وصف حال

کولاک

باید به تمام رویاهای کودکی رسید
  • باید کاری کنه بانوی قصه
    با اینکه روزگار پاهاشو بسته
    پر پروازشو باید ببینید
    پای حرفای اون بازم بشینید
    یه روزی قد دنیا آرزو داشت
    واسه قلبش یه دنیا پیش رو داشت
    بااینکه دختره مرد نبرده
    یه روزی دست پر اون برمیگرده
    خیال خام وباطل اون نداره
    تو رگهاش غیرته اون خون نداره
    یه روزی میکنه کولاک کولاک
    تو ذهنش این صدا میزنه پژواک
    نه این دیره نه اون دوره
    نه این یک حرف ناجوره
    باید این قله رو رد شه
    همه چی واسه اون جوره
    یه قلب آتشین داره
    یه ذهنی که پر از نوره
    به بالا میرسه آخر
    نگید این مرغ مهجوره

187
۸
۱

درباره‌ی زهره مفتحی

ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد برخیز فدای سرت انگار نه انگار خودم را شاعر میدانم چون بیست و چند سال از عمر سی ساله ام وقف شعر بوده و شعر آشناترین من است. نزدیک ده سال است شعر هایم در سایت شعر نو به گوش هم ذوق های من می‌رسد. افتخار میکنم. درشب های شعر و مشاعرات رسمی بسیاری حضور داشتم از جمله در حضور دکتر آذر. بزرگترین افتخارم در زندگی عشق به شعر است.

  • درود یه چیزیم من اضافه کنم شما همون اول ترانه گفتید باید کاری کنه بانوی قصه با این که روزگار پاهاشو بسته ببخشید مگه شما با پاهاتون کاراتون انجام می دین؟ معمولا کارو با دست می کنند اگه بود باید جایی بره عیبی نداشت موفق باشید
  • سلام خانم مفتحى عزيز، من نقد دوستان رو خوندم و كاملا با شما موافقم. به مراتب ميبينيم چه در اين سايت و چه در سايت هاى ديگه نوشته شده كه در ترانه نويسى زياد خود را درگير قافيه نكنيد و بنظرم اين دو كلمه اى كه به كار بردين ريتمشون به هم ميومد. ترانه زيبايى بود، موفق باشيد🌹
  • سلام خانوم مفتحی عزیز/با خوندن بیوگرافیتون انتظارم از شما بیشتر بود/قصه و بسته هم قافیه نیست/تو 6 مصرع از واژه ی اون استفاده کردید که بیشتر برای پر کردن وزن به کار رفته یه مقدار دل آزار/یه روزی میکنه کولاک کولاک/ جابه جایی ارکان/تو ذهنش این صدا میزنه پژواک / جابه جایی ارکان/مرغ مهجور/ مهجور به زبان ترانه تون نمی خوره/یه مقدار سعی کنید واژه های بیشتری رو در ترانه تون به خدمت بگیرید/شب و روزتون پر از ترانه////
    • سلام خدمت آقای عباسی و آقای مقدم عزیز. از اونجا که هر دو یک نقد مشترک داشتید که اون قافیه قصه بود میخواستم بگم که این کار دلیه آقای مقدم اصلا نمیتونستم بگم اون بانو خسته است. من به دلایلی هشت سال از فضای شعر دور افتادم واین برای من خیلی سخت بود من ازز مانی که خوندن نوشتن نمیدونستم شعر میگفتم و خواهرم برای من می‌نوشت البته همیشه غزل گفتم و در ترانه نوپا هستم و فکر میکردم میشه گاهی در ترانه اگه آهنگ و و نو رعایت کنیم قافیه ناهماهنگ مشکلی نداره.باتوجه به ترانه هایی که خوندم اگه غیر از اینه راهنماییم کنید ممنون
      • درود بانو اینکه الان هر چیزی رو بعنوان ترانه ولو با ایرادات وزن..قافیه..زبان.وووو مینویسن یا اجرا میکنن دلیلی نیست که ما هم همون راه رو بریم شما نوشته بودین در ترانه نوپا هستین و چه خوبه از همین ابتدا راه درست رو بپیمایید و نظر بنده هم در نقد اثرتون همین بود البته مشکلاتی که جناب عباسی بهشون اشاره کرد هم کاملا درسته اما من شخصا ترجیح دادم فقط به قافیه اشاره کنم نظرات دوستان صرفا برای پیشرفت شما و همه ی ماست سبزبمانید ب
  • درود بانو مفتحی عزیز ترانه تون رو خوندم خوب بود بیت اول بجای بانوی قصه. بانوی خسته بنویسین مشکل قافیه ش حل میشه با پشتکار ادامه بدید و سبز بمانید