بسم خدا

دنیا محل گذره
برای حرفات یه ذره
ارزش اگر قاعل بشی
آرزوهات پشت در
زندگی آرومه اگه
به فکر همدیگه باشیم
صبح که میشه بسم خدا
از خواب نازمون پاشیم
امید خودش یه هنره
خستگی‌ها رو میبره
هوا رو آبی میکنه
دنیا باهاش قشنگتره
خدا خودش منتظره
که غصه ها رو ببره
کفر اگه بگیم خدا
این زندگی خون جیگر
مقصر بدبختیو
هرکی که هست ولش کنید
خاک رو زمین فراوونه
بردارید و گلش کنید
ازش یه آدم بسازید
که عاشقه زندگیه
امیدو تو اون نکشید
چون عاشق بندگیه
مهربونی یه هنره
دشمنیا رو میبره
نقاشی خاص خدا
نگاهتم یه اثر

94
۳

درباره‌ی زهره مفتحی

ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد برخیز فدای سرت انگار نه انگار خودم را شاعر میدانم چون بیست و چند سال از عمر سی ساله ام وقف شعر بوده و شعر آشناترین من است. نزدیک ده سال است شعر هایم در سایت شعر نو به گوش هم ذوق های من می‌رسد. افتخار میکنم. درشب های شعر و مشاعرات رسمی بسیاری حضور داشتم از جمله در حضور دکتر آذر. بزرگترین افتخارم در زندگی عشق به شعر است.