بی اطمینان

بی اطمینان


آدما تغییر میکنن  حرف و عهدا فراموش
وقتی بهونه پیدا شد  گوشیشون دیگه خاموش

رویاهامو ازم گرفتی  شدم جوونِ نا امید
حرفای شبِ آخرت  عشقتو از دلم برید

زندگی یه جبره  محکومیم به ادامه
کسی‌ بگه عاشقتم  فکر میکنم یه دامه

آرامش معنی نداره  واسه کسی که زخم خورده
رفته و خاطراتش رو  تو بارون از یادش برده

بی اطمینان، به حرف و قول آدما
به داستان عاشقا
به کافه های شیک شهر
بی اطمینان، به گل های رز سرخ
عقل باخت و دل برد
به کوچه های خیس شب

مثل درخت پاییزم  که دیگه بهار نداره
برگایی که ریخته ازش  رو شاخه هاش جا نداره

برو ولی بدون که من  آدم سابق نیستم
کسی بگه دوست دارم  تا تهش باهاش نیستم

بی اطمینان، به حرف و قول آدما
به داستان عاشقا
به کافه های شیک شهر
بی اطمینان، به گل های رز سرخ
عقل باخت و دل برد
به کوچه های خیس شب

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

111