خودکشی پشت خطوط زرد!

خودکشی پشت خطوط زرد!

...

شک می‌کنم به نیمه‌های شب
وقتی که پایانش مشخص نیست
کش اومده عمرم نمی‌میرم
این زندگی مسخره بس نیست؟!

از هر طرف تاریکی مطلق
توی حصار آهن و سیمان
دود و ترافیک و صدای بوق
بوی تعفن میده این تهران

یه قبر دسته جمعیه مترو
کی گفته این جبرو نمی‌بینم؟!
پشت خطوط زرد می‌میرم
فشار توو قبرو نمی‌بینم!!*

با یه موتور توی پیاده رو
قاپید کیف پولمو دیدی؟!
مادر بگو دلخوش به چی بودی؟
این بخت تاریکو که زاییدی؟!

آخه خدایا این چه رسمیه؟!
هی تلخی و هی سختیه پس کو –
– آسونی ما بعد سختی ها؟!
این زندگی کی میشه زیر و رو؟

شک می‌کنم به نیمه‌های شب
وقتی که پایانش مشخص نیست
کش اومده عمرم نمی‌میرم
«پس خودکشی، یک مرگ اجباری‌‌ست!!»

 

*به ایراد وزنی در این مصرع واقفم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

111
۶