لاجورد

لاجورد

ناگه صدایی سخت شنیدم یک سایه ,هزار سایه دیدم

من از شب کوچه ی رندان

در این بنیان بی بنیان

شدم حیران  در پی تو

در این شهر, بی وجدان

سر گذاشتم به خیابان

به دنبال قطره ایی باران

 

ناگه صدایی شنیدم

یک سایه ، هزار سایه دیدم

انگار که از عالم بریدم

دنبال سایه ها دویدم

 

تا چشم غماز,تو دیدم

ناله ای از درد کشیدم

فیروزه ی دو چشمت

چون لاجورد باران

خون می چکید از سرت

رو سنگفرش خیابان

 

شرو کردم به دویدن

صدای ناله ات رو شنیدن

ایست..به پشت خمیدم

تو رو از کولم کشیدن

 

مرگ آسان شده

خاک ویران شده

ماه گریان شده

نور پنهان شده

 

از این خورشید بی تابان

از آن شب, بی پایان

از این دی و از آن

آبان …..

درگیرم از این تقدیرم

اما ساکت نمی میرم……

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

263
۲۳
۳
۵

  • با سلام و خسته نباشید حقیقتش اصلا نتونستم ارتباط برقرار کنم با این اثر. خیلی سخت خونده می‌شد. جسارت نباشه البته❤️
  • جناب ایرانی عزیز سلام بنده هم خوشحالم که دوباره از این درگاه شمارو زیارت میکنم. شعرتونم هم جالب و زیبا بود. مانا باشید
    • سلام و سپاس .با تشکر از حضورتون پای ترانه ام ,با آرزوی روزهای بهتر و شادتر برای مردم سرزمینم و همچنان با ارزوی توفیق و موفقیت روز افزون برای شما.پایدار باشید.
  • سلام آقای ایرانی عزیز ترانه زیبایی سرودید موفق باشید
  • من از شب کوچه ی رندان،دراین بنیان بی بنیان شدم حیران به سوی تو ،دراین دوران بی وجدان بی احترامی نشه استاد من ،شعر شما خدایی زیباست.این هم نظر من بود
  • سلام جناب ایرانی من روح ترانه ی شما رو ستایش می کنم عالی بود ترانه ی شما چشم منو به دنیای غریبی باز کرد آفرین برشما
  • سلام جناب مقدم با تشکر از خوش آمدگویی مجدد شما در مورد داوری کردن ترانه ها با شما مخالفم چون خودتون با بیان این که شاید این ترانه ها برای نسل ما نباشه یه جور داوری کردید.اتفاقا نسل جدید بخاطر فضای مجازی و اطلاعات ژورنالیستی ،شاید حجم سوادشون رو زیاد کرده باشن ولی عمیق نیستن،و اگه ما با ترانه های سطحی مثل نالوطی دنبال چی میگردی با موچی،که حتی واژه هم غلط هست،سالهای آینده که ما در باره دوران طلایی استاد دبیری ،اردلان سرفراز،وووو حرف میزتیم و لذت میبریم ،آینده این نسل و ترانه هاش رو قضاوت و داوری خواهد کرد،من حداقل نمیتونم چشمام رو ترانه های بی محتوا و سطحی و نازل ببندم. ما باید کمک کنیم که اتفاقا جوونها گوش های تمیز و سالمی داشته باشند اونوقت میتونند انتخاب کنند که کار خوب گوش کنند یا کار مبتذل ، البته ناگفته نمونه که در این نسل هم ترانه سرا های بسیار عالی داریم.که وجودشون باعث افتخار و مایه ی مباهت هست.موفق و پایدار باشید.
    • درود نمیدونم اینکه گفتم شاید این ترانه ها برای نسل ما نباشه. کجاش قضاوته و اما نسل امروز باسوادتر هستن درست بحث روی سلیقه هاس هر انسانی حق داره اون ترانه ای ک به سلیقه ش میخوره اجرا کنه یا گوش بده نسل طلایی پیشین مال دوران طلایی پیشین بود همین الانم ترانه سراهای خوب کم نداریم ک مثل اون نسل ترانه میگن اما مشکل اینه در اجرا زیاد استقبال نمیشه سلیقه ی من نسل طلایی گذسته س اما به کسی که تتلو گوش میده یا رپ میخونه هم احترام میذارم و اسم سلیقه اون و سخیف نمیذارم سبز بمانید
  • ترانه خوبی بود بازهم با کارهای زیبایتان ما را مهمان کنید. ژیل دلوز فیلسوف سیاسی قرن بیستم می گوید (هیچ امری سیاسی نیست وقتی هیچ امری سیاسی نباشد هر امری سیاسی ست) به این معنا که نفس کشیدن ما، پیاده روی ما و حتی سکوت ما هم در این دوران با سیاست و امر سیاسی گره خورده است. حال که شما توانسته اید به پیوند عشق و سیاست در ترانه تان اشاره کنید به گمان من بهتر است این پیوند را کمی بیرونی تر و اعتراضی تر نیز بیان کنید. مثلا از مصادیق روشن سیاسی و پیامهای اجتماعی به جای تصاویر و نمادهای استعاری بهره بگیرد. اینجا که سانسوری وجود ندارد می توان بهتر و صریحتر صحبت کرد انشالله.
    • سلام دوست عزیز ،با تشکر از نظر و محبتی که ابراز فرمودید. اساسا خودم رو سانسور نمیکنم از ابتدای وجودم تا حالا....ولی در رسوندن پیامهای اجتماعی و سیاسی با خطوط قرمز آشنایی دارم و همین گاهی یک ترانه و شعر را با آنجا که قلمت میرود خط خطی میکند.و گاهی حتی شاید لطمه اساسی به کار بزند.همه سعی بر این هست که یه اثر اعتراضی حتی اگه ناقص دیده و خوانده شود.موفق و پایدار باشید.
  • درود دوست من کارهای اعتراضی معمولا نشان از خشم شاعر داره نسبت به موضوع اون شعر یا ترانه اما نباید این خشم باعث در هم ریختن اصول و وزن کار بشه دوگانگی زبان و مشکل وزن بی شک از ارزش اثر کم میکنه و مخاطب رو از پرداختن به موضوع دور هنر شاعر اینه که این خشم و اعتراض رو در قالبی بدیع و.موزون به مخاطب عرضه کنه و بنظر من لااقل توی این اثر موفق عمل نکردین به امید کارهای زیباتر
    • سلام مقدم عزیز با این مقدمه شروع کنم که هر ترانه ای نیاز به گفتن من نیست که نیاز به وزن و رعایت اصول شاعری نداره. مثلا برخی از بهترین ترانه های عارف قزوینی از هیچ وزن عروضی و افاعیل 12گانه شناخته شده پیروی نمی کنند. ترانه این دوست ما هم از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل فکر می کنم قالب ترانه این اجازه را به سراینده می دهد که الهامات درونی و تمنیات شخصی خود را به همراه آنچه از جامعه و پیرامونش دریافت کرده در هم آمیزد و طرحی نو افکند که در اینجا آقای محمدرضا ایرانی چنین کرده است. مخصوصا آن بندی که اشاره به خورشید بی تابان می کند. برایت روز و روزگار خوشی خواستارم مقدم جان.
      • درود دوست من در مورد وزن شاید نظر شما درست باشه البته نه در هر زمانی و نه در هر شرایطی اما دوگانگی زبان و زمان رو نمیتونم قبول کنم اینکه ایده و حرفهایی برای گفتن داشته باشیم خیلی هم خوبه و در کار ایشان هم دیده میشد اما چگونگی بیان و هنر ابراز اون لازمه ی شنیده شدن و به دل نشستن اون اثر توسط مخاطبه که اگر این نبود هر دلنوشته ای رو میشد با توجیح شما شعر یا ترانه قلمداد کرد پس اگر قرار بر اینه که کاری رو انجام بدیم باید به اصول اون کار احترام بگذاریم منظور این حرف مخالفت با تغییر یا ساختار شکنی نیست اما همان تغییر و شکست ساختار هم باید دارای قواعد خاص خود باشه سبزبمانید
    • سلام جناب مقدم ،با تشکر از حضورتون پای ترانه ام،سعی من در ترانه و هر اثر نوشتاری اساسا پرهیز از ساده نویسی و سطحی نگری ست. ذهن و شعور مخاطبم رو سعی میکنم اگر بتوانم افزایش دهم تا به ترانه های سطحی سوق دهم.امروزه همه ترانه سرا شدن، و کارها اجرا میشه، هیت میشه و مردم هم گوش میدن،ترانه ها وزن دارن قافیه دارن زبان و ریتم ،ولی کانسپت اثر بی محتوا و بی ارزشه البته از نظر من،مثال های زیادی وجود داره که در این بحث نمی گنجه،با قبول نقد شما ،ترانه من اصلا تیکه تیکه ست.خیلی با اثر اولیه که قلمم نوشته بود فرق داره، ولی سطحی و بی محتوا نیست.پاینده باشید.
      • ببینید کلا با ارزش گذاری و نفی مخالفم اینکه دیدگاه شما و ذایقه ی شما یا من کاری رو پسند نمیکنه دلیل بر این نیست که به دل یه مخاطب نوجوان یا جوان ننشینه و مورد پسندش نباشه کار ما داوری کردن نیست شاید اون کار بقول شما بی محتوا برای نسل ما سروده نشده بنظر من همونجوری که ترانه های استاد ایرج جنتی قشنگه و قابل احترام مخاطبین و ترانه های مریم حیدر زاده هم قابل احترامن البته این صرفا نظر من بود تا نظر دوستان دیگر چه باشد سپاس
  • درود دوست من تا بحال کاری رو ازتون نخوندم پس حدس میزنم تازه به آکادمی آمدید و به رسم ادب بهتون خوش آمد میگم و براتون بهترینها رو آرزو میکنم مطمئنا در آینده کارهای قویتری رو از شما خواهیم دید سبزبمانی
    • دوست عزیز شما ترانه بگو نه بنده رو خوندید و اونجا هم برام آرزوی کارهای بهتری کردید!!!! در ضمن من سال ۹۵ عضو آکادمی بودم و مدت شاید دو سال بیش از ۵۰ ترانه ام تو آکادمی ثبت شده، واز سال ۹۷ همکاری ام کم شد چند ترانه اجرایی داشتم و تصمیم گرفتم مجددا همکاری داشته باشم. دوستان زیادی داشتم که متاسفانه تا امروز فقط شاید دو نفرشون رو پیدا کردم و خانم ربانی عزیز که همیشه با زحمات بی وقفه این آکادمی رو سرپا نگه داشتند.با آرزوی روزهای بهتر ،موفق باشید.
      • بله حق باشماس خودم پی ب این فراموشکاری بردم و نظرم رو پاک کردم اما انگار اینجا نظرات بعد از ارسال پاک نمیشه!! و خب اینکه دوبار خوش آمد بشنوید انچنان بد هم نیست