شاید…

...که آدمی گاه زنده به همین شایدهاست.

دلتنگیای بعدِ تو شاید…
این آدمو از دَم عوض کرده
این دشمنی با قلبمو شاید…
قلبِ تو با قصدوغرض کرده!
.
وقتی نمیمونی کنار من
بااینکه میدونم تو هم گیری
شعرای من پیچیده تر میشن
وقتی که میمونی ولی میری
.
حرفی نداری،بدتر از اینکه…
حتی نمیگی چی ازم میخوای
این آدمو تغییر دادم که…
شاید یکی غیر از خودم میخوای
.
چیزی برای بودنم با تو
جز احتمالاتی که دارم نیس
شاید تو هم دردامو میدونی
خیلی بده…”حتی چشای خیس؟”
.
وقتی “بدونی” بی تو داغونم
با بی خیالی میدی آزارم
شاید تو نشنیدی که من هربار
گفتم که خیلی دوستت دارم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: