قدیما قدیما آی قدیما آخ قدیما

عکس قاب شده

اما روزای بچگی از یاد آدم نمی ره

گفته بودم بزرگ بشی

بچگیات یادت میره

اما روزای بچگی

از یاد آدم نمی ره

 

خاطره ها یکی یکی

صف می کشن توی سرم

این دیوارای خونمون

قد میکشن دور و برم

 

یادش بخیراون قدیما

خونه ی زیر گذری

ایوون و طاق نما بود و

سماور و یه پنج دری

 

گوشه ایوون می نشست

پدر بزرگ و تار می زد

قل قل قلیون تو حیاط

مادر بزرگ و جار می زد

 

نمونده هیچی این روزا

نه طاق نما نه حوض آب

نه باغچه ای نه خونه ای

انگار همش بوده یه خواب

 

عصاش دیگه راه نمی ره

پدر بزرگ مهربون

صدای قل قل نمیاد

خاموش شده آتیش اون

 

قلیون بی بی این روزا

خشکیده و بی آب شده

نمونده از پدر بزرگ

به جز یه عکس قاب شده

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

140
۸
۱
۴

  • چند بار ترانه تون رو خوندم. خیلی زیبا و ساده و دوست داشتنی گذشته رو به تصویر کشیدید. کاش میشد زمان در یک دوره ای متوقف بشه...
  • قشنگ و یک‌دست و دوست داشتنی 💙
  • چه زبان یه دست و لطیفی داشتید آقای ایرانی، بسیار از فضا و تصاویر این ترانه خوشم اومد. کاش به جز تصاویر مانوس و آشنا چندتا تصویر نامانوس هم تو ترانه تون میذاشتین اما به هر حال از بسیاری از ترانه های این سایت زیباتر بود ترانه تون
    • سلام دوست عزیز..با تشکر از شما و محبتی که ابراز فرمودید..در همین سطح فضا سازی را امیدوارم که دوستان ترانه سرا درک کنند و معمولا تو کارهایی که شاعر توانایی خود را در بیان تصاویر تک بعدی قوی تر کند همانند دوربینی قوی می تواند تصاویری با کیفیت بالا برای مخاطب بوجود بیاره.. چون من خودم فکر میکنم به جای توصیف حقیقی یک مفهوم میتوانیم از تصاویری استفاده کنیم که آن مفهوم را برای ما بهتر و آشکارتر تداعی میکند.این طرز بیان از لحاظ هنری دارای ارزش بالاتری ست و همچنین دارای زیبایی بصری و انتزاعی خاص خود ست که میتواند به قدرت تخیل شاعر در پردازش شعر بستگی مطلق داشته باشد.با تشکر و پایدار باشید.
  • واقعا که یه نعمتی بود اون حال و هوا ما هم که خیلی مثل شما از این روزای قشنگ روتجربه نکردیم اما همون حدی هم که دیدیم تجربه خیلی خوبی بود