دیوونه ی زیبای بی رحم

دیوونه ی زیبای بی رحمم

از بس دل دنیامو خون کردی

خندیدن از یاد لبام رفته

دلخوش به خواب بودم که برگردی

با هق هقم خواب از شبام رفته

 

بیدارم و بی وقفه می بارم

دنیام یه مشت روزای نمداره

از بس غمت رو داد زدن لب هام

عطر نفس بوی غم داره

 

با بغض بعد از تو گلاویزم

چنگ میزنه گلومو میشکافه

طفلی هنوزم این دل سادم

با خاطراتت قصه می بافه

 

طفلی هنوزم داره دنیاشو

تو هرم آغوش تو می بینه

تو کافه ی همیشگی هرروز

منتظر چشم تو میشینه

……..

خسته تر از اونم با چشمات

خلوت کنه این مرد دیوونه

هر بار خواستم از تو خالی شم

دیدم خیابون خیس بارونه

 

دنیامو درگیر خودت کردی

دنیایی که جز درد چی واسم داشت ؟

دنیایی که تا یک بهشت بودن

تنها یه آغوش تو رو کم داشت

 

دیوونه ی زیبای بی رحمم

دنیامو حبس کردی توو تنهایی

توو هر خط از این قصه گم میشم

بازم تو پیدایی ، تو اونجایی

88
۸
۲

درباره‌ی سجاد فرهادی

سجاد فرهادی شاعر و ترانه سرای ایرانی در سال ۱۳۶۹ در بندر گناوه استان بوشهر متولد شد. او از نوجوانی سرودن ترانه را آغاز کرد که آثارش در آثار او در مجلات و روزنامه های ادبی چاپ می شد و علاوه بر ادبیات در زمینه علوم کامپیوتر نیز فعال بوده و فارغ التحصیل رشته مهندسی نرم افزار کامپیوتر است. آثاری از ایشان در کتاب های مشترک ” ترانه سرایان ایران ۹۸″ و ” کوچه باغ پاییز ” منتشر شده است. سجاد فرهادی در زمینه ادبیات کودکان نیز فعالیت مستمر داشته و دو اثر با نام های “خواهر” و “زمستون” او منتشر شده است. کتاب مجموعه ترانه های سجاد فرهادی با نام “منو پاییز می فهمه” توسط نشر ایزدقلم به بازار کتاب ایران عرضه شده است