
از پیش اونی که بی تو پریشونه
میمونی بعد از اون؟ بی تو نمیمونه

143
۸

درباره‌ی زهره مفتحی

ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد برخیز فدای سرت انگار نه انگار خودم را شاعر میدانم چون بیست و چند سال از عمر سی ساله ام وقف شعر بوده و شعر آشناترین من است. نزدیک ده سال است شعر هایم در سایت شعر نو به گوش هم ذوق های من می‌رسد. افتخار میکنم. درشب های شعر و مشاعرات رسمی بسیاری حضور داشتم از جمله در حضور دکتر آذر. بزرگترین افتخارم در زندگی عشق به شعر است.

  • عزیزم چندین بیتت حشو داره هر روز دنیامو من با تو میدیدم اون منه حشوه، یعنی زائده وقتی تو فعل گفتی میدیدم یعنی من میدیدم دیگه اون من اضافه اس، وقتی وقت میزاری ترانه میگی یه چیزی باشه که قابل ساخت باشه قابل خوندن خیلی خودتو توش به التماس و اینا نندازی مخاطب اوکی نیس باهاش میگه این مجید خراطهاس🙂 بارون خردادی و چکمه اش اینا ام دوس داشتم مانا باشبد
  • درياى زير پام از سيل اشكامه،چكمه نميپوشم دنيا كف پامه👌🏽 آفرين بهت زهره عزير... قلمت مانا🌹
  • سلام و احترام سرکارخانم مفتحی . به نظر من کلیت این کار شما خوب بود ؛ احساسی و قابل تأمل . هر چند بعضی ابیات از لحاظ وزن ، خواننده رو یک مقدار با سختی مواجه میکنه اما در مجموع خوب و جالب بود . موفق و سربلند باشید
  • درود زهره بانوی عزیز،بطور کلی کار متوسطی رو ازتون خوندم نه ضعیف و نه قوی،که رفتی با کی رفتی قافیه نمیشه و همچنین خط داستانی کار رو درست نفهمیدم اولش گلایه س و اینکه از چشم فتادی اخر میگین بی تو نمیمونه!و اینکه چرا بوسیدن چشمای عاشق تنها گناه معشوق بوده و اصولا چرا چشما؟ باز اگه میگفتین بوسیدن لبهاش قابل لمس تر بود،ارزو میکنم همچنان در کارتون استوار باشین از نقدها استفاده کنین و روز بروز بهتر بنویسین،،سبزبمانید
    • سلام آقای مقدم خوشحالم که شما پای ثابت ترانه های من و همه دوستان هستید و با نظراتتون باعث پيشرفت من وسایر دوستانم میشید در مورد قافیه حق با شماست در مورد خط سیر داستان یه همچین حالی واقعا وجود داره که آدمی انقد از کسی گله مند باشه اما با این وجود نتونه بی اون زندگی کنه در مورد بوسیدن چشماش اول میخواستم همون لبها رو به کار ببرم اما به دلایلی ترجیه دادم چشمها رو بنویسم بازم ممنون از اینکه روی جز به جز ترانه ها دقیق هستید و اینقد براتون مهمه🌹🌹
      • سلام و درود ترانه خوب شروع نمیشه، در مصرع اول، جمله ی به پاهات افتادم رو نداریم و معمولا میگن به پات افتادم، که جمع برای پر کردن وزن آورده شده. ضعف تالیف توی کار مشهوده.بازی با کلمات هم خوب انجام نگرفته.وزن کار بعضی جاها از دست رفته. موفق باشید